سُرَنْجْ🍊
الذهاب إلى القناة على Telegram
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
212
المشتركون
+124 ساعات
+47 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
212
بچها من واقعا اسم رو دوست ندارم ولی مامان بابام دوسش دارن، هیچوقت با اسمم احساس یکی بودن نداشتم. همش حس میکنم اسمم یه چیز دیگس. از طرفی دوس ندارم عوضش کنم چون معتقدم اسم از چیزاییه که باید از اولش خوب باشه.
اینو هزاربار گفتم، شاید هزاربار فقط اینجا گفتم. نمیدونم کاش اسمم همون گندم بود.
212
نمیدونم شاید اگر کسی هم دوسم نداشته باشه مامانم دوسم داشته باشه، همیشه با ذوق اینها رو تعریف میکنه، سالی چندبار.
212
پرکاربردترین کلمهای که به کار میبردم هم "گندم" بوده. مامانم میگه به همه چی میگفتی گندم، به درخت گل سبزی و خیلی چیزهای دیگه.
212
یه سال که داشتم بابام به دوستش میگفته دخترم حرف میزنه، اونم میگفته مسخرهام میکنی، اگر راست میگی بگو بگه قسطنطنیه، منم پس از چندبار قس قس گفتن گفتم قسطنطنیه و پدرم رو سربلند کردم. دوس دارم به دوست بابام بگم دنبال چی بودی؟
212
بنده ۹ ماهگی زبون باز کردم و از همون موقع تا حالا یه بند دارم حرف میزنم.
بسه دو دیقه استراحت کن.
212
مامانم میگه تا وقتی ۳ ۴ ساله بودی خیلی جدی فکر میکردی که مامانِ بابابزرگتی، از بس بهت گفته بود مامان. مثلا بحث که میشد میگفتی یه پسر دارم.
212
دلم میخواد خودم رو چال کنم زیر درخت سیب. شاید جوونه بزنم، شاید کرمها بخورنم و به رشد درخت کمک کنن، شاید خونم سیبها رو سرختر کنه.
212
وقتی بعد از مرغ خورد کردن دستامونو با خمیردندون میشوریم درواقع این بوی مرغ نیست که از بین میره، بوی خمیردندونه که نمیذاره بوی مرغ بیاد.
