ar
Feedback
Mαɾιɳҽ Tυɾƚʅҽ `🫐

Mαɾιɳҽ Tυɾƚʅҽ `🫐

الذهاب إلى القناة على Telegram

Buttonism & whishism✨ Male box: https://t.me/JanFadayeSichengbot 📪🫧

إظهار المزيد
إيران150 433الفئة غير محددة
216
المشتركون
+124 ساعات
-17 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
از کسی که زمانی عاشقت بود چیزی نمانده. عشق تو را دفن کرد، چون عشق واقعی را در چیز دیگری می‌یافت. ‌همیشه شب‌هایی که فکر می‌کرد به صبح نمی‌رسند، نور بود که به مژه‌هایش می‌خورد و بازتابش ستاره‌ها را در چشمانش روشن می‌کرد. ستاره‌هایی که تو کُشتی. اما دیگر مهم نیست؛ چرا که برگشتنِ گرمای از دست رفته به زندگی‌اش از هرچیزی مهم‌تر بود.
«اشک‌هایت را حتی از تنها کسی که برایت مانده پنهان می‌کنی؟»
اگر اسمش را می‌پرسیدی می‌گفت: «پسرِ خورشید هستم.» خورشید را از او نگیرید، حتی با اینکه عاشق دیگری‌ست. اسم ماه را نیاورید، حتی اگر زیبایی‌اش غیرقابل انکار باشد. ‌«ای پسر؛ هیچ‌وقت تسلیم نشو، زیرا که تو الآن از آفتاب‌گردان عاشق‌تری و از ماه زیباتر، اگر به آن باور داشته باشی.» ‌نور همچنین به او می‌گفت: «امروز صبح دیگری‌ست. هرچیزی که در قلب کوچکت جا بشود، فردا در دستانت هم جا می‌شود. حتی دنیا. چون این داستان توست. قلم را بردار و بنویس؛ آزاد و رها. ‌گذشته را فراموش کن که هرچه بیشتر به آن فکر کنی، کار من سخت‌تر می‌شود. حال، چیز مهم‌تری است که تو آن را پیش می‌بری، بدون برنامه، اما با هدف. یادت باشد که عشق را می‌توان در هرچیزی یافت، حتی در غار‌غار کلاغ‌ها. هرچیزی لایق عشق است، جز آنچه که به تو آسیب می‌رساند.» ‌دیگر، پسرِ خورشید؛ هیچ‌کس به جز خودت نمی‌تواند تعریف کند که چقدر می‌ارزی. گوشه‌ای نشستن و چه کنم، چه کنم، چیزی را درست نمی‌کند. می‌دانستی باران غم‌انگیز است که گل‌های زیبا را شکوفا می‌کند؟ بیا کمی از این گل‌ها بچینیم و به موهایت بزنیم. بعد باهم کلبه‌ای چوبی بسازیم در دل جنگل، روحت را هم ترمیم کنیم. ‌نور، دستان پسر را به آرامی می‌گرفت و او را از جایش بلند می‌کرد. «بیا. هنوز به پایان این جاده نرسیده‌ایم.» – «اینطور که به‌نظر می‌رسد، هیچ پایانی وجود ندارد.» – «نگران نباش. مشکلات امروزت، فردا برایت خنده‌دار خواهند بود. هرروز به شکلی تازه شگفت‌زده می‌شوی.» – «آماده‌ام.» او فهمیده بود که قرار نیست کسی برای نجاتش داستان را به عقب برگرداند. قرار است چیز جدیدی ساخته شود. از خاکستر ستاره‌هایی که مردند، از نورهایی که تازه متولد می‌شوند. قدم برداشت. نه مثل گذشته، نه با شانه‌های افتاده. مثل کسی که بالاخره می‌داند کجای داستان ایستاده است. ‌ ‌ ‌من هم، راوی این داستانم. عاشقِ پسر خورشید، اما به کسی نگو.
نیران

one of my fav albums ahhhhwhwhhwhwhwhwjwjwjwjjwjwjwjw

Repost from N/a
photo content
+1

نذارید چرخش کره زمین دور خورشید براتون تصمیم بگیره جشن قهرمانی 2024 مکلارن که توش اسکار دستشو گذاشته بود دور کمر لندو مبارک همه

Repost from N/a
این پیام رو فور کنید توی چنلای نازتون 𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐙚 من براتون یه کارت تاروت می‌کشم 🃏 با توجه به وایب چنلتون، براش یه تصویر و ف
این پیام رو فور کنید توی چنلای نازتون 𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐙚 من براتون یه کارت تاروت می‌کشم 🃏 با توجه به وایب چنلتون، براش یه تصویر و فضا تصور می‌کنم؛ و در آخر، یه تکه‌ی کوتاه ادبی، مخصوص خودتون می‌نویسم. 🕯️📖
اگه از حال‌وهوای نوشته‌هام خوشتون اومد، پیشم بمونید. ✨🍓

خسته شدم خب پس کی نوبت من میشه که سونیا به لوکمی یه نفر بشم

فف های گرگینه x ومپایر تا ابد پیک هستن بودن و خواهند بود امیدوارم نویسنده هاشون همیشه بالشتشون خنک باشه

What happened to you Why you're out on your own
What happened to you Why you're out on your own

sticker.webp0.00 KB

And the toughest part is that we both know
And the toughest part is that we both know

sticker.webp0.00 KB

But you should know that I died slow Running through the halls of your haunted home
But you should know that I died slow Running through the halls of your haunted home

sticker.webp0.00 KB

So don't tell them what you told me Don't hold me like you know me I would rather burn forever
So don't tell them what you told me Don't hold me like you know me I would rather burn forever

sticker.webp0.00 KB

Oh, golden boy, don't act like you were kind You were mine, but you were awful every time
Oh, golden boy, don't act like you were kind You were mine, but you were awful every time

Red rising saga: Morning sun spoilers

sticker.webp0.07 KB

and she looks just like a dream, the prettiest girl I've ever seen ~