مخفے گاہ هنرمند🌱
الذهاب إلى القناة على Telegram
خاطرات سبز یک هنرمند🐢🪴 https://t.me/+tVRHdAWh2uA5MGU8 پرایوت یه جای صمیمی تر✨️
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
218
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+68
في 11 قنوات
يونيو '260
في 16 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+54
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 6 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 13 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+26
في 12 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 13 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+9
في 12 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 7 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 3 قنوات
Get PRO
مارس '25
+50
في 13 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+34
في 7 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+11
في 1 قنوات
منشورات القناة
Repost from N/a
کاش در پایان این خستگیها و اندوهها، چیزی باشد که ارزش این همه دوام آوردن را داشته باشد
| 2 | این پیام+ یکی از پستای از اینجا به پایین رو فور کنید. ازتون فور میکنم.(هر تعداد پست فور کنید همون تعداد ازتون فور میکنم💚) | 4 |
| 3 | ⠀⠀˖ ࣪ ⠀⠀✶⠀⠀⠀ ˖ ࣪ ⠀⠀✶⠀⠀⠀ ˖ ࣪ ⠀⠀✶⠀⠀⠀ ˖ ࣪ ⠀⠀✶ | 6 |
| 4 | And when he looked at the girl, the whole world suddenly stood still. Every sound inside his head fell silent, and a shooting star streaked across his eyes. It was as though only he and the girl existed in the entire universe, as though nothing else in the world mattered, and she alone was shining. So he said nothing. He simply stared at her. He spoke no words, yet anyone could see in his eyes that he worshipped every part of her being. Without even realizing it, he had devoted his entire soul to her. | 5 |
| 5 | هنوز شروع نشده | 14 |
| 6 | سه چهار تا سیزن جنگ شد، این امتحانا و ژوژمانای ما تموم نشد | 13 |
| 7 | اضطراب اینجوریه که؛ همش فکر
میکنی اتفاق بدی در راهه که ممکنه
بیفته و اوضاع هم جوریه که
نه درکی از اون اتفاق داری،
نه میدونی ریشهاش کجاست و نه
کنترلی روی حال اون لحظهات داری. | 30 |
| 8 | یه وقتایی زندگی انقدر خستهات میکنه که فقط دلت میخواد همهچی تموم بشه و یه نفس راحت بکشی، ولی همون زندگی یه روزایی انقدر قشنگ میشه انقدر میخندی و حالت خوبه که با خودت میگی کاش این لحظهها هیچوقت تموم نشن، انگار زندگی همیشه بین “دیگه نمیتونم” و “کاش همیشه همینجوری بمونه” در حال رفتوآمده. | 33 |
| 9 | Pooste Shir Ebi.m4a | 62 |
| 10 | لا يوجد نص... | 62 |
| 11 | لا يوجد نص... | 61 |
| 12 | Fourth of july. | 63 |
| 13 | لا يوجد نص... | 59 |
| 14 | don t wanna be here.m4a | 60 |
| 15 | کتاب موردعلاقمو برای بار دوم دارم میخونم. | 55 |
| 16 | 🌱 | 61 |
| 17 | شاید مشکل او این بود که زیاد اهمیت میداد. به همه چیز و همه کس. به تک تک جزئیات.
او از کوچک ترین چیزها در ذهن خود غولی عظیم میساخت و تک تک رفتار های انسان هارا در ذهنش مرور میکرد؛ بارها و بارها.
مدام با خود فکر میکرد آیا چیزی کم گذاشته است؟ آیا آنطور که باید کنار دیگران نبوده است؟ آیا خسته کننده است؟ آیا پرحرف و یاوهگو است؟
فرقی نداشت دوستان صمیمیاش یا غریبهای که فقط چندباری با او صحبت کرده بود؛ او میخواست برای همه بهترین باشد، و زمانی که پاسخ رفتارهایش را نمیدید در پوچیای گرفتار میشد. او احمق بود. شاید او انتظارات زیادی از دیگران دارد. او احمق بود. احمق هست. و احمق خواهد بود. | 50 |
| 18 | محمدابراهیم جعفری (۱۸ دی ۱۳۱۹ – ۱۸ فروردین ۱۳۹۷) نقاش نوگرا و شاعر معاصر، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر ایران و انجمن هنرمندان نقاش ایران بود. | 64 |
| 19 | دلتنگ توام، اندوه مرا نقاشی کن. | 120 |
| 20 | واقعا آقای محمد ابراهیم جعفری رو خیلی دوست دارم | 55 |
