ar
Feedback
(:

(:

الذهاب إلى القناة على Telegram

جایی برای خود واقعیم. http://t.me/HidenChat_Bot?start=5946906051

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
220
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-57 أيام
-1830 أيام
أرشيف المشاركات
(:
220
ما هم شیرینی میخوایم

(:
220
مبارکت باشه🥹🤍

(:
220
امروز حقوقمو گرفتم منتظر اتوبوسم با یک جعبه شیرینی دارم میرم خونه🙂‍↕️🍭

(:
220
امیدوارمم این خوب بودنه حالا حالا باهات بمونه🧑🏼‍🩰✨ وایی تولدت مبارکککککک امسال قشنگترینا واست اتفاق بیوفته🥳🎉 بترکونیی حسابی خوش بگذرونن

(:
220
بعد از مدتهاااااا خوبمممم تولدمه میخام با دوستام برم بیرون و همین.

(:
220
از حال دلتون بگین http://t.me/HidenChat_Bot?start=5946906051

(:
220
فهمیدن بود دیگر آرزویی ندارد چون هر آنچه که آرزو کرده بود در بستر جبر نابود شده بود.اما اکنون به جای آرزو،هدف داشت. اهدافی که با جبر نابود نمیشدند بلکه تغییر مسیر میدادند. و حال که پخته تر شده بود،میفهمید ادامه دادن و تغییر کردن مهمتر از به نتیجه رسیدن است. -پونه مقیمی

(:
220
photo content

(:
220
Ali-Navab-Yaad-128.mp32.16 MB

(:
220
.

(:
220
این پیام + این پست رو فور کنید منم یه پست ازتون فور می‌کنم🌝✨
*مشخص کنید کدوم پستتون فور بشه!
* جوین باشید 🫶🏻

(:
220
تو بی برقی ☕️🕯️✨
تو بی برقی ☕️🕯️✨

(:
220
240

(:
220
Repost from عطر چآی
یه چالش کوچولو 🫧 فور کنید و عددی که می‌خواید چنلتون بهش رُند بشه رو بگید، باهم حمایت کنیم 🤍
فقط اگه قصد حمایت ندارید، لطفاً فور نکنید :)

(:
220
Repost from 19:19
این آلبوم + این پیام رو فور کنید بیام ازتون فور کنم و به ده تا چنل استارز بدم

(:
220
Repost from 19:19
photo content
+4

(:
220
Repost from BlueLit🧣
این پیام+یه پست از اینجا رو فور کنید تا منم بیام ازتون یه پست فور کنم اینجا
اگه دوست داشتی اینجارو داشته باش

(:
220
Repost from BlueLit🧣
photo content

(:
220
منم منم منم(((((((((((((((:

(:
220
Repost from ·Alaska, Alaska·
پذیرفتن شرایط هم موضوع سخت و عجیبیه. مثلا من مدتی هست که دارم تلاش می‌کنم که ناامیدی رو بپذیرم. بپذیرم که حالا که نمی‌تونم امید رو برای خودم نگه دارم، ناامیدی رو انتخاب کنم. امید که برای من نیست، حداقل ناامیدی برای من باشه. بپذیرم که شرایط هیچ‌وقت قرار نیست بهتر بشه. قبول کنم که هر روز احتمالا قراره از روز قبلی بدتر باشه. بپذیرم که شادی کوتاهه، و غم برای مدت طولانی‌تری روی آدم سایه می‌اندازه. بپذیرم که آدم اگه در حال غرق شدن هست، احتمالا با دست و پا زدن بیشتر و بیشتر به عمق آب فرو می‌ره. سرنوشت رو قبول کنم، شرایط رو قبول کنم، روی شادی‌ها زیاد حساب نکنم، بیشتر به زنده موندن فکر کنم تا به زندگی کردن، بپذیرم که زندگی من احتمالا هیچ‌وقت شبیه زندگی اون دختره که توی یک کشور دیگه زندگی می‌کنه نمی‌شه. احتمالا اگه این چیزها رو بپذیرم همه‌چیز راحت‌تر می‌شه. ولی با وجود همه‌ی این تلاش‌ها باز هم نمی‌تونم. هرچی سعی می‌کنم نمی‌تونم قبول کنم! می‌خوام فکر کنم که به جای غرق شدن، می‌شه روی آب شناور موند. که اگه فردا قراره بدتر از امروز باشه، پس‌فردا احتمالا بهتره. که سایه‌ی غم هرچقدر که سنگینه، من باز می‌تونم یه راهی پیدا کنم که از زیرش بیرون بیام. با اینکه ناامیدی دقیقا کنارم نشسته، ولی پذیرفتن شرایط انقدر سخته که بازم می‌خوام دستم رو تا جایی که می‌تونم دراز کنم تا از هر گوشه و کناری که شده امید رو به سمت خودم بکشم. خیلی هم سخته که در تاریکی مطلق دنبال کوچک‌ترین نشونه از نور بگردی، ولی نمی‌تونم تصور کنم که همه‌ی زندگیم رو در تاریکی بگذرونم. خلاصه اینکه از این چیزها اشکم درمیاد؛ از اینکه در امید داشتن احمقم. اما کاری از دستم برنمیاد. احمق بودن و امید داشتن.