PEiCe of Mind.
الذهاب إلى القناة على Telegram
نوشتن یعنی یه فرصت به کلمههای مرده و نیمه جون . با سرچ vonart میتونی کارامو ببینی، پشیمون نمیشی . I'm your host, the crazy fucking Gemini . tan:nat . http://t.me/HidenChat_Bot?start=145088322
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
489
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+587 أيام
+7930 أيام
أرشيف المشاركات
▶️بیاید یه چیز جالب بگم.
من خب عاشق پازلم اینو که توی اینستا دیدم یه حس آشنا و خاصی بهم داد انگار کلی حرف داشت تا اینکه بعدا یهو یاد متنی که نوشته بودم افتادم و دیدم به طرز عجیبی اون فضا رو به زیبایی به تصویر کشیده و حتی بیشتر عاشقش شدم یه جورایی انگار برای همدیگهان.
اینکه بین علایق مختلفت اشتراک پیدا کنی برام بامزه ست.
Repost from PEiCe of Mind.
نگاه فردی که روبهرویش قرار داشت به گوشهای دوخته شده بود.
شاید خود را جایی لابهلای آن کلاویهها باقی میگذاشت.
به او نزدیک شد.
دستش را گرفت و پشت پیانو نشاند. نمیخواست حسرتی داشته باشد.
برای سالها پیانو تنها دلیلِ ادامهی موسیقیِ روحی تمام شده، بود و افسوس که مرگ باز هم تنها شنوندهی او شد.
و در انتهای آخرین نت، این بار همه آن اتاق را ترک کردند.
▶️این مورد در عین ناکاملی؛ کامله. صرفا ابتدا و انتهاشو نوشته بودم و چون هیچ ایدهای نداشتم ممکنه وسطش رو هم بنویسم یا نه و از طرفی همین جوری هم خوب بود دیگه گذاشتمش.
یه وقتایی اونی که میخوای نمیشه ولی تهش میبینی همچین بدم نشده.
▶️یه روز بدون برنامه قبلی اومد تو زندگیم. در حالی که همیشه فکر میکردم باید مطمئن باشم که آمادهام اما یهویی پیداش شد و قشنگترین اتفاق امسال رو رقم زد و الان چهار ماه ازش میگذره.🤩
پاهایش نفسش را ربوده بود،
مسیری نزدیک را به قیمت یک عمر پیموده بود.
و اما مقصد؟
کجای زمین بود که آنقدر با پاهای خاکیش بیگانه بود؟
کجا بود که یک عمر کافی نبود؟
شاید،
شاید اگر میایستاد زودتر میرسید.
چه کسی کامل بود؟ آن تک رنگِ یکسان؛ در تاریکی و روشنایی، یا آن که در جست و جوی نور میدرخشید و در سیاهی همچنان برای خود بودن در تلاش بود؟tan:nat
Repost from PEiCe of Mind.
خوبم اما نه آنقدر که خوب باشم.
ناراحتی؟ نه غمی نیست.
تنها با آرامشم یک جا نشستهایم،
در تلاش است مرا به حال بازگرداند.
▶️در باب آرامش سه تا نوشتهی خیلی کوتاه دارم که یه جور خاصی موردعلاقمن و میشه برداشتهای مختلفی ازشون کرد. مثبت، منفی یا خنثی.
▶️در کل داشتن تعامل با شخصیتها و سنهای متفاوت واقعا جالبه. به پخته شدن خودت کمک میکنه و یاد میگیری چطور با مسائل مختلف برخورد کنی حتی با خیلی چیزای جدید آشنا میشی. البته این صرفا بخش مثبت ماجرا ست چون بالاخره سکه دو رو داره.
▶️صحبتهای رندوم با آدما رو دوست دارم. حالا هر جوری که باشه غریبه یا آشنا، کوتاه یا طولانی، یک یا چند بار یا حتی ادامه دار. نیاز اون بخش از شخصیتم که دوست داره با آدمای مختلف ارتباط بگیره رو رفع میکنه و برای اون منِ درونگرا هم انرژی نگه میداره.
زندگیش همچون خط تیره یک در میان بود.
اشکها پایین میآمدند،
راکد میشدند،
در فاصلهای شادی میآمد
و نیست میشد.
▶️شاید کنجکاو باشید که چجوری مینویسم؟ و باید بگم گاهی بدین گونه. البته در نوع خودش خیلی رندوم بود ولی پیش میاد، عادیه.
Ergo Proxy Opening" کل آهنگ انگلیسیه بعد اسمش به ژاپنی، خب الان من در حال گوش دادن به این باشم یکی اسم شو بخواد چی باید بگم آخه.. ولی خب محتوا خیلی زیبا ست.
