COMPΞZ 🧬
الذهاب إلى القناة على Telegram
متخصص کامپیوتر و نرمافزار • سازنده • هنرمند و طراح • مجموعهدار • نویسنده • تحلیلگر • مشاور استارتاپی و ایدهپرداز 𐎲𐎴𐎠𐎼𐎴𐎫𐎹 𐏃𐎢𐎶𐎠𐎫𐎹 We create because the world deserves better code. https://linktr.ee/compez
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
397
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+3730 أيام
أرشيف المشاركات
398
فرق تگرا فقط این نیست که «با یک زبان کامپایلری نوشته شده»؛ مزیت اصلی اینه که هزینهٔ اجرای یک CMS رو از ریشه پایین میاره و این چنین معماری فقط با سی++ ممکن بود.
وقتی که CMSهای معمولی برای جواب دادن به ترافیک بیشتر، هی RAM، CPU، worker و سرور بیشتری میبلعن، Tegra مستقیماً به Native Machine Code کامپایل میشه و با سربار خیلی کمتری کار میکنه.
یعنی RAM کمتر، CPU کمتر، پاسخ سریعتر، تحمل همزمانی بالاتر و هزینهٔ سرور پایینتر
ارزش اصلی این است که مدل سنتی CMS را از یک application نسبتاً سنگینِ runtime-based به یک سرویس native و resource-efficient نزدیک میکند.
از بعد فنی بخوام جزئیات بدم این شکلیه:
• میزبانی بسیار سبکتر: یک سایت محتوایی کوچک دیگر الزاماً به صدها مگابایت RAM و چندین worker نیاز ندارد. تعداد بسیار بیشتری سایت میتواند روی سختافزار یکسان میزبانی شود.
• هزینه زیرساخت کمتر: اگر throughput به ازای CPU/RAM بالا برود، VPS کوچکتر، container کمتر و تعداد server کمتری برای workload یکسان لازم میشود.
• سرعت پاسخگویی بالاتر: native execution، cache مشترک، connection pooling و حذف بخش بزرگی از bootstrapهای per-request میتواند TTFB و latency سمت سرور را بهشدت کاهش دهد.
• مقیاسپذیری متفاوت: بهجای اینکه افزایش concurrency تقریباً به افزایش workerهای سنگین منجر شود، یک سرویس C++ میتواند هزاران connection را با event loop/thread pool مدیریت کند.
• مصرف انرژی کمتر: اگر برای یک میلیون request به CPU-time و RAM کمتری احتیاج داشته باشی، در مقیاس دیتاسنتر مسئله فقط هزینه نیست؛ انرژی مصرفی هم کاهش پیدا میکند.
• مناسب برای Edge: اگر binary و footprint کوچک بماند، Tegra میتواند برای edge server، دستگاههای کوچک و محیطهایی که CMSهای سنگین منطقی نیستند جذاب باشد.
• Performance قابل پیشبینیتر: کنترل مستقیمتر memory allocation، threading، I/O، caching و networking امکان مهندسی دقیق p95/p99 latency را فراهم میکند.
398
فرق اساسی این CMS با بخش بزرگی از سیستمهای مدیریت محتوای امروزی در معماری اجرایی اون هست، چیزی که پدرم در اومده تا بیارمش زوی وب تا ثابت کنم ندانستنهذکه برای شما محدودیت ایجاد میکنه.
من با سیستمهای زیادی مار کردم، از وردپرس بگیر تا IPS که دیگه خفنترین نوع تجاری و صد البته ساخت آمریکاست! سیستمهای رایج عموماً روی یک Runtime یا محیط اجرایی واسط ساخته شدهاند:
Web Server → Language Runtime → CMS Core → Extensions/Plugins → Database
یعنی برای اجرای CMS، ابتدا محیط اجرایی زبان باید حضور داشته باشد و کدهای سیستم مدیریت محتوا درون آن اجرا شوند.
اما تگرا با ++C ساخته شده و مستقیماً به Native Machine Code کامپایل میشود:
Web Server → Tegra Native Service → Modules → Database
در نتیجه این سیستم یک برنامهٔ بومیِ کامپایلشده است؛ نه مجموعهای از اسکریپتها که برای اجرا به یک Runtime سطح بالاتر وابسته باشند.
این تفاوت معماری میتواند به مصرف حافظه کمتر، سربار اجرایی پایینتر، latency کمتر، throughput بالاتر و کنترل بسیار دقیقتر روی منابع سیستم منجر شود.
به زبان ساده:
سیستمهای رایج:
Application Code → Runtime/VM → Native Layer → OS
تگرا:
Native Machine Code → OS
و در پست بعدی میکم مزایاش یعنی چه! 😐 سالها پیش خیلیا مسخره میکردن که بابا کی با سی++ سیستم مدیریت محتوا مینویسه! خب اگه کسی به این چیزایی که میگم فکر میکرد به جای مسخرهبازی چارهای میاندیشید.
398
به جرأت میتونم بگم تگرا هم سریع، هم بهینه و هم مطمئن خواهد بود. 😉 و شاید اولین سیستم مدیریت محتوایی باشه که مبناش کامپایلریه! نه اسکریپتی. 😏😎
398
تقریباً همه جوره آزمایش کردم؛ با این شرایط باید تا وقتی که وضعیت بهتر میشه عین جغد شبکار بشیم و صبحها بخوابم! ثانیه به ثانیه لعنت بهت بیاد فیلترچی متابولیسم بدنمونو داری بهم میزنی.
کیا جغد شدن؟ یا کیا جغد بودن و من به جمعشون پیوستم؟ 😂
398
دم گیلانیها هم گرم... دست مریزاد!
غیرت یعنی همین که نذاری بیشعورهای عراقی بیاد اونجا طوری رفتار کنه که انگار ارث باباشه. هرکی میشی باش بیاحترامی کنی با لگد میندازنت بیرون.
فکر کردن چون فامیلاشون قدرت به دستن پس هر غلطی میتونن میکنن!
تازه اعتراض هم کردن که ایرانیها با ما بد رفتاری کردن... چشتونو در آوردن! دمشون هم گرم 😉 من بودم طوری میزدم صدای سگ بدی کره خر! برو دعا کن دلرحمهامون ازتون مهماننوازی کردن.
398
طبق گزارش رسمی مرجع بازیسازان کشور؛ اکثر بازیسازها و توسعهدهندهها ایرانی، کشور رو ترک کردن!
خب بعد اینهمه بلا که سرمون آوردین انتظار دارین بمونن؟! بمونن که بگین خائن، وطنفروش، اغتشاشگر؟ به نظر من غمانگیزه اما اگه کسی تونسته بره امیدوارم موفق باشه؛ بهترین کارو کرده.
آمار مهاجرت بیداد میکنه؛ طی این چند ماه چند درصد کمی هم از کسانی که میشناختم که مونده بودن همشون رفتن...
هرجا رفتین و هرجا هستید درود بر شرفتون، زنده باشید.
یادت باشه اگه میخوای بری بدون هیچ تردیدی برو هیچ کس هم حق نداره بهت بگه چرا و هرکسی هم انگی بهت زد بیخود کرده با پشت دست بزن تو دهنش بگو خفه شو؛ هر جای دنیا باشی با افتخار بگو ایرانی هستم.
ولی اگه موندی تو این مملکت، حق نداری تسلیم بشی ذرهای حق نداری! حتی یه لحظه!!! بازی تازه داره شروع میشه اونم با بالاترین سطح ممکن. 🔥😎
398
تو جان میکَنی تا حرمتها را نگهداری
و دیگران کمی آن طرفتر به سادگیات میخندند و تو را احمق فرض میکنند،
و در دلشان هزار بار خدا را شکر میکنند که شبیهِ تو نیستند که کلاه سرشان نمیرود، که خوب بلدند گلیمشنان را از آب بیرون بکشند.
به اینها اهمیت نده!
این بعضیها هیچ وقت دلیلِ کوتاه آمدنهایت را نخواهند فهمید، تلاشی برای توضیحش نکن.
همانطور که خاک، نمیتواند زلال بودنِ آب را تفسیر کند.
تصمیم با توست که بخواهی حرمت نگهداری یا نه؛ این به انسانیت تو بر میگردد...
398
خلاقانست! ولی به نظر من دیگه توی این دوره زمونه به خصوص در این شرایط انسان بودن به تنهایی کافی نیست!
معیار من اینه:
تأیید کنید که شما از سه فاسد نیستید.😉
398
ما بدیم و شما چقدر عالی!
ما علف، شما گُلِ قالی!
و شما را فقط دو ایراد است
ادعایید و طبلِ توخالی...!
398
خیلی سادهست اگه بخوای الگوی ماجرا رو ببینیفهمیدنش برای هر آدم عاقلی سادست.
اول جنگ میاد؛ نه لزوماً برای اینکه همون لحظه از پات درت بیاره، بلکه برای اینکه دستوپات رو بزنه، زیرساختت رو ضعیف کنه و قدرت واکنشت رو بگیره.
هنوز زندهای، هنوز نفس میکشی؛ ولی دیگه مثل قبل نمیتونی حرکت کنی.
اما هنوز هم عر عر میکنی که من پیروزم! چون اقتدارتو باید نشون بدی حتی به زور.
بعد میرسه به مرحلهٔ بعد: فشار اقتصادی، تحریم شدیدتر، بستهتر شدن راههای ورود و خروج، سختتر شدن تجارت، انتقال پول و تأمین کالا و مواد اولیه.
اینجاست که بدن شروع میکنه به تقلا کردن اما هنوز عر عر میکنی چون نباید بقیه بفهمن واقعا بع غای سگ رفتی.
کشوری مثل ایران یکشبه از کار نمیافته؛ وسعت داره، منابع داره، تولید داره. برای همین فرسایشش کندتره. ولی همین کند بودن خطرناکتره، چون ممکنه وقتی همه بفهمن چه خبر شده، بخش بزرگی از آسیب قبلاً اتفاق افتاده باشه.
برای همین باید عر عر کنی تا واقعیت رو نفهمن فکر نکنن چیزی شده.
حالا واردات سختتر و گرونتر شده، صادرات محدودتره و تا حدی به صرف هم میرسه! زنجیرهٔ تأمین زیر فشاره، مواد اولیه گرون میشه و هزینهٔ تولید میره بالا انفجاری.
بعد تقویم رو نگاه میکنی: پاییز، زمستون.
ذخایر هم که بینهایت نیستن. تولید کشاورزی هم فصلیه و چون این مملکت قربون خدا برم چهارفصلیه باژ هم تا حدی زمان میخره! اگه این فشار ادامه پیدا کنه، دیگه بحث فقط دلار و تورم نیست؛ بحث میتونه برسه به غذا و کالاهای اساسی و کمبود مایحتاج زندگی.
حالا سؤال مهم:
چطور میشه کمبود رو طوری مدیریت کرد که مردم فوراً متوجه عمق ماجرا نشن؟
در ظاهر باید عر عر باید کنی! اما دربدنهٔ سیستم جوابها اینه: تقاضا رو با قیمت خفه کن.
لازم نیست قفسهها خالی بشن.
کافیه جنس باشه، ولی مردم توان خریدش رو نداشته باشن.
گوشت اونقدر گرون بشه که مردم خودشون حذفش کنن.
برنج کمتر بخرن.
میوه، لبنیات، دارو و خیلی چیزای عادی کمکم تبدیل بشن به چیزهایی که باید برای خریدنشون حسابوکتاب کرد.
ظاهر ماجرا هنوز آرومه و با عر عر کردن هنوز نشون میدی که قوی و مقتدری.
فروشگاه جنس داره.
انبار کاملاً خالی نیست.
صفهای عجیب هم نمیبینی.
بعد خیلی راحت میشه گفت:
«دیدید؟ چیزی نشده، کشور سرپاست.»
در حالی که اصل ماجرا اینه:
کمبود همیشه با قفسهٔ خالی شروع نمیشه؛ گاهی با جیب خالی شروع میشه.
کالا هست، ولی دسترسی بهش نیست.
مردم کمتر میخرن، کمتر مصرف میکنن، کیفیت غذا رو پایین میآرن و یه سری چیزها رو کامل حذف میکنن؛ بعد اسمش رو میذاریم «دیدین ما پیروزیم» مردم حاضرن نون دخالی بخورن فقط دشمن رو شکست بدن.
قیمت خودش میشه کارت سهمیه.
هرکی پول بیشتری داره، سهم بیشتری از منابع میبره. هرکی نداره، بدون اینکه چیزی رسماً براش ممنوع شده باشه، آرومآروم از بازار حذف میشه.
و اینجاست که مملکت هنوز روی نقشه سالمه، خیابونها شلوغه، عرعر کنان پیروزیم! مغازهها بازن و چراغها روشنه؛ ولی سفرهها کوچیکتر شدن، تولیدکننده نفسش بریده، طبقهٔ متوسط آب میره و مردم هر روز یه تیکه از کیفیت زندگیشون رو از دست میدن.
فروپاشی گاهی خیلی آرومه:
اول یه قلم کالا حذف میشه.
بعد یکی دیگه.
بعد پسانداز.
بعد طلا.
بعد ماشین.
بعد شغل.
بعد کسبوکار.
جامعه هنوز «زنده» به نظر میرسه.
اما سؤال دیگه این نیست که هنوز نفس میکشه یا نه.
سؤال اینه که چقدر از این بدن هنوز سالم مونده و این نفس کشیدن تا کی میتونه ادامه پیدا کنه.
398
ماه من، غصه چرا؟
آسمان را بنگر
که هنوز بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد
شب شیک
398
اینم تازه مد شده میگه یه جوری مد شده همه مشروب و مواد میزنن که من روم نمیشه بگم هنوز فقط چایی میزنم!
اتفاقا من روم میشه با افتخار بگم تو عمرم هیچی نزدم، نمیزنم و نخواهم زد.😄
اتفاقا توی جمع خیلیها بودم که همه چیز زدن و من فقط نگا کردم و خندیدم! 😄😎 فرق هست بین تو و اونا، پس روت بشه بهش افتخار هم کن مشتی.
من حتی قهوه هم نمیخورم در حالی که بین برنامهنویسها مده و لاکچری به حساب میاد که با این شرو ورها خواب از سرشون بپره که چهار خط کد بیشتر بنویسن.🤣
چیه این سوسول بازیا روم نمیشه… روم نمیشه! اتفاقا باید افتخار کنی که به سبک دوران قاجار زندگی نمیکنی. 🫵🏼
398
از نظر اینا اینطوریه که باید لباتو لوله کنی بگی دلار دووویست تومنه!
دیدی اینطوری زیاد به نظر نمیاد.
آی توف تو روحتون، زندتون، قبرتون، گذشتتون و آیندتون. 😎
398
آدمها با تربیت تغییر نمیکنن؛ ذات آدم ثابته.☝🏼کسی که شروره، کسی که گناهکاره، هرچقدر هم توی محیط خوب قرار بگیره، هرچقدر هم با سواد باشه هر چقدر هم پولدار باشه، یه جایی شرارت خودش رو نشون میده!
میگه: درختی که تلخ است پی را سرشت
اگر بر نشانی به باغ بهشت
ور از جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب
سرانجام گوهر با کار آورد
همان میوهٔ تلخ به بار آورد
یعنی: درختی که میوهاش تلخه، اگه توی بهشت بکاریش و به جای آب عسل بدی به پاش، بازهم اگه میوه بده، میوهٔ تلخ میده.
ذاتش عوض نمیشه!
398
نمایی از ابر قدرت جهان. 🫵🏼
با هیچ روش تحلیلی با هیچ منطقی نمیشه گفت حتی ۱ ساعت شما در حال پیشرف بودین همیشهٔ خدا گنده حرف زدین همیشه خدا هم پست رفت.
این دیگه نمودار واضح قدرت اقتصاد کشورمونه که یه زمانی جز قدرتمندترینها بود. 👋🏼
جایی برای بحث نیست، صحبت تمام.
398
ابر قدرت شدن تاوان داره… فکر کردن ایران همون ایران چند هزار سال پیشه که با غیرت و علم و شکوه به قدرت رسیده بود!
شماها مگه علم و فناوری دارید؟ مگه منطق یا فرهنگ دارید؟ توی کره زمین مارو حتی آدم حساب نمیکنن به لطف شما گندهگوزها.
عین این بچههای زبون نفهم بیتربیت که زبون نمیفهمه میگه به زور باید به من بگید ابر قدرت! ولی حتی نمیتونه کثافته دماغشو بالا بکشه.
ابر قدرت اونیه که وقتی یکی پخخخ میکنه واحد پول مملکتش به فنای سگ نره.
نه تویی که از اونور خزرو بدی بره، از اینور جنوبو بدی بره از اونطرف تنگهرو بی ارزش کنی بعد بگی کار من نبود کار قبلیا بود!
ابر قدرت اونیه که مردمش با افتخار با پرچم خودشون با موقعیت خودشون با پاسپورت خودشون بدون ویپیان برن در جهان سیر کنن نه اینکه عین بدبختا هویتشونو قایم کنن که شاید برای یه قرون روزی که با بدبختی در میارن بن نشن.
نشستین مفت مفت میخورید توهم زدین رسما.
ابر قدرتیم…. آره چقدرم قدرتمندیم آدم افتخار میکنه به قدرت و ابوهتش!
