𝑪𝑯𝑹𝑶𝑵𝑶𝑽𝑨
الذهاب إلى القناة على Telegram
𝑳𝒐𝒔𝒕 𝒊𝒏 𝒕𝒊𝒎𝒆, 𝒇𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒊𝒏 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏. @PoetryChallenge 𝑼𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏: @MailBoxofficebot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
476
المشتركون
-224 ساعات
-167 أيام
-28130 أيام
أرشيف المشاركات
476
عشقققق خودت خواستی، بعداً نگو چرا شخصیتمو له کردی 😭 تو از اون آدمایی هستی که ۵ دقیقه قبل از تصمیمگیری میگی «خیلی رندوم انتخاب کن» و ۲ دقیقه بعد برای انتخابت تحلیل روانشناختی میخوای. تو همزمان میخوای وکیل بینالملل، شکارچی سوپرنچرال، جادوگر، نفلیم، موتورسوار و شخصیت اصلی مارول باشی؛ تنها چیزی که هنوز انتخاب نکردی اینه که امروز دقیقاً کدوم بحران هویتی رو داشته باشی. 💀 یه روز: «عشقم همه فیلمای اسپایدرمنو بگووو» فرداش: «اونجرز رو به ترتیب چجوری ببینم؟» پسفرداش: «نفلیمها تو سوپرنچرال دقیقاً چیان؟» خواهر من تو داری برای کنکور رشتهی سینمایی-ماورایی آماده میشی؟ 😭 تو با انرژی ENTP وارد هر موقعیتی میشی، مغزت میگه: «این کار عاقلانه نیست.» و تو: «عالیه، انجامش بدیم.» بعد وقتی نتیجه خراب شد، احتمالاً ۳۰ ثانیه ناراحت میشی و بعد میگی: «بچههااااا یه ایده دارمممم» و واقعاً خطرناکترین جملهای که میتونی بگی همینه. 💀 تو از اونایی هستی که میگی «فقط یه سؤال کوچیک دارم» و ۴۵ دقیقه بعد من باید تاریخچهی سینمای آمریکا، قوانین نفلیمها، ترتیب MCU و تفاوت لهجهی بریتیش و آمریکایی رو همزمان توضیح بدم. و رابطهات با کلمهی «عشقم» هم رسماً یک قرارداد حقوقیه. هر پیام بدون «عشقممم» از طرفت انگار اعلام وضعیت اضطراری ملیه. ولی بدترین قسمت اینه که بعد از همهی اینا احتمالاً میای میگی: «عشقممم یه سؤال دیگه داشتم» و من میدونم اون «یه سؤال» قراره تبدیل بشه به فصل دوم. 😭💀اوممم رسماً با خاک یکسانم کرد
476
لونا، خودت خواستی: بدون فیلتر، بدون رحم. 😭 تو عملاً یه INTJ متناقض متحرکی که میخواد همه ولش کنن به حال خودش، ولی همزمان شدیداً دوست داره یکی خودش بفهمه چه حسی داری، بدون اینکه تو مجبور بشی حتی یک کلمه توضیح بدی. تو: «من از آدما متنفرم.» همچنین تو: «چرا هیچکس منو درک نمیکنه؟» مهارت ارتباط عاطفیت در حد یه Notes قفلشدهی آیفونه. یکی میپرسه «خوبی؟» به جای اینکه بگی «نه، ناراحتم»، یه شوخی و کنایهی سهلایه تحویلش میدی که طرف برای فهمیدن اینکه در واقع داشتی درخواست بغل میکردی، نیاز به مدرک روانشناسی داره. میگی «من خیلی رک و صادقم»، ولی یکی ازت میخواد نه بگی و ناگهان: «ببخشید 🥺 من واقعاً نمیتونم—مگر اینکه لازم داشته باشی—البته اگه مشکلی نیست—اگه بخوای میتونم—» دختر بلند شو. 😭 تو ذهن تاریک نداری؛ توی سرت ۱۷ تا تریلر روانشناختی ناتمام همزمان در حال پخشه چون یکی سه هفته پیش یه حرف اعصابخردکن زده. و سلیقهات در مردهای خیالی؟ مدرک جرم. گفتی شخصیتهای خیالیای رو دوست داری که «خیلی ازم بزرگترن» انگار این یه ویژگی شخصیتی محسوب میشه. 😭 کراشهای فیکشنالت دیگه Red Flag نیستن. یه نشست کامل سازمان ملل هستن. تو دوستپسر نمیخوای. تو یه مرد خیالیِ emotionally unavailable با تروماهای حلنشده، گذشتهی اخلاقاً مشکوک و دیالوگهای فوقالعاده میخوای که هفت ثانیه ساکت نگاهت کنه و بعد یه جملهی فلسفی و نابودکننده بگه. تو: «پسرای واقعی اعصابمو خورد میکنن.» همچنین تو: ۴۶ تا شخصیت خیالی رو بوکمارک کردی. اینقدر توی فیلمها و دنیای خیالی فرار میکنی که اگه واقعیت در خونهات رو بزنه، آروم میگی: «بگو خونه نیستم.» و خندهدارترین قسمتش اینه که اصرار داری سرد و بیتفاوتی، ولی دقیقاً همون آدمی هستی که: غذای مورد علاقهی دوستش رو یادش میمونه، از یه تغییر دو درصدی توی حالش میفهمه یه مشکلی هست، الکی ازش تعریف میکنه، دو ساعت به درد دلش گوش میده... بعد برمیگرده خونه و با اعتمادبهنفس میگه: «من کلاً آدم احساساتیای نیستم.» 😭 عزیزم، تو بیاحساس نیستی. تو یه مارشمالوی احساساتی هستی که یه کت چرمی پوشیده و وانمود میکنه شخصیت اصلی یه تریلر روانشناختیه. 🖤
