Her fear
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
172
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-4930 أيام
أرشيف المشاركات
172
مگه کوری؟ نمیبینی چطور با رفتارش داره بهت نشون میده که براش مهم نیستی؟ مگه کوری نمیبینی وقتی تو برای بودنش وقت میذاری اون حتی حاضر نیست برای موندنت تلاشی بکنه؟ مگه کوری نمیبینی تو همیشه دنبال یه نشونهای یه توجهی یه حرفی یه حرکتی از طرفشی ولی اون انگار نه انگار؟ مگه کوری نمیبینی وقتی ناراحتی دغدغههات احساساتت و حرفات براش اون اهمیتی رو نداره که برای تو داره؟
مگه کوری که هر بار تو خودتو قانع میکنی شاید خستهست؟ شاید سرش شلوغه؟ شاید بلد نیست احساسشو نشون بده؟ ولی ته دلت میدونی چیزی بیشتر از اینه؟ مگه کوری نمیبینی آدمی که واقعا اهمیت بده حتی اگر نتونه همیشه کنارت باشه حداقل یه جوری نشونت میده که بودنت براش ارزش داره؟
مگه کوری که تو داری برای کسی انرژی میذاری که حتی نمیفهمه چقدر منتظرش موندی؟ مگه کوری که تو داری هر رفتارش رو تحلیل میکنی هر سکوتش رو دلیل میتراشی هر فاصلهای رو توجیه میکنی در حالی که شاید جواب خیلی سادهتر از چیزیه که فکر میکنی؟ شاید واقعا به اندازهای که تو بهش اهمیت میدی به تو اهمیت نمیده؟
مگه کوری که وقتی کسی تو رو بخواد لازم نیست برای گرفتن کمترین توجه ازش بجنگی؟ لازم نیست مدام خودتو ثابت کنی؟ لازم نیست هر روز با خودت کلنجار بری که هنوز براش مهمم یا نه؟ کسی که بودنت براش ارزش داشته باشه نمیذاره این سوال اینقدر طولانی توی ذهنت بمونه؟
مگه کوری که داری خودتو خسته میکنی برای کسی که شاید حتی متوجه این همه تلاش نیست؟ داری از خودت میزنی از آرامشت از غرورت از وقتت فقط برای اینکه شاید یک روز بفهمه چقدر دوستش داشتی؟ اما اگر کسی واقعا بخوادت قرار نیست برای دیده شدن اینهمه تلاش کنی؟
مگه کوری نمیبینی تو سزاوار رابطهای هستی که توش احساس اضافه بودن نکنی؟ سزاوار کسی هستی که حضورت براش دردسر نباشه انتخابت براش سخت نباشه و دوست داشتنت فقط وقتی اتفاق نیفته که خودش حوصله داشته باشه؟ اهمیت دادن نباید یکطرفه باشه؟ دوست داشتن نباید تبدیل بشه به اینکه یکی همیشه منتظر بمونه و یکی همیشه تصمیم بگیره که کی نزدیک بشه و کی فاصله بگیره؟
مگه کوری؟ شاید چیزی که بیشتر از همه باید ببینی خودتی؟ خودتی که این مدت همه چیز رو از زاویه اون نگاه کردی و فراموش کردی خودت چه احساسی داری؟ خودتی که مدام دنبال دلیل برای رفتارهای اون گشتی اما کمتر از خودت پرسیدی من توی این رابطه واقعا خوشحالم؟ من احساس ارزشمند بودن میکنم؟ من دارم همون توجهی رو میگیرم که میدم؟
مگه کوری که گاهی نادیده گرفته شدن خودش یه جوابه؟ لازم نیست همیشه کسی مستقیم بگه تو برام مهم نیستی؟ بعضی وقتها رفتار آدمها بلندتر از حرفهاشون حرف میزنه؟
پس مگه کوری؟ نگاه کن؟ نه به چیزی که آرزو داری بینتون باشه؟ به چیزی که واقعا هست؟ به رفتارها به توجهها به تلاشها و به احساسی که بعد از هر بار صحبت باهاش توی دلت میمونه؟ شاید اونجا جواب چیزی رو پیدا کنی که مدتهاست از روبهرو شدن باهاش فرار میکنی؟
172
تو سرم سواله
کلی سوال بدون پاسخ
بدنم پر از زخمه
پر از زخمه بدونه مرحم
روحم خستست
پر از خستگی های مداوم
هنوز از خودم سوال میکنم چرا ؟
