پرنسسِبابام.
الذهاب إلى القناة على Telegram
نیاز به تأیید هیچکس ندارم، بابام گفته همیشه حق بامنه. من؟ علیاحضرت شاهزاده والامقام پرنسس فاطمه سادات خانوم.🎀
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
294
المشتركون
+124 ساعات
+97 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
با تمام بدبختیهای ممکن از اینکه تو عالم ذر انتخاب کردم تو مشهدِ ایران به دنیا بیام نه کالیفرنیایِ آمریکا راضی ام.
ایرانی بودن را با تمام تراژدیهایش دوست دارم.
تو اینستا مد شده دونهدونه میرن در خونهی فامیلاشون، کارت عروسیشون رو میدن و سوپرایزشون میکنن؛ کپشن هم مینویسن: «بیاید این کار رو رواج بدیم.» بعد هر کدوم از فامیلاشون که درو باز میکنن، از سر تا پاشون اتو کشیده است. خواستم بگم: اگر یه موقع عروس شدید و میخواستید از این کلیپها درست کنید، مارو سورپرایز نکنید؛ چون ما فکر میکنیم پستچیه و با چادر نماز میایم دم در فیلم اداییتون خراب میشه.
حالا درسته که به شما کلوچه نرسیده ولی لطفاً برای گشایش و بهم رسیدن دوستم و اون پسره که ازش بدم میاد دعا کنید.
اگر یدونهش رو برای من پست میکرد سید اولاد زهرا براش دعا میکرد فردا عروسیشون بود.😔
یک وقت شب عید، یکی از رفقای ما دو جعبه شیرینی فرستاد و گفت: «یک واحدش برای آقا مجتبی است.»
ایشان گفت: «من قبول نمیکنم؛ چون دهندهاش را نمیشناسم.»یک همکاری داشتیم که هر سال برای ما توت میفرستاد؛ این توتها را قبول میکردند، چون میگفتند:
«این را میشناسم که وجوهات میدهد.»یک بار شخصی از دوستان پدرم برای هدیه خوراکی آورده بود. ایشان از پدرم پرسید: «کاسبیاش چطور است؟» پدرم گفت: «نمیدانم.» پرسید: «وجوهات میدهد؟» پدرم گفت: «نمیدانم.» دیدم از آن خوراکی برداشت، ولی نخورد. یک بار در رودربایستی باید افطار جایی میرفتیم. ایشان اول بهانه آورد، ولی ما اصرار کردیم و خلاصه آمدند؛ خیلی هم اذیت میشدند. خانهی شیکی بود.
زهرا خانم گفت همان شب حساب کرد که چقدر غذا خورده است و آن را رد مظالم داد.خلاصه، خیلی اهل رعایت حرام و حلال بود. یک بار به دلیل بیماری خواهرم، مجبور شده بودند برای مهمانهایشان ده پرس برنج و خورشت از آشپزخانهی دفتر بگیرند. حاج آقا رفت و قیمت غذا را محاسبه کرد و همان موقع پرداخت کرد.
کتآب آقا مجتبی| فریدالدین حداد عادل•
به شدت افراد را از ورود به حوزه ی شخصی دیگران منع میکنند. یک وقت آقایی همسر دوم گرفته بود و با همسر اولش به اختلاف خورده بود و موضوع بین فامیل پیچید. بعد زنهای فامیل موضوع را مطرح و دربارهاش صحبت کردند؛ ایشان اصلاً اظهار نظر نکرد. بعد که خلوت کردیم،
به ایشان گفتم: «شما خیلی زرنگ هستید، چیزی نگفتید که خانمها ناراحت نشوند.»گفتند: «نه، واقعاً تا وقتی که همه ی حقایق را نمیدانیم و در جایگاه قضاوت نیستیم، نمیتوانیم در مورد دیگران اظهار نظر کنیم. چرا حق الناس کنیم؟ کار بد یا خوبی کرده است، به خودش مربوط است.»
گفتم: «پس چرا آقا گفته اند کسی که زن دوم میگیرد در دفتر من نباشد؟» گفتند: «این به خاطر اثرات اجتماعی و کاری آن است؛ همین طور به دلیل الگو بودن دفتر رهبری است.»
حضرت آقا خیلی خشن بود در مورد ازدواج مجدد و موقت؛ در مورد حاج آقا هم همین طور است. آقایی که کارهای دفتر ایشان را انجام میدادند گفتند: «ایشان از پدرش سخت گیرتر است. گفته اند هرکس ازدواج مجدد یا موقت کرد، دیگر دفتر من نیاید؛ شوخی اش را هم اجازه نمیدادند.»نکته دیگر اینکه در به کار بردن قیود، مقدار دقیق هستند؛ یعنی نمیگوید آدم خیلی بدی است، میگوید: «این آدم از این جهت گرفتار است؛ از این جهت اشتباه کرده است.» خیلی در استفاده از الفاظ دقت دارند.
•کتآب آقا مجتبی| فریدالدین حداد عادل•
اشتباه ترین کار ممکن یک زائر تو مشهد اینکه برای خرید بره بازار رضا. قیمتهای اونجا به نرخ دلار عربهاست زائرین محترم و گرامی.
