ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

ŋıƖ🍂

ŋıƖ🍂

الذهاب إلى القناة على Telegram

⭑زنـدگـی صـــحنه ی یکتـــای هنــرمنــدی مـــاسـت⭑ @SecretSceneBot🤍 @archivesecret01🤍

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
298
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+57 أيام
-1730 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from diyanarh
photo content

Repost from Amyraly
امروز 28 June،روزِ جهانی ماهه.

.،
.،

😂🌶
واقعیت تلخ نیست تنده کون ادمو میسوزونه

photo content

قشنگ بود🤌🏻

Repost from قشاع.
‏یکی در حد پرستیدن دوستت داره، بعد به خودت می‌گی: اِ پس من پرستیدنی هستم. برم بنده های بهتری پیدا کنم. می‌ری و می‌بینی خبری از بنده منده نیست. تو خدا نبودی، اون عاشقت بود.

مووآن❌ بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم✅

Repost from قشاع.
امروز 23 june روز جهانی مووآن کردنه.

⋆ اسم رمز: آلفا-نایت | جرم یا افتخار ثبت شده: کنترل یک بحران جهانی | میزان خطرناک بودن: خیلی بالا | جمله‌ای که تاریخ باهاش یادت میکنه: در تاریکی تصمیم گرفت
@nhrain12006

04:44

یکی از چرت ترین ویژگی های شیش ماه اول اینه که زود صبح میشه 🤦🏻‍♀ یعنی چی واقعاااا

عشقی که بهت یاد می‌ده چه طوری جلوی سختیا وایسی و جا نزنی. کنارش نیاز نداری حرف بزنی و توضیح بدی؛ اون خیلی راحت می‌تونه معنیِ
عشقی که بهت یاد می‌ده چه طوری جلوی سختیا وایسی و جا نزنی. کنارش نیاز نداری حرف بزنی و توضیح بدی؛ اون خیلی راحت می‌تونه معنیِ سکوتتو بفهمه. •نازنین و دانیال/کرگدن @nhrain12006

پارتنرم زیر درخت آلبالو گم شده🙂‍↔️

sticker.webp0.15 KB

منُ این حال خرابُ ، مست می و جام و شرابُ تو و گیسوی بلندت موی زیبای کمندت برده است جان و جهانم ، مانده است بر دل و جانم باز بینم رخ ماهت باز بینم آن نگاهت که بَرَد روح و روانم ، که بَرَد این دل و جانم تا شوی نقل کلامم تا شوی مونس راهم که بمیرم سرِ راهت تا ببینم آن نگاهت که تو باشی همه جانم که تو باشی آن نگارم من شوم خوابگرد تو شوی خواب و خیال من شوم تشنه ی یار تو شوی آب عیار من شوم سرگشته و دل گشته و پی گشته ی تو تو شوی یار من و راه من و مونس این حال من دلداده شدم تا که دیدم رخ ماهت دیوانه شدم تا که دیدم آن چشم سیاهت آمدم بوسه زنم بر آن نقش و نگارت ناگه گشتم بیدار زین خواب خیالت

خیلی سیس نویسنده بهم نمیاد ولی خب چیکار کنم دوست دارم واقعاً😂

یه شعر نوشتم در دوران غارنشینی و هی میخوام بزارمش ولی یادم می‌ره ( حالا انگار مثلا آثار ابوالقاسم فردوسیه)

Repost from قشاع.
من عاشق آدم هایی هستم که باهام درباره جهان حرف میزنن‌. ذهنم رو باز میکنن. رویاهاشون رو باهام به اشتراک میزارن و دیدگاه های جدیدی رو نشونم میدن. یه چیزی بهم یاد میدن که تاحالا نمی‌دونستم. من رو میبرن به یه سفر ذهنی. جایی که فکرها آزادانه پرسه می‌زنن. و کنجکاوی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسه.

یه شبی رو مشخص کنیم توسط کشوری همه یه شام بخوریم،بچه های نیروگاه عسلویه گاز رو باز کنن،درزای کشور رو ببندیم و بگیریم بخوابیم.