ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Sheikh drug

Sheikh drug

الذهاب إلى القناة على Telegram

برش‌هایی کوتاه(قول نمی‌دم) از مطالبی که به اون علاقه‌مندم من مغزمو اینجا بلاگری می‌کنم ساده‌ترین مسائل با پیچیده‌ترین بیان ممکن نمایندگی اسلام آمریکایی برای همیشه در جست‌و‌‌جوی دانش شیخ (صلی‌الله) ناشناخته: http://t.me/HidenChat_Bot?start=905379092

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
445
المشتركون
-124 ساعات
+17 أيام
+2230 أيام
أرشيف المشاركات
یک استثناء در حوزه. یک بی‌بدیل در ارتش.

خیلی سعی کردم معیاری پیدا کنم برای اینکه آدم بفهمه کی هنوز امید داشته باشه و ادامه بده و کی فایده نداره و رها کنه. از چن نفر پرس‌وجو کردم و کمی مطالعه و نگاه به تجربه‌های پیشین و این شد نتیجه. عی بدک نیس.

وقتایی کار سخت خواهد بود که قبلش با خودت می‌گی چیزی نی یکم تلاش کنم اوکی می‌شه. وقتایی که کار سخت بنظر میاد و می‌گی کلی باید زحمت بکشم.. بله. غیرممکنه. سمتش نرو.

آن بیست‌‌ و سه نفر

نقطه

رضایت درونی دارم

«بعد از اینم نَبُوَد شائبه در جوهرِ فرد که دهانِ تو در این نکته خوش استدلالی‌ست»

بوی بهشت میاد.

حیف دیروقته وگنه الان از فرط ملال یه آتیشی می‌سوزوندم.

خواهرزاده‌ی گرامی به بنده یک گل زد و فرمود: ۲۵ میلیون امتیاز به نفع من.

دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غمِ دل بِبَر ز یاد گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هر چه باد، باد سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ در معرضی که تخت سلیمان رَوَد به باد حافظ گرت ز پندِ حکیمان مَلالت است کوته کنیم قصه، که عمرت دراز باد

Repost from N/a
رسالة فيديو00:28

سرمای استخوان‌سوز می‌خواهم.

بنده از همین تریبون از تمامی محتوای صداسیمای ملی برائت می‌جویم (جز شبکه‌ی چهار).

در معنای «می» و «شراب» و «مستی» در شعر حافظ اختلاف وجود دارد اما به‌نظر من هرچه باشد تفاوتی ایجاد نمی‌کند. واقعیت‌های تلخ زندگی و رفتارهایی که برای مقابله با آن بنظر می‌رسد عقلانیست انسان‌ را از سرشتِ حقیقت‌جو و حقیقت‌گرای آن دور می‌سازد. در واقع «مستی» حالیست برای نزدیک‌شدن به حقیقت‌گرایی و فاصله‌گرفتن از مصلحت‌سنجی و ریا. فلذا مستی چه «عرفانی» باشد چه «نافرعی» غرض حاصل است. به‌ هر حال «باده نی در هر سری شر می‌کند *** آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند» (:

«مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت»

«وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت»

روز خوبی بود. شب بخیر

هرکسی نظری داره و اونو بیان می‌کنه و جامعه قضاوت می‌کنه. برخورد قهری به‌خاطر یه عقیده‌ی خاص فضارو باز می‌کنه تا هرکی قدرت داره عقیده‌ش رو به بقیه تحمیل کنه. بگذاریم خودش خودش رو خراب کنه.

در هر صورت «حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جوی که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معمارا»