ar
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

الذهاب إلى القناة على Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
257
المشتركون
-324 ساعات
-137 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
او می‌توانست ناگهان زنی جا افتاده و مجرب باشد و باز دختری بشود چهارده ساله. و به این ترتیب او می‌توانست به طور مداوم، زمان را در شخصیت درونی خودش به عقب و جلو بکشد.

ما برای آزادی میرزمیم؛ برای من زیستن زیر چتر بردگی، بدترین نوع زندگی‌ست... 🖤
ما برای آزادی میرزمیم؛ برای من زیستن زیر چتر بردگی، بدترین نوع زندگی‌ست... 🖤

زندگی می‌کنم! حتی اگر بهترین‌هایم را از دست بدهم… چون این زندگی است که بهترین ‌های دیگری را برایم می‌سازد. هر چه از دست می‌رود بگذار برود؛ چیزی که به التماس آلوده باشد نمی‌خواهم، هر چه باشد حتی زندگی …

خود می‌جنگید و از خود شکست می‌خورد و بر جسد خود می‌گریست! جنگ‌های او درونش بود و دیگر توانایی برای جدال با جهان بیرون برایش باقی نمی‌گذاشت.

امروزه بشر از روی خود پسندی اعتقادش از طبیعت بریده شده و بواسطه کشفیات و اختراعاتی که کرده خودش را عقل کل می‌پندارد و ادعا دارد که همه اسرار طبیعت را کشف کرده است. ولی در حقیقت از پی بردن به ماهیت کوچک‌ترین چیزی ناتوان است.

گل یاس میلادت مبارک!

حالا که سرد سخت چنان آهنی بیا گاهی به رسم آهنیت “زنگ” هم بزن

تو نان منی و صدای ظریفِ استخوانِ منی... “دایان‌دی‌‌پریما”

در پس از این گذر؛ از ما چی خواهد ماند…

اینجا جوین شو و این پیام و فور کن؛ فولدر بزنم جذب+۲۷۰بگیری.

از گوشه‌ی خاطرات!

(Breen baik 💙)

Repost from N/a
این پست رو فوروارد کن تا چهره‌ی نویسنده‌ات را ‏ از روی قلمت توصیف کنم ‏این‌که اولین چیزی که از نوشته‌هایت حس می‌شود چیست،  زیبایی‌هایی که در نوشته‌هات می‌درخشن چیه🌙📖 ‏ در حدِ ظرفیت موجود...

این پست را فوروارد کن تا برایت یک شناسنامه‌ی نویسندگی بسازم؛ اسم، تخلص، سبک، ژانر، اولین کتاب، جمله‌ی معروف و حتی یک راز کوچولو از دنیایی نویسندگی‌ات! 🦦🐾
فقط تعداد محدود...

_حال‌تان چطور است؟ _به انتظار تشییع‌ی جنازه‌ام نشسته‌ام…

همچنان.

_عشق را در چی‌وضع می‌بینی گایلز؟ _آه، ناتاشا به هر کجا دیدگانم گشوده می‌شود؛ این جمله را می‌شنوم. هنگامی‌که به اطفال می‌نگرم که از عشق حرف می‌زنند در حیرت فرو می‌روم؛ از چه زمانی اطفال حس عشق لمس و درک کردند؟ می‌خواهم بخندم اما پیش از خنده حس تأسف بر من چیره می‌شود! و به بزرگان می‌نگرم؛ ظاهراً از بزرگان اسم بزرگ به ارث بردند؛ دست به هر کثافتی که می‌توانند می‌زنند بعداً با لبخندی شبیه اهریمن می‌گویند ما عاشقیم! هنگامی که این واژه در گوش‌هایم همانند ناقوس به صدا در می‌آید؛ اسید معده‌ام می‌جوشد و می‌خواهم عق بزنم! نفرین ابالیس؛ و خالق ابالیس بر آنانی‌که عشق را این چنین تحریف کرده‌اند! #بیک

پفیوز کیست؟ پفیوز کسی است که فکر می‌کند خیلی باهوش است؛ وهیچ وقت نمی‌تواند جلو دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چه‌ می‌گویند. او باید مخالفتش را بکند. یک آدم پفیوز تمام سعیش را می‌کند که تو همیشه فکر کنی گند زده‌ای، مهم نیست تو از چه حرف می‌زنی، او بهتر از تو می‌داند. ‎

وقتی احساس من شبیه احساس کسی نیست، مطلقاً هیچ‌کس نمی‌تواند بفهمد درونم چه‌می‌گذرد!