پیچک🌀
الذهاب إلى القناة على Telegram
استفراغ ذهنی آنچه که تراوش ذهن من است..... منشأ هستم خوش اومدید گاهی مینویسم ،گاهی طراحی میکنم گاهی هم فقط به شما نگاه میکنم! https://t.me/tendril2 Traditional art https://t.me/SendHarfBot?start=4a84877f542f
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
466
المشتركون
+6624 ساعات
+437 أيام
+15930 أيام
أرشيف المشاركات
459
Repost from "بانوی قرن 19ام"
همیشه همه چیز در خانهی ما گم میشود و این یک چیز عادیست چون خانه ما بهم ریخته است. مادرم همیشه میگوید شما چیزی که برمیدارید سر جایش نمیگذارید اگر میگذشتید خانه بهم ریخته نبود. و من سعی میکردم اگر چیزی بر میدارم سر جایش بگذارم اما همیشه یک جزء کوچک را جا میانداختم. و مادرم فریاد سر میداد و میگفت برای بار هزارم میگویم هر چیزی برمیدارید سر جایش بگذارید. و من فکر کردم چرا همیشه بار هزارم است؟ درصورتی که اینبار بار صد و بیست و چهارم بود. فکر کردهاید میشمارم؟ بله میشمارم چون در مدرسه به من آموخته بودند بعد یک و دو، عدد سه میآید اما همیشه از نظر مادر من بار هزارم بود. فکر میکنم اعداد در دنیای علم و دنیای واقعیت ها متفاوت اند. یا شاید ناف دنیای واقعیت ها را با اغراق بریده اند. حقیقت همیشه همان بود که مادرم میگفت، مقصر ما بودیم و همیشه دفعه هزارم بود که مادرم چیزی را گوشزد میکرد که ما گوش نداده بودیم. علت عصبانیت او بهمریختگی خانه بود. میگفت خانه که بهم ریخته است او دیگر نمیتواند تمرکز کند. درصورتی که اتاق من با بازار شام فرقی نداشت، باید برای بقا تلاش میکردی و میان سیلی از لباس های کف اتاق ریخته شده و اشغال ها و بیسکویت های یک ماه پیش خودت را به تخت میرساندی و یک سیم شارژر پیدا میکردی که یحتمل گوشی و ارتباط تو با آن شخص پشت گوشی وصل بماند.
در آن زمان درک نمیکردم چرا همیشه مادرم از خانهی بهم ریخته عصبانی است. وقتی هر چیزی که میخواستی در دسترس بود، لااقل جلوی چشمت بود. فقط کمی شلوغتر. اما حالا شاید بفهمم علت گم شدن همه چیز در ذهنم چیست. من تاریخ تولد ها و اعداد و رقم و وقایع را گم میکردم. و این یک چیز غیر عادی اما طبیعی بود چون ذهن من به شدت بهم ریخته است. اما مادری وجود ندارد که سر و سامانش دهد و سر بقیه داد بکشد هر فکری که در ذهن میبرید را سر جای خودش بگذارید، یا این افکار برای ماه ها پیش است و دیگر نباید روی میز نهار و صبحانهی مغز باشد. باید آن را به سطل فراموشی بریزید. الان مادرم را درک میکنم که میگفت شما هر چیزی که برمیدارید سر جایش نمیگذارید یعنی چه. شاید اگر افکار من هر چیزی را سر جای خودش یادآوری میکردند و گذشته را به سطل فراموشی میریختند، همیشه همه چیز در ذهن من گم نمیشد. آن موقع شاید من هم مجبور نبودم برای یک اتفاق فاسد، هزار بار غصه بخورم و خودم را مدام سرزنش کنم.
- بانوی قرن19ام از جمله تراوشات ذهن یک شبزی
459
Repost from ◜ 百合💭
یکی از ارتتون مشخص کنین من بزارم یک روز کامل اینجا بمونه و به چند نفر اول استارز میدم جویین هم باشین
459
Repost from N/a
فور بزنید حدس بزنم چندسالتونه.
چنلهایی که سن ادمینشون رو میدونم هم میتونن فور بزنن نهایت سنی که حس میکنم به شخصیتشون میخوره رو میگم.
459
Repost from •𝐏𝐄𝐍𝐄𝐋𝐎𝐏𝐄•
این پیام + یه پست از اینجا رو فور کنید ازتون پست فور کنم تا صبح بمونه اینجا✨🧚🏻
