ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

| زیرشیروانی |

| زیرشیروانی |

قناة بسيطة

ناشناس: @Isthatyoubot آیدی واتپد: isthatyou چنل: https://t.me/+7qo889UKnKE3ZmQ0

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
268
المشتركون
-224 ساعات
-37 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
بچه های کلاس میگفتن قراره لشکر سبیل راه بندازه و جهان رو بگیره. امام زمان عصر خودت رو بشناس.

عبدل رو کنار یک مرد حدودا پنجاه ساله دیدم. رفتم جلو سلام کردم و عبدل! سیبیل! هاشو! زده! بود!

لباس هارو از توی لباسشویی در نیاوردم و الان بو گرفته. مامان بزرگم داره نزدیک منطقه انفجار میشه. سوژه - لباسشویی- تا چند ثانیه ی دیگه در محدوده ی دیدش قرار میگیره. خنثی سازی بمب نامحتمل است. پنج ثانیه تا انفجار.

🗣
🗣

خواهش میکنم🌹 هروقت بهم نیاز داشتی، فقط چراغ رو بمال.

مرسی. ناراحت تر شدم.

دیگه هیچوقت چیزی مثل اون پیدا نمیکنم و حتی جسدش بعد مرگ هم توسط مامان بزرگم تسخیر شد.

تیشرت داریوشم زیر بغلش تا کمر جر خورد و مامان بزرگم با بی رحمی تبدیلش کرد به دستمال و هی هم زیر لب می‌گفت : «چه جنس خوبی، قشنگ پاک می‌کنه»

سلام من یکم ناراحتم. میشه یک چیزی بگی الان.

sticker.webp0.00 KB

همش جیش دارم. از خواب بیدار میشم، جیش دارم. از اتاقم میام بیرون جیش دارم. وقتی میرم کافه دنبال دستشوییش میگردم، توی پاساژ دستشویی هارو از مغازه ها بهتر میشناسم. پرنده هایی مثل کفتر، مثانه ندارن و مستقیم روی سرت میشاشن و منم جز کفترسانانم. روی سر زندگیم شاشیدم که اینطوری شده. کل دستشویی های بین راهی منو میشناسن، هر سری میرم یک چاق سلامتی باهاشون میکنم. اگه برای هر بار دستشویی رفتنم، دو هزار تومن بزارم کنار؛ تا آخر سال میلیاردر شدم. یک روز از سنگ مثانه میمیرم و لحظه ی آخر، قبل از گذاشتنم توی قبر هم جیش دارم. می‌خوام بخوابم اما جیش دارم. اگه جیش کنم خوابم می‌پره و اگه بخوابم، جیشم می‌پره. با این حجم جیش، غر هم میزنم که چرا زندگیم اینقدر ریدمانه. چون اسم وسطم ریدمانه. چون احتمالا مامانم موقع حاملگی به دستشویی نگاه میکرده که ناخودآگاه جذب اونجا میشم. قبل از بیرون رفتن برای محکم کاری یک جیش میکنم و باز بعدش جیش دارم. این یه نفرینه. یکی برام دعا گرفته. یکی مثانه ام رو عصبانی کرده. دشمن شاد شدم.

- رئیس؟ دنبال چیزی می‌گردید؟ + اوه آنجلو! خداروشکر که اینجایی. دنبال فرصت هام میگشتم، ندیدیشون؟ - چند وقت پیش روی تختتون قرار دادمشون، نادیده گرفتینشون؟ + من رو که می‌شناسی جانم. حواس درست حسابی برایم نمانده. گاهی آینده ام رو زیر تخت پرت میکنم و لبخند هایم رو هم گوشه ی جاکفشی جا میگذارم. - لطفا کنار برید. فرصت هاتون رو پیدا میکنم. کشوی سوم از پایین رو گشتید؟ + بله آنجلو. - زیرزمین رو بگردید. بیشتر اوقات فرصت ها را اونجا جا می‌گذارید.

#Runawaybat تلاش برای ریختن ترس از خفاش ها: پارت ۷۲۹۱۹۱۷۲۶۲۸۹

sticker.webp0.11 KB

به جونگکوک گفت که از این به بعد بهتره دوتایی دوش بگیرن، چون اولا اینکه آب کمتر مصرف میشه و دوما اینکه، تهیونگ می‌تونه اون قسمت هایی از بدن جونگکوک رو که خود پسر با چشم های بسته بهش دسترسی نداره، براش بشوره!
#stop

جیش هم دارم واقعا ولی چون همیشه جیش دارم دیگه تحملش برام سخت نیست ضدشاش هستم

منتظرم فرشته های مهربون بیان منو از روی زمین بلند کنن و ببرن روی تخت چون خودم نمیتونم

sticker.webp0.11 KB

حتی چشم بسته و بی حرکت هم شکست میخورم:

خواب بودم. از تخت افتادم پایین.