Hurricane
الذهاب إلى القناة على Telegram
𝖫𝗂𝖿𝖾 𝗂𝗌 𝖺 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝖾𝖺𝗍𝗁 𝗂𝗌 𝖺𝗇 𝖺𝗐𝖺𝗄𝖾𝗇𝗂𝗇𝗀 ; @FiammaoBot
إظهار المزيدإيران159 582الفئة غير محددة
678
المشتركون
-424 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+5430 أيام
أرشيف المشاركات
678
شده در نهایت ، اینهمه راه و اینهمه جستجو فقط برای پیدا کردنِ خودت باشد؟ شده تمامِ آن نرسیدنها و آن همه درد فقط برای رسیدن به آرامشت باشد؟ شده با تمامِ این "اگر" ها و تمامِ این "شاید" ها یک "آری" برای زندگی ، در دلت باشد؟ شده پایانِ این قصه ، نه رسیدن به او بلکه ، شروعِ شکوهِ خودت باشد؟
678
شده در نهایت ، اینهمه راه و اینهمه جستجو فقط برای پیدا کردنِ خودت باشد؟ شده تمامِ آن نرسیدنها و آن همه درد فقط برای رسیدن به آرامشت باشد؟ شده با تمامِ این "اگر" ها و تمامِ این "شاید" ها یک "آری" برای زندگی ، در دلت باشد؟ شده پایانِ این قصه ، نه رسیدن به او بلکه ، شروعِ شکوهِ خودت باشد؟
678
شده تمامِ این تلاشیها ، تمامِ اینها فقط یک واژهیِ بیمعنی در کتابِ تقدیر باشد؟ شده تمامِ زندگی ، تمامِ تمامِ هستی فقط یک "اگر" باشد و یک "شاید" در مسیر باشد؟ شده پایانِ این قصه ، این همه رنج و این همه درد فقط سکوتِ بیدلی و یک غمِ دیرین باشد؟ شده اینهمه که بودی ، اینهمه که شدی فقط یک خاطره ، در دلِ غریبی ، یک یقین باشد؟
678
شده در ازدحامِ آدمها
فقط یک نفر تمامِ دنیایت باشد،
و همان یک نفر
هیچوقت مالِ تو نشود؟
شده هر شب
میانِ فکرهای خستهات
نامِ کسی را هزار بار صدا بزنی،
و جوابش فقط سکوت باشد؟
شده برای آمدنِ کسی
هزار راه را چراغانی کنی،
اما او
حتی مسیرِ خانهات را بلد نباشد؟
شده تمامِ دوست داشتن را
پایِ یک نفر بریزی،
و آخرِ قصه بفهمی
بعضی آدمها را
فقط باید دوست داشت،
نه داشت؟
شده سهمِ تو از یک نفر
فقط خاطره باشد،
فقط خیال باشد،
فقط چند عکس،
چند پیام،
و یک دلتنگیِ همیشگی؟
شده کسی
همهچیزِ تو باشد،
و تو
هیچچیزِ زندگیِ او نباشی؟
678
شده در خلوتِ شب ، بی که بفهمد دنیا
تفسیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟
لابلای ورقِ دفترِ خاطرهها
تصویرِ کسی باشی و قسمت نشود؟
شده با یاد کسی ، عطرِ تو در خانه بماند
تعمیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟
شده یک عمر در این قصهی بیسر و ته
اسیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده با هر بار که نامِ کسی بر زبان
تپشِ جان کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در چشمِ غمی ، موجی از بیخیالی
اشکِ پنهان کسی باشی و قسمت نشود؟
شده یک زخمِ قدیمی ، در دلِ یک جراحت
تفسیرِ درد کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در نیمهی راه ، خسته از این مِهر و عشق
باقیِ جان کسی باشی و قسمت نشود؟
678
شده در خلوتِ شب ، بی که بفهمد دنیا
تفسیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟
لابلای ورقِ دفترِ خاطرهها
تصویرِ کسی باشی و قسمت نشود؟
شده با یاد کسی ، عطرِ تو در خانه بماند
تعمیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟
شده یک عمر در این قصهی بیسر و ته
اسیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده با هر بار که نامِ کسی بر زبان
تپشِ جان کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در چشمِ غمی ، موجی از بیخیالی
اشکِ پنهان کسی باشی و قسمت نشود؟
شده یک زخمِ قدیمی ، در دلِ یک جراحت
تفسیرِ درد کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در نیمهی راه ، خسته از این مِهر و عشق
باقیِ جان کسی باشی و قسمت نشود؟
678
Repost from Dialogues teach the greatest lessons
ظاهرأ کنار اومدم، ولی فکر اینکه میتونست یک جور دیگه باشه واقعا آزاردهندست.
678
گویی تقدیرِ من ، در سایهیِ نامِ تو رقم خورده است. نه گامی که برمیداری ، که گردِ پایِ تو در صحرایِ وجودم چشمهای از هستی میجوشاند ؛ و نه لبخندی که بر لبانِ معصومت مینشیند که سپیدهدمی است که بر شبِ ابدیِ جانم میتابد اما تو.. تو در حجابِ غفلت چنان فرو رفتهای که گویی جهانی در آغوشِ خویش پنهان کردهای ، جهانی که تنها در آن قلبِ من است که به یادِ تو در شعلههایِ تب میسوزد و بر درگاهِ خاموشیِ خویش نجوایِ نامِ تو را سر میدهد.
