ناتموم؛
الذهاب إلى القناة على Telegram
جمع دوستانهس؛ به هرچیم فکر کنم مینویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بیکلامهای درجه یک، که هیچجا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
242
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
241
نمیدونم واقعاً چی بنویسم.
شهرزاد شکوهی وند
چیزایی که مردم براش نوشته بودن بیجهت نبود؛ با اصالت، پرقدرت، جسور.
شاید نمونه یک زنِ ایرانی.
با اینکه مستند جالب و تحسن برانگیزی بود ولی دروغ چرا باهاش اشک ریختم.
241
چند مدت طولانیه که دلم خریدن فرش ایرانی دستبافت رو میخواد. دلم میخواد برم بگردم فرش مورد علاقم رو پیدا کنم. یه فرشی که پشتش داستانای خودش رو داشته باشه و به اتاقم گرما ببخشه. یه فرش ایرانی اصیل. میدونی چی میگم؟
241
فقط که نباید پلن ورزش کردن باهم، زبان خوندن باهم یا مدیتیشن و این چیزا گذاشت. امشب پلن گریه کردنه.
241
لیاقت یه سریا اینه که رهاشون کنی، بذاری تنها بمونن، بفهمن تو چقدر واسشون همراه بودی، چقدر همدم بودی و قدر ندونستن. تاوان قدر ندونستن باید از دست دادن باشه و شاید تا همیشه حسرت خوردنِ نداشتن اون نسخه پریمیومت.
241
همه دخترا حداقل یه بار این موضوع رو تجربه کردن که وقتی یه کرم یا لوازم آرایش موردعلاقشون تموم میشه، سعی میکنن هی فشار بدن تا از آخرین قسمت باقیموندشم استفاده کنن، حالا قسمت مهم و عجیبش چیه؟ کافیه اون کرم رو از وسط پاره کنی میبینی هنوز دو سوم کرم داخلشه و قیافه آدم اون لحظه نه تنها پوکره بلکه حرصی از خراب شدنش که نصفش کردی.
انگاری این لوازم آرایشا هم با ما دشمنی دارن تا وقتی داری مثل آدم ازشون استفاده میکنی بیرون نمیان و ادای تموم شدن رو در میارن، کافیه از وسط نصفشون کنیم تا بفهمیم هنوز بخش زیادش داخلشه.
241
شیطون داره گولم میزنه به جای اینکه برم کار کنم، بشینم یه قسمت از سریالی که خیلی وقت پیش تو لیستم بود رو ببینم.
241
Repost from [ادامهدهنده]
بچهها این مسئله که مثلا آقایون قبل خانوما سوار آسانسور نشن یا از در جایی نرن داخل چقدر برای شما مهمه؟
چون برای من خییلیی مهمه و بنظرم خیلی خوب میتونم با این رفتار یه چیزایی بیاد دستم. آیا برای شما هم انقد اهمیت داره؟
241
Repost from Friday flow
نه ناخوشم نه ناامید، اما هیچ چیز در مکان و زمان خودش نیست. احساس میکنم نیاز مبرمی به سفر به مکانی ناشناخته دارم یا به سکوت و ماندن در سایههای تاریک.
- عبدالرحمن منيف
@friday_flow
241
Repost from نباید ساکت میماندیم
سحرخیزی یعنی من ۴ ساعت زودتر بیدار میشم تا ۴ ساعت بیشتر بگا برم. کجای این مفهوم یعنی کامروایی؟!
241
امشب میتونم به خاطر آدمهایی که بیگناه تو بندن گریه کنم. تقریباً مطمن بودم امیرپارسا بیاد بیرون حرفای زیادی واسه گفتن داره و تا اشک ما رو در نیاره و دید ما رو به زندان عوض نکنه ول نمیکنه.
241
شاید یه روزی ممبرای موردعلاقهم رو دور یک میز جمع کردم و غذاهای موردعلاقم رو واسشون درست کردم و از نزدیک باهاشون آشنا شدم و معاشرت کردم.
241
اگه پولدار بودم یه ماساژور استخدام میکردم و یه آشپز که هر روز عصر واسم عصرونههای خوشمزه درست کنه.
