ar
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

الذهاب إلى القناة على Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
277
المشتركون
+124 ساعات
+17 أيام
+1330 أيام
أرشيف المشاركات
ساعت‌ها زمان را نشان می‌دهدند زمان انسان را
ساعت‌ها زمان را نشان می‌دهدند زمان انسان را

تقویم‌های سرد دلم را مرور کن شاید نخواستی که زمستان‌ترم کنی! #امیرحسین_پورعزیز

مرور می‌کند مرا، عبور عاشقانه ای حضور خاطراتمان، که می‌شود بهانه ای دوباره یک بغل خزان، ز چشم ابر میچکد چه حال عاشقانه‌ای، تتق تتق ترانه ای چقدر خسته می‌کند، مرا مرور خاطره برای یاری دلم، کجاست ردّ شانه‌ای؟ کجای راه گم شدی، کجای راه گم شدم من و تو هر دو نابلد، بدون هر نشانه ای دوباره ردّ پای خون، نشسته بر دل غزل دوباره شعر پر شده، ز خواهش زنانه ای نمی‌شود بمانی و مرا به گریه نسپری؟ درخت دل به تن کند وصال پر جوانه ای؟ به قلم #مهتاب_بهشتی صدا #محبوب

زندگی چیست؟ •داستایفسکی: جهنم است •سقراط: امتحان است •ارسطو: ذهن است •نیچه: قدرت است •فروید: مرگ است •مارکس: ایده است •پیکاسو: هنر است •گاندی: عشق است •شوپنهاور: رنج است •راسل: رقابت است •استیو جابز: ایمان است •اینشتین: دانش است •هاوکینگ: امید است •کافکا: آغاز است نگاه ما از زندگی تعیین کننده اس...

شیرین بی قندند لبهایت قیمت بده چندند لبهایت از من اگر تعظیم میبینی از بس توانمندند لبهایت گل را چرا چون غنچه پیچیدی؟ محتاج لبخندند لبهایت تصویر زیباتر از این هم هست؟ در ترک و پیوندند لبهایت جادوست میدانم نمیدانی دنیای ترفندند لبهایت تو شاهکار خلقت عشقی ذوق خداوندند لبهایت گفتی چرا شعر از لبان من؟ چون بی همانندند لبهایت! به قلم #مجتبی_سپید صدا #محبوب

یجایی نوشته بود که : روز پرستار رو به تویی که بلدی حال دلم رو خوب کنی تبريك میگم. قشنگ بود👌 روز #پرستار_مبارک

صبحتون خوشرنگ 😊
صبحتون خوشرنگ 😊

وَأَن لَيسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعىٰ در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی... نجم۳۹🌱

الهی هَلْ یَرْجِعُ الْعَبْدُ الْآبِق إِلَّا إِلَى مَوْلَاه؟ پاییز کوچه های دلم را بهار شو... مناجات‌تائبین🌱

وقتی انسان آموخت آن هم نه فقط بر روی کاغذ، که چگونه با رنج‌هایش تنها بماند؛ چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود، آن وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد...! #آلبر_کامو

مثل طاقه‌ی حریر صاف و ساده‌ای پُر بَها و با وقار و بی‌افاده‌ای مثل مرد عکس‌های خانوادگی استوار وعاشقانه ایستاده‌ای گاه سایه‌ای برای رفع خستگی سرپناه هر سواره و پیاده‌ای یک درخت مهربان که سالهای سال فصلهای زرد را انار داده‌ای من: دِهی کویری‌ام که عاشق توام تو: حیاط سبز یک امامزاده‌ای به قلم #اعظم‌_سعادتمند صدا #محبوب

صبحتون قشنگ
صبحتون قشنگ

این روز ها تمام بغض های جهان در گلوی‌من است...
این روز ها تمام بغض های جهان در گلوی‌من است...

من درون قفسِ سرد اتاقم؛ دلتنگ... دلتنگ... دلتنگ... #حمید_مصدق

ماه از نگاهم شعر می‌نوشد وقتی به فکر توست آغوشم... #سمیرا_پروین

با این خزانِ سردِ بی‌باران چه باید کرد؟ با برگ‌های بی‌سر و سامان چه باید کرد؟ این زندگی سرتاسرش اندوه و اندوه است با رنج نامیرای بی‌پایان چه باید کرد؟ دریای مواج جهان جای دل من نیست با قایقی مجروح در طوفان چه باید کرد؟ وقتی که حتی خنده‌هایم درد می‌گریند با چشم با این زخم بی‌درمان چه باید کرد؟ بی‌پنجره، بی‌آسمان، بی‌روزنه، بی‌نور با این قفس، این تُنگ، این زندان چه باید کرد؟ گلدان من پژمرده در آزادی صوری فکری به حال غربت ایوانچه* باید کرد... به قلم #محدثه_نبی_حسینی *ایوانِ کوچک صدا #محبوب

روزگاری خانه ی دلها همه آباد بود هر گلوگاهی به دور از شیون وفریاد بود عشق در دامان لیلی فرصت ابرازداشت دل خوشی، تقدیر شیرین در سر فرهاد بود ازصدای بادوباران عشق می کردآسمان جاده های خیس باران عرصه ی میعاد بود ساغر و ساقی به هم پیمانی خود معتمد عشق  هم رایج ترین احساس این آحاد بود کاش میشد شکل دیگر می گرفت این زندگی برلب عشاق هردم هرچه باداباد بود آفتاب عمر درتقویم اعجاز زمان بی غروب و عاری از بخت بد رخداد بود به قلم #مریم_آزاد_منش صدا #محبوب

نه از سرم می افتی نه از قلبم کجای دلم نشسته ای که جایت انقدر امن است؟
نه از سرم می افتی نه از قلبم کجای دلم نشسته ای که جایت انقدر امن است؟

اکنون کجایی...!؟ ای خودِ دیگرِ من..
اکنون کجایی...!؟ ای خودِ دیگرِ من..