˙𐃷˙
الذهاب إلى القناة على Telegram
⊹ a weirdo but I'm real tho . @mat3u_bot 𓆃 http://t.me/HidenChat_Bot?start=7454217597 Follow ma Ig: Zara3xp
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
397
المشتركون
+124 ساعات
+47 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
397
در این دم که این سطر ها را مینگارم ، بدان می اندیشم که واژگان از بیان زیبایی بی پایان شما ، ناتوانند و در برابر شکوه آن یارای سخن گفتن ندارند. کوشیدم تا در این نوشته برای بانویی ایرانی چون شما ، واژگان پارسی را بکار گیرم تا این نوشته را زیبا تر کنم. ز گیسوان چون شبت آغاز کنیم. گیسوانت چون آذرخش چنان درخششی دارد که هر بیننده را مات خود میکند و هر جنبنده را مبهوت آن ؛ چرا که آنان توان دیدن چنین زیبایی بی پایانی را ندارند. گیسوانت چون شب ، تاریک است و چنان زیبایی را در خود جای داده است که هیچگاه پیش از این دیده نشده. می توانم با تمام هستی خود بگویم که گیسوانت زیبا ترین دوگانگیایست که به چشم دیدهام ؛ مشکی و تیره چون شب ، درخشنده و زیبا چون آذرخش. چنان که آذرخش به تاریکی شب زیبایی و روشنایی میبخشید ، آذرخش گیسوانت چنان درخشندگی به شب تیرهات داده که هرکس را در حیرت فرو میبرد. به گمانم میتوانم چنین گویم که گیسوانت چون شب تاریک ، چون آذرخش درخشنده ، چون ابریشم نرم زیبا و چون گلبرگ لطیف است. گیسوانت چون کوهساری خوش رایحه و بی انتهاست ؛ هنگامی که بیننده این کوهسار را ببیند ، می خواهد از این زندگی فانی دست بکشد و تمام زمان باقی مانده خود را در این کوهسار پر پیچ و خم و خوش رایحه بگذراند و چنین توان گفت که آرزوییست بسیار سزاوار و شایسته است. لبخندت ، لبخند زیبایت بانوی من ، چون خورشید است ؛ ساده ، زیبا و گرماده. همانند دیگر بخش های آن چهره فرشته گونت ، واژگان از بیان زیبایی لبخندت نیز ناتوانند و در برابر آن لبخند گرم و دوستانهات دستان خود را به نشانه نومیدی از بیان آن بالا میبرند. اکنون دم فرو بندم و بکوشم تا با بکار بردن چنین واژگان ناتوانی ، زیبایی شما را به بهترین شیوه بازنمایم. پیشتر بیان کردم که لبخندت چون خورشید است ؛ زیبا و گرماده. آن لبخندت چنان زیباست که سنگ نیز توان ایستادگی در برابر آن را ندارد و در پیشگاه لبخندت ، سختی خود را از دست می دهد. لبخند زیبایت چنان گرم و دل انگیز است که ستم پیشه ترین و دسنگدل ترین مردمان را رام خویش میگرداند و دلهایی را که از مهر تهی و از دلسوزی بی بهره اند را بار دیگر از مهر و مهرورزی لبریز میسازد چرا که لبخندت دوستانه و از ژرفای قلبت است. هنگامی که آدمی دیده بر لبانت میدوزد ، دلش تنها میخواهد شنونده واژگانی باشد که از میان آن دو لب زیبا برمیآیند ؛ چرا که با هر گشوده و بسته شدن لبانت ، گویی دروازههای پردیسی زرین به روی آدمی گشوده و دگر باره بسته میشوند. لبانت چه سیه باشند چه سرخ ، شیریناند و بوسیدنی ؛ چنانکه به آدمی بگویند میتواند بر لبانت بوسه بزند اما به دوزخ خواهد رفت ، آدمی بی درنگ بر لبان شیرینت بوسه خواهد زد چرا که میتواند بر خود بنازد و در برابر دوزخیان با سربلندی بگوید که :« من بدون آنکه پای در بهشت نهم ، بهشت را با لبان یارم چشیدم.» چشمانت همانند آینهاند ؛ زلال و زیبا. چشمانت مانند شب تاریک و مانند رودخانهای خودجوش ، زلال است. چشمانت چون آذرخش چنان درخشندگیای دارد که هر بیننده را چون شاهی که دیگر راهی برای فرار ندارد ، کیش و مات می کنند. چشمانت آبی نیستند اما چون اقیانوسی خروشان بینندگان را در خود غرق میکنند ؛ چشمانت سبز نیست اما چون جنگلی پر پیچ و خم ، وسیع و زیباست ؛ جنگلی که برای خروج از آن نیاز به سال ها تمرین و راهنماست. چشمانت سبز چون چمنزاری خوش رایحه که لایق جان دادن است. چشمانت زرد نیستند اما چون عسل شیریناند ؛ خاکستری نیستند اما در نهانشان ققنوسی را پنهان کردهاند که با نگاه کردن به دیگران این ققنوس بیدار میشود ، از زیر آن خاکستر بیرون می آید و بینندگان را به خود جذب میکند. چشمانت جاذبهای دارد که هیچ سیاره و ستارهای دارای آن نیست ، جاذبهای که هر جنبنده و غیر جنبندهای را مجذوب خود میکند. چهرهات یکی از زیباترین مخلوقات جهان است. چهرهات چون ایزدان باستان است ؛ مهربان ، زیبا ، آرام ، گرم و صمیمی ؛ گویی که فرشتگان اهورایی خود به کمک اهورامزدا رفته و این چهره فرشته گون شما را آفریدهاند. کوشیدم بهترین را برای شما بانوی من به ارمغان بیاورم اما چنان که باید درخور شما نیست چراکه شما بانوی زیبا لایق بهترین ها هستید ؛ بانویی زیبا ، متین ، آرام ، اهل فرهنگ ، متفاوت ، آزاد و دارای هنر اهمیت ندادن به کسانی که از شما خوششان نمی آید.
