ar
Feedback
چتر برای چه؟خیال که خیس نمی‌شود.

چتر برای چه؟خیال که خیس نمی‌شود.

الذهاب إلى القناة على Telegram

رها،آزاداندیش،سرکش،دیوانه کاملا ناشناس t.me/HidenChat_Bot?start=8752144892 https://t.me/+pcpNqw4PhEg2MWRk پرایوت @playlistocean پلی‌لیست @sareliynbot ناشناسم

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
574
المشتركون
-124 ساعات
-117 أيام
+7230 أيام
أرشيف المشاركات
AUD-20190820-WA0000.mp38.63 MB

روز هشتم #چالش : یه لیست از روش های مخصوص خودت که به جای گفتن «دوستت دارم» انجام میدی. بی‌هوا عکس می‌گیرم ازت حرصت می‌دم موهاتو ناز کنم چیزایی که دوس دارمو باهات تقسیم می‌کنم(بجز غذام مگراینکه طرفمو خیلی دوس داشته باشم) اگه کاری بخوام کنم نظرتو می‌پرسم تورو به چیزایی که دوس دارم تشبیه می‌کنم گاز گرفتن با موفقیتات ذوق می‌کنم و می‌خوام باهم جشن بگیریم دشمنات دشمنامن(با حرفام بدخواهاتو تیکه‌پاره کنم) تعریف کردن از روزم واست نقاشی کنم ریلز می‌فرستم برات ویدیو مسیج و ویس دادن + (باهمه بد باش با من خوب) +گوگوووولییی +باهم بریم؟باهم انجامش بدیم؟باهم… +چی بپوشم؟لاک چه رنگی بزنم؟فلان تغییرو تو ظاهرم بدم یا نه؟ از قبل تولدت ایده کادومو آماده می‌کنم یه هدیه شخصی‌سازی‌شده و خاص خودت انتخاب می‌کنم اگه خیلی دوست داشته باشم شاید اهنگای لاتینی که یاد می‌گیرم‌رو برات بخونم(احتمالش خیلیی کمه)

روز هفتم #چالش : یه خاطره تابستونی تعریف کن. خاطره انقد زیاده که نمیدونم کدومشو بگم … یه عصر تابستونی بود، مامانم طبق معمول چرت عصرونه‌شو می‌زد و منم مثل هر بچه‌ی چهارساله‌ی دیگه نشسته بودم کارتون نگاه می‌کردم. حالا چه کارتونی باشه خوبه؟ شما تصور کن یه بچه‌ی چهار ساله، تنها، نشسته کورالین (همون چشم‌دکمه‌ای) می‌بینه. چشمتون روز بد نبینه… رسیده بود به اون صحنه‌ی ترسناک که مامانِ چشم‌دکمه‌ای با نخ و سوزن توی دستش دنبال کورالینِ و می‌گه:«دکمه چه رنگی می‌خوای؟» منم که بچه بودم با خودم گفتم: حتما الان مامان بابام از خواب بیدار می‌شن و به جای چشم، دوتا دکمه روی صورتشونه. انقد ترسیده بودم که رفتم کنار تخت مامانم و گریه می‌کردم تااا مامانم بیدار شد. و خب این تا مدت ها تو ذهن من بود و وحشت داشتم ازش.

سارا نیستم اگه انجامش ندم

Repost from A side of Me
رسالة صوتية00:18

Ebi-Tahamol-Kon-320.mp310.93 MB

روز پنجم #چالش :یه کتاب ،فیلم یا پادکست معرفی کن. -کتاب Men are from mars women are from Venus از John gray خودم ورژن زبان اصلیش‌رو دارم می‌خونم و خیلی دوسش دارم -و اگه اهل نمایشنامه خوانی هم هستی کتاب کرگدن اثر اوژن یونسکو که خودم عاشقشمم -پادکست اگه بخوام بگم خودم عاشق فصل‌های جافکری با مهرسا شرع الاسلام شماهم اگه کتاب(روانشناختی،نمایشنامه خوانی و…) پادکست،فیلم سراغ دارین بهم معرفی کنین.

واقعا از کسایی که پیامی که دادنو حذف میکنن متنفرم. شاید دیدم، شاید بخوام جواب بدم، شاید ندیدم اما نوتیفش برام اومده و هزارتا شاید دیگه… حذف نکننن!

روز چهارم #چالش :یه لیست از کارایی که تابستون میخوای انجام بدی. (از پایان کنکور تا شروع دانشگاه) کار خاصی ندارم فقط به روتین قبل کنکورم برمیگردم به لول جدیدی از قطع ارتباط برسم✅ کتابای کیارستمی، معروفی و بیضایی رو بخونم. بریم کوه‌نوردی. دیدن استاد گلم(واقعا دلم واسه روزایی ک میرفتیم بافت تاریخی نقاشی میکردیم تنگ شده.) دوستای جدید پادکستایی که درنظر دارمو گوش کنم. یه لیست و سیوی از کارایی ک میخوام انجام بدم اونارو دونه دونه انجام بدم دلم میخواد دیزاین اتاقمو مثل خونه فرندز کنم(خرج خیلی میبره اما شاید انجامش دادم.) دانشگاه یوتیوب. فیلمای خوب ببینم. مث قدیما دوره کتابخونی. گواهینامه بگیرم. رو speakingم کار کنم. واسه آزمونای زبان آماده شم. موهامو رنگ کنم(شاید) کلاس فرانسوی ثبت‌نام کنم. کیک‌بوکس(دلم تنگ شده) آنلاین شاپم‌ مدارک فنی حرفه‌ای‌مو بگیرم. ۳۰تا تابلو آماده کنم(شاید واسه نمایشگاه) سه تا کار دیگه هم هست که فعلا نمیخوام کسی بدونه کلی تابلو دکوراتیو چه واسه فروش چه واسه خونه درس کنم.

روز سوم #چالش :چیزی که امروز خوشحالم کرد. پیامای ناشناس،و اینکه دوستی بهم گفت چقد شبیه بابام هستم و کتاب قشنگم (زنده باد عشق،نامه های کامو به کاسارس)

وای من💚.
وای من💚.

رسالة فيديو00:02

این عروسکم اسمش حسین آقاس(حالا شاید بپرسین چرا چون خالم بهم هدیه‌ش داده و اسم داییم‌رو روش گذاشته) من عاشق این عروسک بودم طوری که همیشه همه‌جا باهام بودش.یه بار سفر میریم مشهد خونه فامیلمون من شب اونجا گریه می‌کردم خوابم نمی‌برده، می‌گفتم :(من حسین آقامووو می‌خوامم😂) اون سال فک کنم عروسی بود که رفتیم مشهد و همه فامیلاهم اون شب اونجا بودن این هنوز سوژه اوناس که حسین آقا کی بود که سارا انقد گریه کرد اون شب

واستون خاطره تعریف کنم

عااا راستی گلای دستمم توی عکس ‌رو بابام بهم داده😌

عروسکامو ببینین همش سایکو و روانی اینا خوشگل بودنو من به این روز مینداختمشون کلا همه رو دیوونه می کنم کچل کردمشون

اون عروسک ماشین سبزه تو دستمو و عروسک عکس اخرو هنوز دارم

اینم منو بهترین دوست بچگیم، که الان همو بلاک کردیم😂🤡

نصف عکسام با بابای نانازم هستت