♡𝓛𝔂𝓻𝓲𝓬 ـ✨️🦢
الذهاب إلى القناة على Telegram
"Give me water when I am withered."🥀✨️
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
808
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-987 أيام
+4230 أيام
أرشيف المشاركات
806
باید بودی و چشمامو میدیدی
"که اونشب چه اتفاقی برای "احساساتم" افتاد."
جوری که فرداش وقتی بیدار شدم
چیزی درونم حس نکردم:)...
806
"تنها آهنگی که میتونه باعث بشه اون غم و عميقا احساس کنم."
غمی که توی خونمه و با بند بند وجودم حس میشه.
چرا حسی که برای بقیه شیرین و خوش بود برای من تلخ و درد بود؟
چرا عشق چنین بود. 🥀
806
Repost from 𝘯𝘺𝘤𝘵𝘰
چگونه هنوز از تو میگویم، در حالی که تو دیگر نه صدایی، نه نگاهی، نه حتی سایهای در این جهان من هستی. چگونه هنوز نامت را در ذهنم تکرار میکنم، بیآنکه پاسخی بیاید، بیآنکه نشانی از حضورت در زندگی من باشد. تو رفتهای، و من ماندهام با واژههایی که هنوز بوی تو را میدهند.
هر بار که دهان باز میکنم، بیاختیار از تو میگویم. از خندههایت. از سکوتت، از چشمانت،از رفتنت، که هنوز در من ادامه دارد،مثل صدایی که در گوشم مانده، بیآنکه دیگر شنیده شود.
چگونه هنوز از تو میگویم، در حالی که تو دیگر نیستی؟ نه در این شهر، نه در این زمان، نه در این زندگی. اما انگار رد پایت را باد با خود نبرده، انگار هنوز در هر غروب، در هر بوی باران، در هر خواب نیمهشب، چیزی از تو باقی مانده. چیزی که نمیگذارد فراموشت کنم، چیزی که مرا وادار میکند باز هم از تو بگویم، حتی اگر تو دیگر نشنوی، حتی اگر دیگر نخواهی.
من از تو میگویم، چون تو هنوز در منی. چون نبودنت، حضوریست که هر لحظه با من راه میرود. چون گاهی، تنها راه زنده ماندن، همین است.
گفتن از تو، برای تو، بیتو.
806
اگه میخواستم خیلی راحت و بدون اشعار و تشبیه احساساتم رو بیان کنم فقط میخواستم کنار هم باشیم بدون غرور اعتراف میکردم که "دوستت دارم" میخواستم محکم بغلش کنم و در آغوشش رویاهای شیرین ببینم
"فقط من و تو" داخل جهانی به این بزرگی..
هروز با لمسش با نگاه گرمش..
کیک درست میکردیم میخندیدیم باهم غزل مینوشتیم و شب ها آسمون پر از ستاره رو تماشا میکردیم و یه کیس عاشقانه...
رویام بود اما زندگی انقدر راحت نبود..🥀⏳️
806
چِرا هَمه عاشِقانِ واقِعی عِشقِشان یِکطَرَفه هَست؟ چِرا هیچ عاشِق واقعی به عِشقَش نِمیرِسَد؟ "نِفرینی دَر این حس نهفته اَست."
تَنها نِفرینی که به آن اِعتِقاد داشتَم وَ اُمیدوار بودَم دُچار آن نَشَم...
