245
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
مامانش می گفت تو بغل هیچ
غریبه ای نمی مونه ، ولی از همون اول که منو دید داشت بااون دوتا دندون کوچولوش بهم لبخند میزد بعدم کل مسیر اومد تو بغلم وانقد اروم بود که فک کردم خوابیده، دورش بگردم وقتی داشتم خداحافظی میکردم داشت برام گریه میکرد می خواست باهام بیاد:)😭✨
واحساس می کنم اگه بمونم نمی تونم نفس بکشم،نمی دونم الان می خوام هرجایی باشم به جز اینجا
When I close my eyes
It’s almost like it used to be
Then I realize you’re just a ghost...
