ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

جاودانگان🕊️

جاودانگان🕊️

الذهاب إلى القناة على Telegram

میدانید زنده‌ترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهایی‌ست که در مبارزه میگذراند. و خب دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشده‌ایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد ما حاضریم. -شهید‌آوینی اینجا قراره بیشتر شهدا رو بشناسیم.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
210
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-67 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
آخرین صدا از شهید ابراهیم هادی پنج روز قبل از شهادتش

وصیت نامه شهید: بسم رب الشهداء و الصدیقین
اگر چه بیش از هر کس، خود را محتاج وصیت و پند و اندرز می دانم، پیش از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا می کنم که قدرتی به بیان من بدهد که بتوانم از زبان یک شهید، دست به قلم ببرم چرا که جملات من پیدا شد و مورد عفو رحمت الهی قرار گرفتم و توفیق و سعادت شهادت را پیدا کردم، بعنوان پرافتخارآفرین وصیای شهید خوانده می شود. خدایا تو را گواه می گیرم که از شروع انقلاب تا به حال در طول این مدت هر چه کردم برای رضای تو بوده و سعی داشتم همیشه خود را در مقابل آزمایش ها، مورد آزمایش و آموزش قرار دهم. امیدوارم در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متکبرین، این جان ناقابل را بپذیری. خدایا با این که از شکستگی های متعدد استخوان هایم رنج می برم، ولی اهمیتی نمی دادم؛ به این خاطر که من در این مدت نسبت به آن هایی که خالصانه در این راه گام نهاده اند، نشانه هایی از لطف و رحمت تو دیده ام. خدایا، ای معبودم و معشوقم و همه کس و کارم، نمی دانم چگونه در برابر عظمت تو ستایش کنم ولی همین قدر می دانم که هر کس تو را شناخت، عاشقت شد و هر کس عاشقت شد، دست از همه چیز شسته و به سوی تو می شتابد و به خوبی این را در خود احساس کردم و می کنم. خدایا چنان عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر انقلاب در وجودم شعله ور است که اگر تکه تکه شوم و یا زیر سخت ترین شکنجه ها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت. بعنوان یک فردی از آحاد ملت مسلمان به تمامی ملت خصوصاً مسئولین امر تذکر می دهم که همیشه در جهت اسلام و قرآن باشید و هیچ مسأله و روشی شما را از هدف و جهتی که دارید، منحرف ننماید. دیگر اینکه در کارهایتان سعی کنید نیت خود را خالص نموده و از هر شرک و ریا، حسادت و بغض اعمالتان را پاک نمایید تا هم اجر خود را ببرید و هم مسئولیت خود را آنچنان که خداوند، اسلام و امام می خواهند، انجام داده باشید هرگز این را فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی شود.

🕊️ شهید ابراهیم هادی
🕊️ شهید ابراهیم هادی

او سردار کمیل بود.

او تا آخرش فرماندهی کرد و از پا ننشست ، زخمی هارا از شهدا جدا کرد غذاهای باقیمانده را بین زنده ها تقسیم کرد و آب را... آب به زخمی ها می‌داد. او سقای همان کانال معروف و تشنگانش بود. و در تمام آن چند روز مانده به زخمی ها رسیدگی می‌کرد.

تا به حال به ثانیه های آخرتان و اینکه چگونه خواهید گذرانیدش فکر کرده اید؟ به اینکه اگر بدانید این آخرش است چگونه خواهید بود؟

او مانده بود و دریایی از خون و آتش، او مانده بود و زخمی ها او مانده بود و می‌دانست که این آخرین دقیقه هاست و قرار است برای همیشه بماند.

سراسر زندگی‌اش پر از درس است اما بیا سری به دقایق آخرش بزنیم...

روایت نهم: از آنان که پیروان سقای کربلا هستند و از فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها

متشکرم از کسانی که کانال رو از آغاز ماه رمضان تا الان دنبال کردن و خوندن. شناخت روحیه و سبک زندگی شهدا، باعث شناخت دلیل شهادت‌شون و در نتیجه ایمان عمیق‌تر به مکتب‌شون خواهد شد. ممنون میشم کانال رو به سایرین هم معرفی کنید تا افراد بیشتری مطالب رو بخونن. طاعات‌تون قبول و اجرتون با سیدالشهدا🌷

حاج قاسم از عملیات خیبر و شهید زین الدین می‌گوید:

فرازی از وصیت‌نامه شهید مهدی زین الدین:
اگر امروز ما در صحنه‌های پیکار می‌رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلاب‌مان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان (عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است. من تکلیف می‌کنم شما «رزمندگان» را به وظیفه عمل کردن و حسین‌وار زندگی کردن.

🕊 شهید مهدی زین الدین
🕊 شهید مهدی زین الدین

فرمانده، شهید مهدی زین الدین بود. فرمانده ۲۵ ساله‌ای که سردار خیبر نام گرفت.

شهید حاج قاسم سلیمانی درباره فرمانده گفتن که بعد ها خواب ایشون رو دیدن: حاج قاسم از فرمانده پرسیدن: «آقا شما مگه شهید نشدی؟ همین چند وقت پیش،‌ توی جاده‌ی سردشت...» فرمانده گفتن: «من توی جلسه‌هاتون میام. مثل اینكه هنوز باور نكردی، شهدا زنده‌ هستن.» حاج قاسم گفتن: «پس حالا كه می‌خوای بری، لااقل یه پیغامی چیزی بده تا به رزمنده‌ها برسونم.» پیغام فرمانده این بود: «سلام، ‌من در جمع شما هستم»

خودکار رو بر می‌داشت یک حدیث براشون می‌نوشت. کم کم بچه‌ها هم از فرمانده یاد گرفته بودن و دنبال حفظ کردن حدیث جدید بودن. یک بار فرمانده و چند نفر دیگر از خط بر می‌گشتیم برای این که بیشتر از این خسته نشیم و حوصله‌مون هم سر نره هرکس یک حدیث که بلده بگه. وقتی دید بچه ها من و من میکنن، گفت اصلاً خودم شروع می‌کنم؛ حدیثی که گفت این بود: «الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه‏» خیلی تأکید داشت که در جمع‌ها همیشه حرفی یا نقل قولی از ائمه باشد. اعتقاد داشت در خودسازی‌ خیلی تأثیر دارد.

بچه ها فرمانده رو دوست داشتن و اگر توی لشکر بود یک لحظه رهایش نمیکردن. وقتی میرفتن سنگر فرماندهی و می‌دیدن نیست، می فهمیدن که دوباره رفته سراغ بچه‌ها. می‌رفت توی چادرهاشون، می نشست گپ می زد، غذا می‌خورد با بچه‌ها، عکس مینداخت... گاهی میومدن پیشش که «آقا یک چیزی برامون بنویس» فکر می‌کنید فرمانده چی می‌نوشت؟

عملیات خیبر بود. چه عملیات سختی بود... ایمان فرمانده بود که بچه ها رو سرپا نگه داشت. همه بهت زده بودن. بعضی‌ها با هم پچ پچ می‌کردن، بعض های دیگه سرشون رو انداخته بودن پایین و توی فکر بودن. چون این عملیات با یک نگاه منطقی؛ کاملاً غیر ممکن بود. عملیات روی آب، بدون سنگر با نیزارهایی که همه جا مثل هم بودن، فرمانده [که همان رتبه ۴ کنکور سال ۱۳۵۶ بود] می‌دونست که بچه‌ها جا می خوردن برای همین گفت: «هر کس وضو نداره از اتاق بره بیرون با وضو برگرده» کلی مقدمه چید. از صدر اسلام گفت، از آن موقعی که مسلمان‌ها هیچ چیز نداشتن جز ایمان و کافران تا دندان مسلح بودن و مطمئن به پیروزی.

بعدتر تغییر رشته داد و در رشته علوم تجربی ادامه تحصیل داد. موفق شد رتبه ۴ کنکور در رشته پزشکی دانشگاه شیراز رو در سال ۱۳۵۶ کسب کند اما به دلیل تبعید پدرش انصراف داد.

فرمانده در دوران نوجوانی به کلاس یازدهم که رسید، حزب رستاخیز دفتر تأیید حکومت شاه رو به مدرسه آوردن و فرمانده دفتر رو امضا نکرد. در نتیجه از دبیرستان اخراج شد.