འ𝔬𝔬𝔱
الذهاب إلى القناة على Telegram
275
المشتركون
+124 ساعات
+327 أيام
+5130 أيام
أرشيف المشاركات
275
یه حسی تومه که میگه کاملا یه جور دور از ذهنی همه چیز پیش میره نه شبیه وضعیت فعلیه نه چیزی که برای آینده میتونیم تصور کنیم.
2.3 23دی 404
به اُمید آزادی
275
ته ته ته ته ته افسردگیم ببین ته ته اصن تا ته حالم ته کیره...
1.11 23دی 404
خاطرات یک حلزونو دیدم واقعا دوصداشتنی بود مثل مری و مکس که دوصداشتنی بود.
.درد. یکی از اجتناب ناپذیر تریناست.
و .ناله. کیریه.
هیچکدوم از حرفام چفت و مرتبط نیستن صرفا پرش و جهش افکار و هجوم یه دفعه ای هر کیر مغزیه یکدفعه سلام شدس .
بخش اعظم هرچیزی خودساخته ذهنیه و اون بخشی که باقی میمونه هم پتانسیل تغییر به خود ساختگی ذهنی شدن داره.
اعمال طبیعی نرمال و همیشگی برام عجیب غیر طبیعی آن نرمال کریح و اجتناب پذیر به نظر میرسن خوابیدن خوردن دستشویی رفتن و... اصلا نیستم توشون فراموشم میشن اونقدر انجام نمیدمشون تا اون لحظه ای که یدفعه یادم نمیاد آخرین بار کی انجامشون دادم...
کلی فکر کردم چیزی پیدا نکردم که دلم بخادش واقعا مصلا یه چیز خوشمزه پیدا نکردم بدمزس انگار همه چی یا کاری که دلم بخادش حتی شروع کتاب جدیدم برام نا جالب محض بود اونقدر نا جالب که حالمو داشت بهم میزد .
من نگاه میکنم و شاید جالبه نه صرفا هست مصلا الان که بهش فکر میکنم امروز گیر میفتادم توی دیدن، چندین دقیقه به بشقاب آش لبو زل زده بودم شاید جالب بود دلم نمیخواست بخورم اصلا و نگاه کردنشو قطعا ترجیح میدادم یا زل زدن به چایی یا نگاه کردن چراغ نارنجی هود توی اشپزخونه یا نور نارنجی قرمز هیتر یا دونه های آبیه براق توی لوستر که با اینکه لوستر خاموشه ولی اونا کاملا واضح بنفش و آبین و تمام لحظه هایی ک من گیر بودم استپ شده بودم و فقط خفه نگاه میکردم.
از حرف زدنی که خارج از مغزم باشه خوشم نمیاد الان کاملا توی مغزمه ولی وقتی بخام به زبون بیارم و واضحا بخام تفکیک کنم که میخام با کی در مورد چیزی که باید صحبت کنم و اونو فهمشو دیدگاهشو درکشو در نظر بگیرم در قبال حرفم تا جوری بگمش که به چیزی که من واقعا اون شکلی میخام بگمش نزدیک باشه تا اونم همونجور ک من اون قضیه رو حس میکنم بفهمتش روانیم میکنه پیچیدس. شاید چون نمیدونم خودمم دقیقا کدوم حسم واقعیه کدوم نه...شایدم چون همه چی کصشره .
ولی الان هیچ مخاطبی در نظرم نیست و هیچ تقلایی برای فهموندنم در کار نیست در نتیجه کیرمم نیست پیچیده ام نیست. خوشم میاد ازش. انگار دنبال اینکه بگردم ببینم واقعیع یا نه تا بگمش یا به خاطر کصشر بودنش کلا نگمش نیستم.
تا میام زور بزنم بگم هنوز تمایلی به فلان چیز دارم چیزی پیدا نمیکنم.
خنثامه به همراه کمی سوزش معده و دردی که هر تیکم یه جور حسش میکنم فرق دارن و دردن ولی، حتی ناخونامو موهامم درد دارن ولی دردشون با دردی که تو کمرمه فرق داره یا اونی که زیر دلم حس میشه یا حتی اونی که تو رگ چشممه یا اونی که تو پلک پایینیه چشممه کل من درده ولی هیچکدوم شبیه اون یکی حس نمیشه.
درصد تنفرم نسب به همه چیز و همه آدما تو یه درجه ایه الان که دیگه انگار باور صریحمه در نتیجه عصبیم نمیکنه اینشکلیم که کلا کیریه.
فاز کصشر تفت دادن مغزی تمومه تنظیمات نقض کردن کصشر دونستن در نتیجه کلا بوجود نیوردن و نگفتن و مُرونده شدن سلام شد.
نمیدونم چرا ولی خب
2.2
275
.چه حالیه ولی... رنگ و جَو عجیبیه خاکستری نارنجی دود سردِ گرم نااُمیدِ اُمیدوار غرق در ضعفِ قوی قلب وحشت زدهٔ شجاع غم زیاد ولی تصور پایکوبی و حال خوش زخمی و پاره پاره جسد روی جسد دروغ پشت دروغ کنار کشیدن آدما جلو رفتن آدما اونی که گیر دارایی کیریشه اونی که از همه چیش زده هیچی واسه از دست دادن نداره اونایی که صداشون در نمیاد خش افتاده از فریادِ حق و کسایی که کلا صداشون از اول درنیومد قلبم تیر میکشه .چه حالیه ولی...
2.2 22دی 404
275
من سواد سیاسیم اصلا کیر خر خاصی نیست ولی تنها چیزی که دارم میبینم مرگ مردممه گشنگیه بی پولیه مردن هرچی ارزوعه زندگی کیریه حسرته حسرته حسرته شرمندگیه استرسه نگرانیه غمه عزاس مرگه رفاه و امنیت نداشتنه حق و حقوق عادی و اولیه نداشتنه حق بیان نداشته خفه شدن قطعی برق اب گاز تلفن نت آنتن روغنی که چند روز دیگه ملیونیه گوشت و مرغی و ماهی و میگویی که همین الانشم به خاطرات پیوسته کدوم یکی از شما تو کشوری که صادر کننده خاویاره سر سفرتون خاویار سرو میشه کیرم تو خاویار اصن ما تخم مرغم دیگه نمیتونم بخریم دو روز دیگه من یه سرما خوردگی ساده جوری خرجش شد که واقعا مونده بودم تو سرما بخوری باید بری بمیری دیگه چه برسه به مریضیای سطح بالاتر که دارو و روند درمانی پیچیده تری بخواد و هزاران هزار چیز دیگه که همه مایی که اینجاییم ثانیه به ثانیه داریم زیر بارشون گاییده میشیم...
کشته هایی که ازشون صحبت میکنم فقط مال این چند روز یا چند سال نیست ما سالیان ساله روزانه به خاطر قطعی برق هزارن بیمارو از دست میدیم اون بچه های پروانه ای که دارن با این بیماری دست و پنجه نرم میکننم حتما تروریستن میدونی اونا چیکار کردن خارتونو گاییدم کیرتونم نیست آخه میدونی اون همه آدمی که برای نتونستم تعیین دارو غذا گرمایش سرمایش نداشتن یه سرپناه امن عادی جون دادن... اره همش تقصییر آمریکاست آخه مرگ بر اسراییل مرگ بر صهیونیست اره مادر جنده...
کشورمونو غارت کردید ایرانم از هر لحاظی که تو نام ببری غنی ترینه آخه خارتونو گاییدم...
میدونی آخه شاه هرچی داشتیمو میداد به اینو اون کصکش نفهم گیریم تو جاکش رفتی تاریخو چپکی نصفه کاره در اوردی کردی تو کص ننت اوکی درست اصن باش حداقل وضع این درصد به این زیادی از مردم این نبود همین... اصلا شبیه موقعیت فعلی نبود حتی نزدیکشم نبود....
آخه اصن قیافه هاتونو ادم دو ثانیه بهش نگا کنه میفهمه چه کصکش پدرایی هستید حتی اگه هیچیم ندونه از هیچی، ازتون بی پدر مادر بودن بی ذات بودن مفرح بودن متجاوز بودن پدوفیل بودن مادر ساعتی بودن پدر نامعلوم بودن بی خایه بودن وحشی بودن بچه کش بودن میباره بی ذاتای کصکش اون رفاهی که ما داشتیمو کجا داشت همون آمریکایی که الان خار همرو میتونه بگاد کیر ایرانم نبوده قبلش الا تحصیلی که حق همه ست اینجا بگاعه جنده ها همه چی پوله نه اخه ننتون جنده پولی بوده ترومای بچگیتون شده الانم شما اینشکلیین بعد اونی که بر میگرده این وسط کص میگه مردمححح نبایدحح فحاسی کننح نبایدحح اموالحح عمومیوح آسیب بزننو میخام بگیرم از کون اونقدر بکنمش که زیر کیر جون بده بمیره خفه شو تا دسته که چه عرض کنم تا عرشه تو کونمونه من میام یه چوب میارم میکنم تو کون تو بعد اگه گفتی کصکش چرا میکنی یکیم نزدی تو دهنم همون چوبو تو کون من نشکستی نوکرتم هستم کیرتم میخورم کصکش پس کص نگو برا من آفرین مگر نه دفعه بعدی همون چوبو از تو کص هفت جد و ابادت رد میکنم کم مگه مارو کردنو درست حسابی گفتیم نکنید فلان چیز فلانه همه چی گرونه دخترامونو برا دو تا تار مو نکشید برق نداریم اب نداریم هزااااااااران تا چیز دیگه ما با اینکه چوب تو کونمونم بود خیلی سعی کردیم درست برخورد بشه که فکری به حالش بشه ولی وقتی از بنیه و کف قصد همین کردن ما باشه دیگه سازش بی معناست. متاسفانه یا خوشبختانه ما مص ننه های شما جنده و عاشق کیر نیستیم لنگارو بدیم هوا بگیم چربش کن بیشتر هل بدید بیشتر مارو بگاید چربشم نکردید فدای سرتون خشک خشک زیر کیرتون جون میدیم نه ایرانی اونقدرم بزدل و خاک بر سر نشده همون کیرتونو شقه شقه میکنه باهاش یه آشی براتون میپزع که با وجود اینکه این همه گشنه و زالویید سیر شید بعدشم کیر شید گورتونو گم کنید هرچی دلتونم میخاد بگید تروریست نمیدونم نیرو آمریکا صهیونیست هر کصی که به ذهن کیریتون میرسه بگید مادرجنده ها آرزوم گاییده شدنتونه همون جوری که مارو این همه سال گاییدید.
به اُمید آزادی.
1.1
275
میدونی ما مردم تروریستیم...
آخه خارتونو گاییدم حداقل یه کصشر قابل باور تر تفت میدادید مادرجنده ها.
275
00.00 22دی 404
تقلا برای نپذیزفتن اینکه مردم رها کنند...
فکر اینکه این همه خون ریخته شدو چیزی نشه روانیم میکنه.....
275
2.22 21دی 404
عجیبمه به شدت جسمانی روانی بگام سرما خوردم دوباره نه دوباره مناسبش نیست برای بار هزارم شاید.
توی امروز درصدی از نا امیدی خار گایید...
دلم نمیخاد دوباره همه چی به روال ظاهرن ادیش برگرده پیامای من اینجا سند شه و اوضاع جوری که باید نشده باشه و من حتی مجبور بشم پاکشون کنم ...
از حرف زدن با ادم کصکش بدم میاد کص میگن.
امیدوارم این جو کوفتی که امروز گایید دیگه نگاد نا امیدی تو قلبم بمره...
گوشم عفونت کرده عالی
دو ساعت از تو راه بودنت با کصوشرای پشت تلفن سپری شد بقیشم زود تمومه به سلامت برسی مراقبتت باش دوست دارم.
مراقبتون باشید.
.به اُمید آزاری.
275
امروز یکی از وحشتناک ترینای دنیاهی بود واسم هنوز همه چی قطعه حتی دیگه نمیشه به هیچکس زنگ زد از لحاظ گاییدن خار نظام خدا بود ولی کیری ترین اتفاقا از سمت کسایی که نباید دهنمو گایید جوری که میخام یا خوب شن یا دور شم همین .
امشب زیر اون همه شعله و دود آتیش و ویرانی و همهمه و صدا حس قشنگی داشتم انگار خواب بودم دوست داشتم ساعت ها به اون منظره ویرانی که قلب تپندهٔ پر امیدش مردمن خیره شم واقعا زیبا بود خیلی زیبا...
امیدوارم تا پایان رها نکنیم و دست نکشیم چون اصلا نمیتونم با این همه خونی که ریخته میشه بدون دست آورد بزرگی که جبران بکنه خون ریخته شده رو کنار بیام.
بدجور گاییده و خستمه نا ندارم دیگه روانم برای امروز تمومه نمیدونم چی شده که اینارو اینجا میگم ولی حس خوبی میده.
نمیدونم الان که زنگتم نمیتونم بزنم باید چه جوری از حالت که اینهمه ازم دوری خبر دار بشم امیدوارم خوب باشی دخترجان دوست دارم.
ساعت1.1 20دی 404
امروز داشتم به این فکر میکردم که دیدید توی عیدا خیابونارو شربت میدن منم نذر کردم خیابونو برای جشن بعد پیروزی شراب بدم... علاقه وی به شراب انگور کاملا مشهود است.
.زنگ زدی خوشحالم لبخند و آروم .
شکر که خوبی.
مراقبت باش.
مراقبتون باشید.
.به اُمید آزادی.
275
نتا قطعه انتن ندارم از سرما از عربده از گلو درد وحشتناک از دوییدن از لحظه به لحظه به یاد اوردن اون پیام خداحافظی از سمت تو... از صدای انفجار و تیر اندازی از مردن مردمم جلوی چشمم از خبر نداشتنم از تو... دارم خفه میشم دلم میخاست حداقل الان تو بغلم بودی نه اینکه فکر حالت منو ذره ذره بکشه تو خیلی دوری...نریا........منو تنها نذاریا......بغض و گریه امونم نمیده.... خفمه......... حتی نمیدونم چرا دارم اینارو اینجا مینویسم نمیدونم چند شب شده که نخوابیدم ولی اصلا حسش نمیکنم چشام زل زدن به نمیدونم کجا دستام میلرزن میخام عربده بکشم اونقدر به حالمون به بی کسیمون به بدبختیمون به دردمون برای تک تک کسایی که از همون ابتدای ابتدا به ناحق با مظلومیت با شجاعت محض و کلی صفتای بی نهایت دیگه توسط مادرجنده های بی رحم کصده پدر خار بی وجود و کلی صفت بینهایت دیگه عذاب کشیدن شرمنده بچه هاشون شدن کشته شدن بهشون تجاوز شد تخریب شدن نادیده گرفته شدن خفه شدن تا بی نهایت جنده بازیاشون ادامه داره بی نهایت چیز دیگه زار برنم اونقدر عربده بکشم زار بزنم که بمیرم برای این همه درد یا ایندفعه حق خون مردممونو میگیریم یا میگیریم حق این همه زجر این همه خفت و کلی چیز دیگه که تا بی نهایت ادامه داره...
امیدوارم بتونم یه بار دیگه ام شده به آغوش بکشمت دخترم دوست دارم...
ساعت 3.33 19دی 404
نمیدونم حتی کی این پیام سند میشه ولی امیدوارم تایمی باشه که اینو ببینم و فقط لبخند بزنم یه لبخند گندالو حال همه خوب باشه توام باشی همه چی خوب باشه یه شراب خوب تو یکی از بارای خفن تازه باز شده از همین الان تا اون تایم که قطعا خیلی نزدیکه مهمون منی بهار جانم.
کل وجودم میلرزه از فشار روانی کیری...
مراقبتون باشید ...
مراقبت باش.
.به اُمید آزادی.
275
حالم بد...
واقعا چرا درصد زیادی کیرشونم نیست شرایط کیریمون چرا یه جوری دارن رفتار میکنن که انگار هیچی نیست همه چی گل و بلبله وای امشب واقعا حالم بهم خورد ...💔
