سقوط یک ستاره
الذهاب إلى القناة على Telegram
ستاره چرخید و رقصید و چرخید تا سقوط کرد. و باقی ماجرا در یادداشتهای کنتس آمده، شاپم @sumoonshop
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
544
المشتركون
-324 ساعات
-147 أيام
+9930 أيام
أرشيف المشاركات
ᯓ★Diary of a wimpy kid
-اخترک تو شبیه بستنی شکلاتیه، بهت احساس آرامش میده. شبهای اخترکت همیشه خنکن، آسمونش تاریکه و نور ستارهها نرم و دور میتابه. اینجا هیچچیز عجلهای برای اتفاق افتادن نداره؛ حتی زمان هم آهستهتر میگذره. اخترک تو جاییه که میتونی برای چند ساعت همهچیز رو فراموش کنی، نفس عمیق بکشی و بذاری قلبت بالاخره کمی آروم بگیره.
ᯓ★نجوای ماه و سایهها
-اخترک تو هیچ ماهی نداره، اما هر شب هزاران قطعهی کوچک سنگی از آسمانش عبور میکنن. بعضی از آنها وارد جو میشن و برای چند ثانیه مثل ستارههای دنبالهدار میدرخشن. ساکنین از هر شهاب یک تکه سنگ کوچک جمع میکنن و روی دیوار خانهشون میذارن هر خونه در واقع مجموعهای از شبهای گذشتهست.
ᯓ★never happened
-اخترک تو پر از هرج و مرجه، مقصد نهایی ستاره های دنباله دار برای استراحت کردن و دوباره به پرواز دراومدن. ستاره تو درخشنده است اما میتونه خودش رو مخفی کنه تا کسی نتونه بهش سر بزنه، سالهاست که از بقیه اخترک ها مراقبت کرده، همیشه خزان و پر از پارچه های کاموایی تا صاحبش رو خرسند تر از همیشه نگه داره.
ᯓ★گمشده زیر سایهی بید
- اخترک تو درست شکل ظاهری یک طالبی رو داره. با همون رنگ و بوی شیرین و پوست زبر و پر از خطوط ریز. وقتی بهش نزدیک میشی، عطرش قبل از خودش به استقبالت میاد و سطحش زیر نور ستارهها شبیه میوهایه که کسی در گوشهای از کیهان جا گذاشته. توی اخترک تو از درخت ها آدامس در میاد و کشاورزی شبیه کارخونه شکلات سازیه یکی از اخترک های مورد علاقم برای مسافرت کردن.
ᯓ★house of the rising sun
- اخترک تو از جنس کاغذه، مداد های مختلف رو دست میگیری تا افکار و خط خطی های بسازی که این دنیای سیاه سفید رو رنگی کننهر چیزی که روی کاغذ میکشی، برای مدتی کوتاه جان میگیره؛ گلها شکوفه میدن، ستارهها روشن میشن و آدمهایی که کشیدی لبخند میزنن. فقط حواست هست هیچوقت پاککن رو برنداری، چون باور داری بعضی اشتباهها اگر باقی بمونن، روزی تبدیل به زیباترین قسمت نقاشی میشن
ᯓ★نیلرآم
-اخترک تو تقریباً جو نداره و آسمونش همیشه سیاهه؛ حتی وقتی ستاره بالای سرشه. روی سطحش ستارهها در روشنایی روز هم دیده میشن و شب و روز فقط با گرمای خورشید از هم تشخیص داده میشن. ساکنینش میگن از وقتی فهمیدن آسمان میتونه در روشنترین لحظهها هم سیاه باشه، دیگه هیچچیز رو فقط از روی ظاهرش قضاوت نمیکنن
ᯓ★befuore
-اخترک تو یک میدان مغناطیسی عجیب داره که ذرات ستارهای رو به سمت خودش میکشه. وقتی این ذرات به جو برخورد میکنن، آسمونش پر از شفقهای رنگارنگ میشه؛ انگار اخترک هر چیزی رو که از دست ستارهها فرار کرده، دوباره به آسمان خودش برمیگردونه.
ᯓ★ سیارک پ ۱۰۲۳
- روز ها توی اخترک تو اکثرا شبه، ستاره تو ستارهی سردیه که قرار بوده به انفجار برسه اما به جاش کم کم سرد شده. دریا همیشه مواجه و موج های خروشان روحت رو لمس میکنند و خونه تو تنها ساکن اخترک روی صخره کنار دریاست.هیچ طلوع یا غروبی وجود نداره، فقط مرزی باریک بین نور و تاریکی که همیشه توی یک نقطه ثابت مونده.
ᯓ★توی کمد دیواری
-اخترک تو به دور ستارهای میچرخه که هر چند وقت یکبار فورانهای عظیم نوری داره. آسمونش گاهی در چند دقیقه از تاریکی به انفجاری از نور تبدیل میشه و دوباره خاموش میشه. ساکنش به این تغییرها عادت کرده و باور داره بعضی چیزها برای درخشش ساخته شدن، نه برای اینکه همیشه روشن بمونن
ᯓ★once upon a time: riley in the fuckland
-اخترک تو در مدار سیارهای یخزده سرگردونه، جایی که خورشید فقط یک نقطهی کمنور در آسمونه. نور اونقدر کمه که روز و شب تفاوت زیادی با هم ندارن؛ انگار همهچیز در یک غروب بیپایان گیر افتاده. میگن ساکنینش هیچوقت طلوع رو ندیدن، برای همین به جای انتظار کشیدن برای روشنایی، یاد گرفتن خودشون چراغ روشن کنن.
ᯓ★Alamort
- اخترک تو از همون غول های سرخ آتشینه که سراسر گرما و نور های قرمزه. روی ستاره تو هیچ ساعتی کار نمیکنه، زمان معنی خودش رو از دست داده، صبح و شب وجود دارند اما زمان جلوتر نمیره، جاودانگی و همان تکرار همیشگی تنها تغییر مکان دیگر ستاره ها ثابت میکرد گذر زمان در جریانه.
ᯓ★୨୧ꜱʜɪʙᴀʟ씨발୨୧
- اخترک تو به طرز عجیبی صدای دریا میداد با اینکه هیچ دریایی درون خودش نداشت تورو وادار میکنه تا دنبال منبع صدا بگردی و یک روز ناگهان متوجه میشی صدا از زیر خاک میاد. قلب تپنده ستاره تو سیاره ای بود که هر بار اسمت رو با امواج دریا صدا میزد. پس نغمه مورد علاقه ات صدای دریا بود.
ᯓ★شفق مخملی
- اخترک تو از دست تمام بلایای طبیعی نجات پیدا کرده و تبدیل به یک بلعنده شده، تو روی مبل مورد علاقت نشستی و کنترل میکنی که آسمون امروز چه رنگی باشه این خاصیت بخاطر شرایط جوی ویژه ستاره ات بوجود اومده. اخترک تو تنها نیست کلی قمر داره و حلقه های کمربندی که اجازه میده هرچیزی به سمتش بیاد رو ببلعه.
ᯓ★Evia
-اخترک تو یک میز و صندلی بیشتر نداره، از گوشه گوشه اش شراب مرغوب خروشیده و نهر های شراب انگور قرمز جاری هستند، توی اخترک تو احساسات تبدیل به غذا میشن و تمام ساکنین مجبورن از همون تغذیه کنن. اخترک تو کوچیکه اما بیش از اونچه که فکر کنی قدرتمنده.
ᯓ★آوای خیال
- توی اخترک تو یه درخت پیر قدیمی زندگی میکنه که فقط یک برگ روی شاخه هاش باقی مونده، تو با درخت حرف میزنی و برخلاف دیگران که ازش ناامید شدن به خودت میگی که تا وقتی همین آخرین برگ روی درخته همه چیز جریان داره. ستاره تو سبز رنگ میدرخشه.
ᯓ★momento
- اخترک تو تشکیل شده از گل هایی که فقط وقتی شکوفه میدندکه هیچ ستارهای توی آسمون نباشه برای همین ساکنینش هر شب چراغها رو خاموش میکند و منتظر تاریکترین لحظه میمونند تا باغ بزرگ خودشون رو شکوفا کنند.
ᯓ★foggy draw
- توی اخترک تو یک پلهی سنگی از وسط ستاره بالا میره و مستقیم به آسمون میرسه. هیچکس نمیدونه این پله رو چه کسی ساخته. صاحب اخترک هر شب یک پله بالاتر میره، اما هیچوقت به آخرش نمیرسه. با این حال هر صبح دوباره از اول شروع میکنه.
ᯓ★Lueur
اخترک تو هر صد سال نوری ورود عموم رو آزاد میکنه، انگار تمام موزه های دنیا و کلکسیون اشیاء باستانی کهکشانی رو جمع کردی تا تنها خودت به درستی قدرشون رو بدونی. ستاره تو سفیده و قمر های زیادی داره که به دورش میگردند. جاودانه ها در باب اخترک تو نقل قول کردن که اگر به چیزی دست بزنی میتونی صدای صاحبین پیشینشون رو از طریق غبار های بین ستاره ای بشنوی.
ᯓ★کلمات
- اخترک تو مثل بایگانی یک سینمای بزرگه، همه چیز مرتب آرشیو بندی شده از اولین باری که برگ یکی از درخت های ستاره افتاده تا اولین سونامی سراسر ستاره ای، جزئیات ریز تر مثل احساسات صاحبین مشاغل یا حتی احساس متولد شدن هم ثبت میشه و تو مشغول عکس گرفتن و ثبت لحظاتی، لحظه هایی که نه تنها یک بایگانی دیگه بلکه ابدی کردن احساسات ثانیه هاست.
ستاره تو بدون تو از حرکت میایسته.
ᯓ★Pétale de Tristesse
-اخترک تو خیلی کوچکه، شاید بین بقیه ستاره ها پیدا کردنش خیلی سخت باشه اما یه نیمکت قهوه ای هست تا هرکسی بهش میرسه استراحت کنه و قهوه اش رو بخوره، دو طرف اون نیمکت کتاب های زیادی چیده شده که با هر بار رسیدن مسافر تازه ای کتاب جدیدی بهش اضافه میشه. اخترک تو پر شده از شعر و کلمه ها و شاید همون مردم محلی هم یاد گرفتن که از واژگان به عنوان واحد پول رسمی استقبال کنند.
