زثولیت
الذهاب إلى القناة على Telegram
He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
168
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
168
باورم نمیشه که این بشر فقط پنج سالشه...
کل نود دقیقهٔ بازی کری خوند و اسم تکتک بازیکنهارو مسخره کرد، به فرانسه میگفت خروسجنگی خسته! قهقههاش گوشم رو کر کرد، الانم داره جلوم میرقصه و با انگشت نشونم میده و میگه هه ما بردیم. این حق من نیست. شب بخیر.
168
داداشم طرفدار سفت و سخت اسپانیا و عاشق ماشق یامال بود. توو خونهٔ ما اونی که باخت، فرانسه نبود، من بودم!
168
اگر انگشتت را در دهان ذهنم بچرخانی، درسهایم را استفراغ خواهم کرد چرا که چنان بر معدهٔذهنم سنگینی میکنند که فرصت انجام واجبات آدمیزادیام را سلب کردهاند. در هر کدام از دوایر ذهنم، او اصل و مابقی فرع بر او بود؛ دایرههایم از افسار گسیخته و از خود رمیدهاند.
در خطزمانی زندگیام، حدود دوسال قبل از میلاد، در یکی از متنهایم خود را به طبیعت تعمیم دادم. درخت شدم، ترجیحم بر این بود که از خاک وجودم به جای انسان، نهال سبز میشد. درختان را نماد امید دیدم و خود را نا امید. چنین شد که درخت وجودم خشکید. برگ شدم و در پاییز فرو ریختم. طبیعت را آزاد دیدم و آزادی طلب کردم، پس پرنده شدم، در طبیعت صدای شلیک شکارچی را شنیدم و منتظر صدای بعدی ماندم، صدای بعدی آمد و شکار نشدم، شکارچی، شکار دیگری شده بود و من آخرین امید مرگ را هم از دست داده بودم. من در موازات هیچ دنیایی آنی نخواهم بود که میخواهم. گاهی اوقات میگویم اگر مردم و باز از اول شروع شد چه؟ خندهام میگیرد، به قول تلخوش این شوخیهای بیمزهٔ آفرینش تا کی؟ ناگهان همه چیز پوچ میشود، رمیده میشوم و میروم. مشهود است که اکنون اجباراً مینویسم، من حتی از کلماتم هم رفتهام. کجا هستم؟ او پیدایم میکند. او هم از من رفته. خود، خود را پیدا میکنم. کجا هستم؟ از کجا پیدا کنم؟ چه را پیدا کنم؟ اصلاً اینجا کجاست؟ مرا برگردانید به سیارهام. نکند من ستارهام؟ آسمانم کو؟ کهکشانتان بمیرد، مرا به خانهام برگردانید.
در چنتهام دلایل قانع کنندهای دال بر آشفتگی و ابهامات درونواژهای دارم و از نبود مخاطب و بییاری زث مسروم چرا که از توضیح ملولم. از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.[به زودی نامی برای جریانهای سیالم پیدا خواهم کرد] #زث.
168
روزگار سیکیم. شب و روز سیکیم. آسمون و زمین سیکیم. همسایه بالایی و همسایه پایینی سیکیم. درس سیکیم. زث سیکیم. جبر محیطی و جغرافیایی سیکیم. جنگ سیکیم و دیگه نمیدونم چی رو بسیکم. (ببخشید)
