گرگےدر دادگاه خدا.
الذهاب إلى القناة على Telegram
304
المشتركون
+124 ساعات
+377 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from دخترِ شهرزاد
کاش یک نسخه از من فقط کتاب میخوند و فیلم میدید و یک نسخه دیگه با خیال راحت به کار و زندگی میرسید.
رنگ سبز میتونه به عنوان رنگی که صدا داره ثبت بشه!
با دیدنش میتونی صدای برگ سبز درختان که لابهلای باد ها میرقصند رو بشنوید.
Repost from N/a
+1
. ݁₊ ⊹ . ݁˖ .Ἄρτεμις — Artrmis
تو آرتمیس هستی؛ الهه طبیعت، شکار، ماه و دختران جوان✨
منطقی هستی و تصمیمهایت بر پایه تفکر است، که با خوی مستقل و سنجیدهی آرتمیس همخوانی دارد. علاقهات به کنترل طبیعت مستقیم با حوزه الهی آرتمیس (جنگل، حیوانات، ماه) تطابق دارد. تمایل به آرامش و تعادل در جمع نشاندهندهی روح مستقل و خودکفایتی است که آرتمیس دارد و رهبر جمع بودن برایت اولویت نیست. الهام گرفتن از احساسات و درون، با طبیعت و انس با محیطش همخوانی دارد. اهمیت دادن به آزادی دقیقاً هسته شخصیت آرتمیس است؛ او مستقل و غیرقابل محدود شدن بود. پس تو به نوعی آرتمیس، الهه مستقل و محافظ طبیعت و آزادی، هستی. 𝑭𝒐𝒓 You ✨
بغلم کن، برقصیم مثل دونهبرف!
بغلم کن تا صدای قلبهامون، از هر موسیقیای زیباتر شنیده بشه.
بذار باد، ما رو با خودش ببره به جایی که هیچکس نیست، فقط ما و سکوت سپید برف.
بذار توی اون خلأ نرم، من گم شم میان دستات مثل دونهبرفی که از آسمون اومد تا فقط یکبار برقصه…
و این رقص سپید ماست جایی میان خواب و بیداری که زمین فراموش میشه و تنها چیزی که میمونه صدای خندههای ما در میان برف و بیزمانیست.
دلم میخواست دور شوم، دیگر برنگردم، ناپدید شوم، در جنگلی مه گم و گور شوم، در بین ابرها فراموش کنم و فراموش شوم
یادم است که مرا دریا میخواندی، میگفتی همچون دریا زیبا و دلفریبم
ولی در نامههایت مرا بیرحم میخواندی...
- نامهی گمشدهی رز
او نمیخواست بسوزاند فقط میخواست ناپدید شود.
خاطرهها، دردها، چهرهها… همه در مهِ ذهنش حل میشدند.
چشمهایش پر از چیزی بود که نام نداشت!
نه غم، نه خشم، فقط خلأی نرم که مثل دود از لای انگشتانت سر میخورد و میرفت.
مینوشت، بیآنکه بخواهد و با هر واژه بخشی از خودش را در مه پنهان میکرد.
کلمههایش سرد نبودند اما گرمایشان هم آرام آرام میمرد مثل آخرین رمق شمعی در دل شب خیس.
اما چشمهایت قشنگاند
دیوانهاند، وحشیاند
مثل حیوانی که از جنگل آتشگرفته زده باشد بیرون.
حس میکنم مدتهاست سقوط میکنم و به زمین نمیرسم، غرق میشوم و خفه نمیشوم، میسوزم و جان نمیدهم...
در پایانی بیپایان به سر میبرم.
