ar
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

الذهاب إلى القناة على Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
275
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
“لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ” چه خوب که تو همیشه بیداری خدای‌ خوبم...

چقدر دلهای تفتیده ی ما نیازمند بوسه های مرطوب خداست

( لری ) ترجمه : هم دلم تنگ شده برای دل خودم هم چشمهایم ترکیدند در وجود خودم پیچیده ام به دور آتش دل تا گرمم کند داغ سوزان خودم دست به دیوار دل می‌کشم این همه زخم چیست که بار سینه ی من است؟ تقصیر لباس تکه تکه ام نیست سینه ام دور تادورش همچون سیم خار دار است هر گوشه را نگاه میکنم داغیست چشم به راه مانده است تا چراغی ببیند تو از حال من چه میدانی وقتی نه سری میزنی نه سراغی می‌گیری وقتی روز میلی به دیدن ندارد وقتی شب خوابی برای خوابیدن ندارد تقلای چه کنم همچون گنجشک ؟ صبح هم ارزش دیدن ندارد دردم را با گریه نگفتم لبم می‌لرزید که عیب است نگفتم هر چه بغض خودش را زد و روی انداخت لبخندی زدم مثل دیوانه ها و چیزی نگفتم نشستم و گلایه ای نکردم هی میسوختم ولی دود نکردم طوری حرف می زدم که هیچکس نفهمد خیلی وقت است تمام کرده ام اما رو نکردم تا کجا میخواهد اینچنین بماند ؟ غرق می زند این زخم کهنه ریشه زده تا جایی که می‌بینی درد می‌کنند دیوارهای این خانه تا کجا دست در گردن خود نَهم؟ تا کجا در خودم فرو روم ؟ تا کجا تکان نخورم که شاید امشبی خوابش ببرد دل خودم ؟ صدا #محبوب @Avayemahboob2662

در حال اجرا و آماده سازی یه کار غمگین هستم

اگه خواستی تو این هوای گرم دلبری کنی این جواب میده😉 تو را شبیه روزهای تابستان همان‌ طور گرمِ گرم و همان‌ طور طولانی دوست دارم #دست_به_نقد

پر کن از بادهٔ چشمت قدحِ صبح مرا ... خود بگومن ز ِ تو سرمست شوم ؟ یا خورشيد ؟ #رضا_وطن_دوست صبحتون پر از نگاه یار پر از شور پر از شعر

چشم در چشم خودم آینه هم نم دارد دست در گردنم انداخته باران بی تو... #معصومه_صابر

کاش به جای این همه بمب، کتاب بر سر خاورمیانه می‌ریختند! آن وقت دیگر کسی برای رفتن به بهشت، به جنگ نمی‌رفت!
کاش به جای این همه بمب، کتاب بر سر خاورمیانه می‌ریختند! آن وقت دیگر کسی برای رفتن به بهشت، به جنگ نمی‌رفت!

من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو #مولانا
من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو #مولانا

صُبح و صُبحانہ و لَبخند و دِلے دَر تَبِ یار بَہ چہ آغازِ قَشنگے ست ، در این روزِ قشنگ #حمیدرضا_یگانه صبحتون پر از لبخند لحظه
صُبح و صُبحانہ و لَبخند و دِلے دَر تَبِ یار بَہ چہ آغازِ قَشنگے ست ، در این روزِ قشنگ #حمیدرضا_یگانه صبحتون پر از لبخند لحظه ها تون پر از دلخوشی

دلتنگی رو هیچ جوری نمیتونی پنهونش کنی... دلتنگ که باشی؛ صدات دلتنگه، نگات دلتنگه، نفسات دلتنگه، دستات دلتنگه حتی وقتی... وقتی می نویسی دلِ واژه هات تنگه...

به جُز دلتنگی ات هر غصه ای را چاره ای باشد غمِ دلتنگی ات ، تنها غم ِ بی‌چاره ی دنیاست ... #معصومه_صابر

خندیدم به حرفشو گفتم: باز که دمغی پیرمرد؟! اخماشو کشید تو هم‌و گفت: تو چرا شنگولی مرتیکه؟! باز خندیدم‌و گفتم: تابستونه دیگه، چیکار کنه؟ بباره؟ باد سرد بیاد؟ بارون بزنه؟ جمشید چپکی نگام کرد‌و جواب داد: چطو از پاییز توقع میشه دلگیر نباشه؟! از تابستون نمیشه انتظار داشت یکم مهربون‌تر باشه؟! به قلم #مهلا_بستگان با صدای #محبوب @Avayemahboob2662

بخند، سهم تو از خنده‌ی جهان کم نیست...

شما فقط کافیه به اون آرم روی لوله ی تفنگ نگاه کنید تا موضوع رو جدی بگیرید
شما فقط کافیه به اون آرم روی لوله ی تفنگ نگاه کنید تا موضوع رو جدی بگیرید

«از سخن لبریز و از گفتار خاموشیم ما.» #قصاب_کاشانی

من از قبیله‌ی امّید من از دیار رسیدن من از ورای شبی که به صبح و نور رسیده؛ به گوشِ خسته دلانی که از امید، بریده برای شب‌زدگانی که یک طلوع ندیده؛ نوید می‌دهم آخر؛ شبِ سیاه، سر آید پس از هزار زمستان بهارِ خوش‌خبر آید پس از سیاهی و ماتم سپیده‌ی سحر آید تمام می‌شود آخر هر آنچه رنج کشیدیم هر آنچه سخت دویدیم و آخرش نرسیدیم ... تمام می‌شود اندوه و خنده می‌رسد از راه و غصه می‌رود از جان و صبح می‌شود این شب و صبح می‌شود این شب ... به قلم #نرگس_صرافیان_طوفان با صدای #محبوب @Avayemahboob2662

سبب خنده‌ی بی‌علتِ من بر لبمی

اگه دلبر لبخندشو ازت پنهون کرد بهش بگو: به لب بگوی که آن خنده‌ نهان نکند😉 #وحشی_بافقی #دست_به_نقد
اگه دلبر لبخندشو ازت پنهون کرد بهش بگو: به لب بگوی که آن خنده‌ نهان نکند😉 #وحشی_بافقی #دست_به_نقد

نمیدانم چطور ... اما دانسته بود من سبزم درست مثل تاکستان دستهایش سبز؛ رنگی که از کودکی دوست دارمش