932
المشتركون
+424 ساعات
+167 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
931
تو این فکرم همین جور که دارم رو دوس دخترم تلمبه میزنم ...
دهنو دماغشو بگیرم
ببینم باد میشه یا نه؟ 😀
931
یه کلمهی کُردی هست
به اسم"کاژه"یعنی پناهگاه
جایی یا کسی که آدم کنارش احساس آرامش داره!
یاد این بیت حسین منزوی افتادم:
چشمیبه تخت و پخت ندارم؛مرا بس است
یک صندلی برای نشستن کنار تو
❤️👌
931
طرف شب عروسی از حجله میاد بیرون
به پدرزنش میگه دخترت پرده نداره 😕
پدرزنش میگه: ارثیه ، مادرشم نداشت 🙂
931
تو به من بدهکاری
یک بیدار شدن با بوسیدن لب هایم
نوشیدن پستان هایم
لمس دیوانه وار گردنم
فشار آغوشت بر خواب تنم
تو به من بدهکاری
یک عمر مرد ماندن کنار زندگی ام
931
معتاد شده اَم
به لمس هر روز نفسهایت
به نشئگی مُدام آغوشت
به بویِ تند نگاهت
به کشیدنِ عمیقِ احساست،
931
با تو باشم
ظهر که هیچ
تمام لحظه هایم
بخیر میشود
مگر از دنیا چه میخواهم
تو در تک تک سلولهای
قلبم حضور داری
و عاشقانه دوستت دارم
931
اگر همه آدمها یک نفر را داشتند که
شَب ها در آغوشَش به خواب میرَفتند...
بدونِ شَک
صُبح که میشد
تمامِ جهان خواب میماند✨
