𝗠𝗘𝗬👾𝗨
الذهاب إلى القناة على Telegram
284
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
284
دل از کسی که ندانست قدرِ دل برداشت
ز خونِ خویش نشانی به راهِ او بگذاشت
نه شکوهای، نه گلایه، فقط سکوت شبی
که اشک، جایِ سخنهای ناگفته را برداشت
گمان مبر که فراموش کردم او را من
دلم هنوز همان است، فقط امید از دست رفت
جهان پر است زِ لبخندهای بیدغدغه
ولی برای دلم، خنده هم "عذابی" گشت و گذشت
اگر دوباره بیاید، نه آشتی، نه نگاه
فقط سری که فرو میافتد و آهی که آهِشت
