| زیرشیروانی |
قناة بسيطة
ناشناس: @Isthatyoubot آیدی واتپد: isthatyou چنل: https://t.me/+7qo889UKnKE3ZmQ0
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
268
المشتركون
-224 ساعات
-37 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
+1
چرا قرمزی، جونگکوک رو کیتی صدا میزنه؟
سوال خوبیه. بهتره از تهیونگ توی دنیای واقعی بپرسینش.
#Runawaybat
این موضوع که بتونم یه روز بگم "ماشین خودم. با ماشین من بریم. داخل ماشینم. ماشین. ماشین من. پارکینگ ماشینم. ماشینم " داره تبدیل به خواب مورد علاقه ام میشه.
غذای گرون خوردم.
کابوسی که بالاخره به وقوع پیوست.
من و بشقاب سفید گرون قیمتی که وسطش یک برگ کلم و دو تا تکه هویج و سه تکه گوشت بهم پوزخند میزدن.
من و آقای گارسون که الکی دست هاش رو بالای سرم تکون میداد تا جادوم کنه و قیمت غذا از ذهنم پاک بشه.
من و اسم های منو که هیچ معنی ای نمیدادن.
غذای سواحل استوایی مخصوص سرآشپز رو اگه کدگشایی کنی، میشه یک نصفه تخم مرغ آبپز که دو تا ریحون توشه.
در نهایت هم کارتت رو با یک شکم خالی تحویل میدی و با چشم های خودت میبینی که نصف کارتت رو گاز میزنن، قورت میدن و پول هات از گوشه ی دهنشون روی زمین میریزه.
درواقع غذای گرون نخوردم.
غذای گرون من رو خورد.
#shit- تو امروز توی کلاس ادبیات گفتی عاشق همجنس شدن گناه بزرگیه. - پس بیا باهم توی آتیش جهنم بسوزیم. + میتونی اونجا تنها بسوزی + روز بخیر Destroy by uzamos
ته بازی میرسید به جنگیدن با hallow knight و نمیتونید ببرید و پخ پخ میشید.
اما یهو بازی از قبل از باخت میاره و موزیک پارت بازی عوض میشه و hallow knight شروع میکنه به خودکشی.
و اینبار شما کمکش میکنید که خودش رو بکشه:((
و بعد بازی تموم میشه.
#psps
توی جهان اصلی و قبلیش، یک پادشاهی ای بود که همه چیزش در بهترین حالت بود و حشرات به شعور و تمدن میرسیدن و خلاصه حکومت امام زمان در نظر بگیرید.
ولی یک ویروسی به وجود میاد که این جهانو نابود میکنه و همه اشون به سمت رفتار های منفی میرن.
پس پادشاه، hallow knight رو خلق میکنه و ویروس رو توش زندانی میکنه
+ صبح بخیر آنجلو، امروز از کافه ی مورد علاقهات صبحانه گرفتم.
- خوشحال به نظر میرسید رئیس.
+ بله. امروز میلم به خودکشی از هزار و سه به هزار و دو رسیده.
- پیشرفت خوبی است. صبحانه چی گرفتید؟
+ نیمرو ، یک خنجر کوچیک و پنج تایی گلوله.
- متاسفم اما فقط نیمرو رو میتونم قبول کنم.
+ کافه هم همین رو گفت. کافه ی به درد نخوری بود. در نرم افزار برایشان نمره ی یک از پنج رد میکنم.
- بی رحمانه است.
+ مثل همه چی آنجلو. مثل همه چی این دنیا.
توی هفت دقیقه ی آخر زندگیم که قراره مهم ترین آدم هام رو ببینم، احتمالا هفت دقیقه از مختار پشت پلکام پخش بشه.
مامان بزرگم یک جوری حواسش به ساعت هست تا بفهمه مختار پخش میشه یا نه، انگار نه انگار که شونصد و شصت و شش بار دیدتش.
این بار هجدهمه که از جزیره خارج میشم و هنوز هم از شهر های بزرگ متنفرم.
از اینکه همه توی پیاده رو اخم دارن و با عجله حرکت میکنن، از اینکه نمیتونی گوشه ی خیابون دونات گنده بخوری، از اینکه هر سری کارت اتوبوسم رو فراموش میکنم، از آدرس پرسیدن و فهمیدن اینکه نمیتونم پیاده برم.
از اینکه سه ساعت قبل از قرار، باید آماده بشم چون ممکنه توی ترافیک بمونم.
از پوزخند آدما وقتی هزاربار آدرس خط های مترو رو پرسیدم و باز هم گم شدم.
از صبح زود بیدار شدن و بسته بودن رستوران ها ساعت دو شب.
از همه چی. همه کس. از همه بیشتر هم از مترو.
Part5 #stopلیلا ایرانیه و الان آمریکا زندگی میکنه. آهنگ هاش خیلی خوشگلن. حالا باز هم از آهنگ هاش میفرستم اینجا. ❦ Her Spotify
#shitانتظار دارم ویدیو و این تجربه ی سورئال تموم بشه. ولی نمیشه. در عوض، دوربین میچرخه تا صورت مردی رو نشون بده که توی نیم ساعت گذشته، شاهد عملکرد آلتش توی دوست دخترم بودم. موهاش دو طرف پیشونیش ریخته، از عرق نمدار شده، چشم هاش برق میزنه، آبیِ چشمش تیره تر و تقریبا خاکستری به نظر میرسه، و قهوه ایش هم مثل روحش سیاه شده. به دوربین لبخند میزنه، لب پایینش رو گاز میگیره و به روسی میگه:« این میتونستیم من و تو باشیم، میشکا.» - Hunt the villain
#shitحتى بعد از اینکه تنهام گذاشت و ولم كرد من بهش وسواس پیدا كردم، و من كلا توی وسواسهام آدم مزخرفی ام . اون تمام قلب، روح و جسمم رو بلعيد. -hunt the villain
