ای کاش؛
الذهاب إلى القناة على Telegram
گفتی ز جهان چه غصه داری آخر؟ گفتم آن غصه که در جهان نگنجد دارم https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-yAnIKsYTPb
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
223
المشتركون
-124 ساعات
+17 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
224
خواهر واقعاً نعمت بزرگیه.
نه اینکه حتماً نسبت خونی داشته باشینها...
نه، چون بعضی وقتا دلیل حال بدیت، همون خانوادهست.
ولی یه روز، یه جایی، درست وقتی هیچ توقعی نداری،
یکی میاد...
یکی که اون اشکهایی رو میبینه که هیچکس ندیده،
اون ورژن از تو رو میشناسه که هیچکس نشناخته،
اون حال بدی رو که هیچوقت نتونستی به زبون بیاری،
بدون اینکه چیزی بگی، از توی چشمات میفهمه.
واقعاً انگار یه پیوند بین قلبهاتونه.
میاد و آروم، روحتو بغل میکنه.
با همه کمیا، کاستیها، شکستها و زخمهات،
همونجوری که هستی، میپذیرتت.
از نگاه بقیه، اون آدم فقط یه غریبست،
ولی برای تو، آشناترین آدم دنیاست.
اونوقته که میفهمی خواهر چه نعمت بزرگیه...
و بعضی خواهرا، خیلی از خونیها، خونیترن.
224
بعضی روزا گذشتن سخته
نمیگم از حال بد یا از اون موقعیت
انگار گذر زمانم سخته
نه اینکه زمان ایستاده باشه
نه، اتفاقا سریع تر از همیشه میگذره
ولی تو اون لحظه موندی
اون حسم باهات مونده
تو خوبی، هیچیت نیست
ولی نمیتونی بگذری
نمیتونی بیرون بیایی
برای همینه که یهو به خودت میای، میبینی تیکه تیکه وجودت گرم شده
آتیش شده
نمیتونی درست نفس بکشی
و خرده های اون بچگی، نوجوونی، جوونی که از دست دادی رو حس میکنی
آره، اسمش درده
ای کاش اینقد دردناک نبود
ولی خرد شدیم
224
آدمی که به محض اینکه پیامش میدی جواب میده
ولی دو روزم پیامش ندی اون پیامت نمیده
مشغول نیست عزیزم
اولویتش تو نیستی
224
درسته، برای شکلگیری پیوند های جدید پیوند های قدیمی باید شکسته شوند
اما اجزای اون پیوند ها میتونن جزوی از پیوند جدید باشند
پس نیازی به دور انداختن نیست
میشه با هم ساخت
224
ایران و آمریکا مثل قلب و مغز من میمونن
با هم توافق کردن ولی هر شب با هم میجنگن
تهشم همه میدونن یه کدومشون مقصرن
ولی نمیتونن حرفی بزنن
224
اونی که عشقش صادقانست
قلبش پاکه
حرفاشم به دل میشینه
چون ساده ساده، حرفشو میزنه
نه دروغه
نه دنبال چیزی
224
سلام وقتتون بخیر
امکانش هست لینک شاپ کوچولوی منو بذارید اگه کسی دوست داشت بیاد؟🙃
https://t.me/+XCTfi0ZWHqA3ODZk
224
Repost from N/a
نمیخواهم تمامِ زندگیام فقط مجموعهای از رها کردنها باشد. برای یکبار هم که شده، میخواهم کسی برای ماندنم بجنگد، مرا با آگاهی و خواستنِ واقعی انتخاب کند، و نشانم بدهد که ارزشِ نگهداشته شدن را دارم.
