پرنسسِبابام.
الذهاب إلى القناة على Telegram
نیاز به تأیید هیچکس ندارم، بابام گفته همیشه حق بامنه. من؟ علیاحضرت شاهزاده والامقام پرنسس فاطمه سادات خانوم.🎀
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
302
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+117 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
امشب خیلی چیزهای عجیبی دیدم.
یک بنده خدایی بعد مجلس نشسته بود با بغل دستیش صحبت میکرد میگفت: کاش یکی عاشق پسرم بشه و بگه تورو خدا بیاید منو بگیرید. خسته شدیم انقدر رفتیم خواستگاری:)))
Repost from حیدره
مرحوم آیه الله سید محمدکاظم قزوینی در باب ظلم ها و ستم هایی که امام حسن مجتبی علیه السلام در دوران عمر شریفش گذراند می فرمود:ایشان نهایتا یک سال از امام حسین علیه السلام بزرگتر بودند؛ اما بیست سالی مسن تر به نظر می رسیدند!
دایی های مامانم علاوه براینکه بهم میگن کارنکن، هرکدومشون هم بغلم میکنن یک آدامس میذارن تو دستم. (همشون میدونن من آدامس خیلی دوستدارم)
نکه دفعه قبل پنج دقیقه دیگ هم زدم دستام تاول زده بود گفتن بانو امشب چایی بریزن کافیه.
کاش منم یک داداش بزرگ داشتم میزدم لهش میکردم. خوشبحالتون که یک داداش بزرگ دارید میزنید لهش میکنید.
انقدر منو تهدید به قتل کردن که بابام میگفتن: تو ناخن هاتو کوتاه نکن تو خیابون یک سلاحی داشته باشی.
بچها، این همون همکلاسیمه که چندماه پیش تو کلاس به دوستش میگفت: چنلمو پرایوت کردم، چون اگر سید محتواشو ببینه، هممون رو میفرسته تو گونی.
