247
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
-2230 أيام
أرشيف المشاركات
دیشب حالم خوب نبود، ولی یکی از بچهها یه حرف قشنگ زد. گفت: “حداقل برای انجام دادن یه کار ساده که حالمو بهتر میکنه، قرار نیست اینهمه بازخواست و سرزنش بشم.
ولی نهایتا سختی ها وفشارهاش سال اول باشه عادت می کنید وکم کم با اون محیط سازگار میشید
کاملا این موضوع رو درک می کنم محیط شلوغ واطرافیان بی درک سخته ولی مقایسه نکن میگذره باور کن درس اونقدا ارزش نداره که بابتش کلی اضطراب واسترس تحمل کنی:)اینو منی میگم که تک تک امتحانامو با فشار عصبی گذرونم
خستم حالم از همه چیز بهم می خوره اینهمه اذیت می شم تا بتونم موفق بشم بعد خانواده ام هیچی برام جور نکردن هزینه می کنن آره
ولی اتاقم کولر نداره و گرمه باید در اتاق باز باشه همینطور حرف می زنن رعایت نمی کنن اذیتم می کنن تا الان هم نتونستم درست بخونم تا اینا بخوابن حالم خیلی بده و عصبیم سمت چپم درد می کنه خوش به حال هر کسی که خانواده ی حمایتگر داره و کمکش می کنن من که از این چیزا ندیدم فقط عذابم دادن و باهام بحث کردن بمیرم برای خود مظلومن و آیندم که هر جی تلاش کنم اینجا هیچ فایده ای نداره💔:)
