ar
Feedback
زثولیت

زثولیت

الذهاب إلى القناة على Telegram

He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. ‌Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
171
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+57 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
بنویسید، بیشتر و بیشتر.

خوشحال موشحالم

ممنونم.

این ورژنم خشک شده بود.

:)))) خیلی شیرین بود. خیلی.

Repost from Whisper
دوست خوبم نه٫بگذار بگویم زث کوچولو تو میگویی به‌جز اقلیتمان که ارتباط کوچیکی باهم داریم دیگر ممبرک هایت را قبول نداری و گمان می‌کنی کسی زمانش را برای خواندن کلماتت هدر نمیدهد اما بگذار به عنوان یکی از همان ممبرک های شیفته برایت بگویم که چگونه کلماتت را میستایم من همانی هستم که تنها به دلیل مخاطب من بودنت مخاطبت شدم و حتی تصمیم بر خواندن متن هایت نداشتم.اما زمانی که اولینشان در مقابلم سبز شد به خودم آمدم و دیدم که ساعت هاست کلماتت را با مکث بسیار میخوانم و ذهنم در بازی میان حروف ف و ق پیچ‌وتاب میخورد. پس از آن شروع کردم به بالا رفتن.خواندم و خواندم و خواندم و خواندم.کلماتی که‌ آن ها را خزعبلات‌ نامیدی را خواندم و برایشان سر تکان دادم. عاشقانه ها و غمینه هایت برای آرث را خواندم و با آن ها گریستم. و از آن زمان بود که طرفدار پروپاقرص‌ نامه های بامبینویی شدم.زیرا همه میدانند من حامی کودکان سه ساله هستم! و خلاصه..اینطور بود که کلمات زث شد آنجایی که پیش از دیگران به سراغشان میرفتم و آرام آرام بر خلق و خویم تاثیر گذاشت به گونه‌ای که گاه با کله گرد و گاه با کله پنج ضلعی نامتساوی الاضلاع اینور و انور میرفتم. بعد تو در میایی و میگویی ممبرک هایم کلماتم را نمیخوانند!؟ و این را به منی میگویی که در پوشه نویسندگانم سنجاقی‌ بر روی نام تو خورده!؟ به عنوان یک ممبرک کوچک به خودم اجازه می‌دهم که این حق تا از تو بگیرم تا دیگر نه به کلماتت و نه به ماها توهین های زثی نکنی از طرف دوست تو هاکوری٫با عشق”

انگار یکی به بختم پول داده و گفته، بد باش.

من لش و تنبل هستم. اشتباهی به دنیا آمده‌ام. مثل چوب دو سرگهی، از اینجا مانده و از آنجا رانده. از همه‌ی نقشه‌های خودم چشم پوشیدم. از عشق، از شوق، از همه‌چیز کناره گرفتم. دیگر در جرگه‌ی مرده‌ها به شمار می‌آیم.

برایت چه بنویسم عزیزکرده قلبم،برای تویی که مرا مانند خاطره ای بر باد رفته در گذشته‌ات رها کردی تا در میان پود و تار های زمان دست و پا بزنم تا شاید بتوانم خود را به تو برسانم.تویی که به‌گمانم به راستی دیگر مرا به خاطرت راه نمیدهی!همان منی که روزی تمام خودم را به‌نامت زدم و تو تمام آن تمام من را با بی میلی به گوشه ذهنت پرتاب کردی.مانند کودک دوساله‌ای که از اسباب خود خسته می‌شود و بلافاصله سراغ دیگری می‌رود.من برای این تو چه بنویسم عزیزکم!؟

تو که بی دغدغه از هفت جهان آزادی تو چه دانی که به حزن می‌گذرد روز و شبم؟
تو که بی دغدغه از هفت جهان آزادی تو چه دانی که به حزن می‌گذرد روز و شبم؟

photo content

یک شعر بهم تقدیم شد و من پرواز کردم.

بنویس.

برایت چه بنویسم عزیزکرده قلبم،برای تویی که مرا مانند خاطره ای بر باد رفته در گذشته‌ات رها کردی تا در میان پود و تار های زمان دست و پا بزنم تا شاید بتوانم خود را به تو برسانم.تویی که به‌گمانم به راستی دیگر مرا به خاطرت راه نمیدهی!همان منی که روزی تمام خودم را به‌نامت زدم و تو تمام آن تمام من را با بی میلی به گوشه ذهنت پرتاب کردی.مانند کودک دوساله‌ای که از اسباب خود خسته می‌شود و بلافاصله سراغ دیگری می‌رود.من برای این تو چه بنویسم عزیزکم!؟

اینایی که می‌نویسید مخاطبش منم دیگه؟ 🫣

دوباره برایم بنویس. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6667417182

عه اینم پرایوت شیر خورد. ممبرک های بیخود.

این پیام رو فوروارد کنید تا حدس بزنم آخرین حرفی که توی دفترچه خاطراتتون قبل از مرگ میزنید چیه.

می‌بینم که اینو بدجور پرایوت شیر می‌زنید!