ar
Feedback
باستان شناس بیکار

باستان شناس بیکار

الذهاب إلى القناة على Telegram

متعلق به یک باستان‌شناس بیکار ✒️حفاری ذهن https://t.me/Mind_Diggings 👤ناشناس @Unemployed_archeologistbot Private🔒 https://t.me/+cduOuS0o4lJhMzQ0 🎵آهنگ یاب @Unemployed_archeologist_songbot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
391
المشتركون
-624 ساعات
-97 أيام
+12030 أيام
أرشيف المشاركات
این سطح هیجان و استرس اصلا قابل کنترل نیست

امیدوارم طرفداران پست‌های «کاش به جای اومدن به فضای مجازی و وجود اینترنت، داخل یه کلبه کوچیک وسط طبیعت بکر و جنگل زندگی می‌کردیم😍😘» کمال استفاده و لذت لازم را برده باشند.

در واقع ما همه انسان بودیم تا اینکه نژاد ارتباطمان را برید، مذهب جدایمان ساخت، سیاست بینمان دیوار کشید و ثروت از ما طبقه ساخت.
برتراند راسل

Sam Goharbin - Bia Berim - 320.mp310.06 MB

عیبی نداره اگه احساساتی در دلتون هست که دیگران نمی‌تونن بفهمن. حالا مگه بابت اون احساساتی که تونستن بفهمن چه گلی به سرتون زدن؟

امریکا دنبال منابع نفت‌ بقیه برای غارته ولی چین تو رو به خاطر همون چیزی که هستی از ته دل دوستت داره عزیزم

پدر واژه‌ای کوتاه است، اما پشت آن کوهی ایستاده از صبر، دستی پینه‌بسته از تلاش، و قلبی که بی‌هیاهو تمام عمرش را خرج آرامش خانه می‌کند. پدر شبیه چراغیست که خودش می‌سوزد تا راه را روشن نگه دارد، بدون آن که انتظار دیده‌شدن داشته باشد. اگر امروز ایستاده‌ایم، اگر هنوز امید را بلدیم، اگر از زمین خوردن نمی‌ترسیم، به خاطر سایه‌ای‌ست که همیشه بالای سرمان بوده است. روز پدر روز قدردانی از مردی‌ست که قهرمان زندگی‌مان بود پیش از آن‌که معنای قهرمان را بدانیم. روزت مبارک، پدر 🤍
باستان شناس بیکار

ادیتش یکم بد شد🙆🏻‍♂
Remember 2025 ✨👀

2026 plan

Goodbye 25.

هر چه که می‌گذرد از دنیا ناراضی‌تر می‌شوم و هر روز باورم در مورد بی‌ثباتی شخصیت همه آدم‌ها بیشتر می‌شود.‌
غرور و تعصب جین آستین

در غرب رویاها برای تبدیل شدن به حقیقت بنا می‌‌شوند‌‌‌ و‌‌ در‌ شرق رویاها برای فرار از حقیقت

I never went to Harvard

ما مردمانی هستیم که تاریخ را نه در کتاب‌ها، که در استخوان‌هایمان حمل می‌کنیم. هر خیابان، لایه‌ای از خاطره است؛ هر سکوت، بازمانده‌ی فریادی که زمانی شنیده نشد. امروز ایران، روزگار آسانی نیست. فشارها فقط بر اقتصاد نمی‌بارند، بلکه بر روان جمعی فرود می‌آیند جایی که امید، گاه به سختی نفس می‌کشد و اعتماد زخمی قدیمی است که هنوز ترمیم نشده است... این رنج اگر فهم نشود، تکرار می‌شود. علوم اجتماعی به ما هشدار می‌دهد که ملتی که حافظه‌ی تاریخی‌اش فرسوده شود محکوم به بازسازی همان ویرانه‌هاست. ما بارها آموخته‌ایم که چگونه آینده را گروگان گذشته کنیم. اما در دل همین سختی بذر معنا و‌ امید نهفته است. انسان موجودی است که می‌تواند از دل فقدان معنا بسازد. جامعه اگرچه خسته است ولی هنوز نفس می‌کشد؛ در معلمی که چراغ کلاس را روشن نگه می‌دارد و یا در دانش‌آموزی که رؤیای دانستن را رها نمی‌کند. این‌ها نشانه‌های حیات‌اند، نشانه‌های مقاومتی آرام و مداوم. امید خیال خام نیست امید یعنی بازسازی اعتماد و حفظ استمرار آن. امید یعنی پذیرفتن خطاهای دیروز بدون چسبیدن به آنها و ساختن فردایی که برایمان آرمانی بیش نبوده... آینده نه معجزه می‌خواهد و نه فراموشی بلکه آینده به حافظه‌ای صادق، شجاعت اصلاح و نسلی نیاز دارد که بداند تغییر از فرد آغاز می‌شود و در اجتماع به ثمر می‌نشیند. اگر از گذشته بیاموزیم امروز را خواهیم فهمید و خواهیم توانست آینده ای نسبتا روشن تر از گذشته مان بسازیم. و همه ی این تئوری های روی کاغذ تا وقتی به دست عمل نرسند هیچ‌ خبری از امید و روشنایی نیست...
باستان شناس بیکار