sea🌊(چک نمیکنید لف بدید🙏)
الذهاب إلى القناة على Telegram
218
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-197 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from Alien.
میخواستم راجع به سیاهچاله ها صحبت کنیم. راجع به ممکن بودن سفر در زمان با دلایل علمی، راجع به اهرم مصر. راجع به فلسفه سقراط، راجع به حقوق زنان، راجع به سفر به کشورهای اروپایی. راجع به برف سفید روی پر سیاه کلاغ. راجع به دور زدن قانون، راجع به تا صبح نخوابیدن. راجع به جنگل، راجع به اقیانوس کشف نشده و احتمال وجود پریدریایی. راجع به کتاب های ناشناخته، راجع به نوشیدنی های عجیب، راجع به غذاهای من درآوردی. راجع به کافه های شهر، راجع به کوچه های قدیمی، راجع به خواب های عجیب. راجع به بوی نارنگی، راجع به بوی قهوه، راجع به اینکه دوست داری چگونه در آغوش گرفته شوی. راجع به کوچکترین دردهایت، راجع به دست هایت، راجع به اینکه برایت صبحانه درست کنم، راجع به اینکه سال پیش با نارنگی یادت افتادم. راجع به صورت فلکی ها، راجع به نامه ها. راجع به شب امتحان، راجع بی ارزشترین راز هایت، راجع به تکتک ثانیه هایت.
اما تو صحبت دربارهٔ جنس مخالف را ترجیح دادی.
یک جوری با استرس و هیجان و غم پاش نشسته بودم انگار نه انگار خودم همون شب اتفاق آوار ساختمان رو با چشمام دیدم..
Repost from sea🌊(چک نمیکنید لف بدید🙏)
اگر گهگاه از همسخنی با شما کناره میگیرم، با آنکه خود رخصت حضور در جمع همکلامان دادهام، بدان سبب است که رغبت به گفتوگوهای پوچ و بیثمر ندارم؛ از سخنی که نه ژرفا دارد و نه افق، گریزانم.
اگر گفتاری شایسته تأمل در آستین دارید و همّتِ پیگیریاش، بسمالله.
