🎻 𝐋𝐮𝐜𝐢𝐟𝐞𝐫
الذهاب إلى القناة على Telegram
𝘐'𝘮 𝘯𝘰𝘵 𝘪𝘯𝘴𝘦𝘯𝘴𝘪𝘵𝘪𝘷𝘦, 𝘐 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘶𝘴𝘦 𝘮𝘺 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘭𝘦𝘴𝘴.... •°𝙏𝙖𝙡𝙠 𝙩𝙤 𝙢𝙚° ⋆ 𝜗ৎ⭒ ֢ @Hooniia_bot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
462
المشتركون
-424 ساعات
+57 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
462
البته من در اصل سه صفحه ی اول رو سه چهار بار خوندم
نمیدونم چرا متوجه نمی شدم کی به کی
بعد فهمیدم اها از این قراره
462
من همونی ام که دیشب تو بات گفت فردا شروع میکنم
همونی که اون شب تو بات چنلت که کلوزده حرف زدم و گفتم قراره کلی حمایتت کنم
اره خلاصه
462
Repost from N/a
───── 𝑃𝐴𝑅𝑇 𝑇𝑊𝑂
٬٬ بین صحبت های مهمون ها، تعریف و تمجید های زیادی ازش شنیده میشد اما چه اهمیتی داشت؟ تنها احساسی که حالا داشت، این بود که توی چاه عمیقی افتاده، و دیگه هیچ راه فراری وجود نداره.𝗁𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖻𝗂𝗋𝗍𝗁𝖽𝖺𝗒 ! 名前 : #𝗆𝖺𝖽𝗇𝖾𝗌𝗌 #𝗁𝗈𝗈𝗇𝗄𝗂 '𝗌 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒
462
Repost from N/a
───── 𝑃𝐴𝑅𝑇 𝑂𝑁𝐸
٬٬ سونگهون همونطور که کوتاه، نگاهش رو بین مردمی که گاها با عجله و یا با آرامش، قدم هاشون رو به سمت مقصدشون برمیداشتن، میچرخوند جواب دوستش رو داد. _ وسطِ پیاده رو؟ اینجا عجیب شلوغه، انگار همه از زندگی کردن جا موندن!𝖺 𝗍𝗋𝗎𝗍𝗁 𝗈𝖿 𝗋𝖺𝗂𝗇𝗒 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 . 名前 : #𝗆𝖺𝖽𝗇𝖾𝗌𝗌 #𝗁𝗈𝗈𝗇𝗄𝗂 '𝗌 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒
