ar
Feedback
|مــَلجـاء¹³³. ³³³ |

|مــَلجـاء¹³³. ³³³ |

الذهاب إلى القناة على Telegram

تب را عـلاج آب بُوَد وین عـجـب که من می‌سوزم از تبی‌ که علاجش به خاک توست.. . 𝐁.𝐔.𝐋🐐🔥 . •Instagram:khodeparda1333• •Instagram:hoour.333• نـاشناس: @kalbehaghazadeh333bot. |مددی یا ۱۲۸❤️‍🩹|

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
373
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+3130 أيام
أرشيف المشاركات
دق کردیم از دوریِ کربلا💔

وحشت چیه کل زندگی رو هواس…

وحشت؟ با هر خبر جونم در میاد… که نتونیم بریم چی؟

ما را گرفته وحشت اِی کربلا کجایی؟!

خونسردی خودتونو حفظ کنید چون جوان ایرانی ب حد کافی بدبختی داره کاریش نمیش کرد

خب هم تهران هم تبریز و زده

وایی صدا اومد🥲😭

مرا تا جان بود جانان تو باشی ز جان خوش‌تر چه باشد؟ آن تو باشی.

حسینِ من¹²⁸
حسینِ من¹²⁸

سلام میشه صوت دربار شاه کربلا کربلا رو بفرستید ممنون

تا نشستیم در غمش، برخاست او آتشی در دل، نهان انداخت او سالیان در شوق دیدارش گذشت. دیدمش گفتم منم. نشناخت او.
تا نشستیم در غمش، برخاست او آتشی در دل، نهان انداخت او سالیان در شوق دیدارش گذشت. دیدمش گفتم منم. نشناخت او.

وقتی راجب اعتقادم میپرسن:
وقتی راجب اعتقادم میپرسن:

Repost from محزون۲۰۵
هیچ کاری از من برنمیاد که برای زوار هات انجام بدم

Repost from محزون۲۰۵
من از این که به هیچ دردی برات نمیخورم خیلی ناراحتم…

ششم صفر الاحزان شهادت بی بی ام لیلا سلام الله امام حسین علیه السلام در روزعاشورا موقع جنگیدنِ حضرت علی اکبر علیه السلام به حضرت ام لیلا علیهاالسلام فرمودند: برو به خیمه وبرای علی اکبر وبازگشت او دعا کن. حضرت ام لیلا به خیمه آمده و موی پریشان کردند وچنین دعا فرمودند: "یاراد یوسف علی یعقوب من بعدالفراق وجاعله فی الدهر مسرورا ویاراد اسماعیل إلی هاجر الهی بعطش أبی عبدالله الهی بغربةأبی عبدالله أمنن علی برد إبنی" ای کسی که یوسف رابعد ازفراق به یعقوب بازگرداندی، واو را در زندگی مسرور نمودی، و ای کسی که اسماعیل رابه هاجر رساندی، پروردگارا به تشنگی اباعبدالله و به غربت او سوگند، برمن منت بگذار و فرزندم را بازگردان. ابن شهرآشوب مینویسد: شاهزاده برگشتند ومخدرات اطراف اورا گرفتند وشروع به گریه کردند... اما وقتی حضرت دوباره به میدان رفته وبعد ازمصائب کثیر شهید گشتند. مادرشان ازکنار خیمه شهادت علی اکبر رابا چشم خود دیده ولی دیگرتوان سخن گفتن نداشتند. وتا آخر زندگی شبانه روز درفراق اوگریه میفرمودند. مناقب ج۴ص۱۰۹ سحاب رحمت ص۴۴۹_۴۷۵ معالی السبطین ۳۷۲-۳۸۴

شباى من با گریه برجوون ليلا صبح شده..