اغما؛
قناة بسيطة
سبز نماندیم ، ساقه هایمان شکست . " https://t.me/Hiinoyochat_bot "
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
201
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-9030 أيام
أرشيف المشاركات
201
بار اولی نیست که وقتی داغونه داغونم یهو نیت با یه آلبوم مثل یه طناب عمل میکنه که از باتلاق میارتم بیرون.
201
☆
Trying, keep my mind off it
But I can't think about anything
Else, it's killing me slowly .
201
☆
Disappointed, yeah, me too, I thought I finally had finally made a breakthrough, guess not.
201
میدونی چیه؟
دیگه جا زدم.
دیگه نمیتونم ادامه بدم.
صگدو زدن هایی که نتیجه ندارن. کمخوابی هایی که بیثمر بودن.
اینکه میبینی بقیه همسن و سالات چقدر خوشحالن، چه سربلند از مشکلاتشون میان بیرون، چه قشنگ خودشونو از باتلاقاشون بیرون میکشن، خدا چجوری پشتشونه و ناامیدیشون ابدی و همیشگی نیست و دارن "زندگی" میکنن؛ باعث میشه بیشتر عقب نشینی کنم. بیشتر کناره گیری کنم. بیشتر گوشه گیر بشم. ساکت بشم. بیتفاوت بشم. حس میکنم عقبم، مثل اونا نیستم و این تفاوته جای اینکه حس خوبی بده باعث میشه با خودم بگم منم میخوام مثل بقیه باشم... تلاش نمیکنن و نتیجه خوبی میگیرن. همه چیو به گوه میکشن اما بازم همه چیز براشون خوبه. دو رو ان، پر از ادا ان، پر از نقاب های مسخره و خوشبرخوردی های فیک، اما کلی آدم دورشونه. کلی آدم "پشتشونه"!
از نقش بازی کردناشون کلافم..
کلافم، خستم از این بلاتکلیفی، سردرگمی، بهمریختگی، بینتیجهبودن، و ندونستن دلیل این پسرفت ها وقتی داری تمومت رو براشون میذاری؛
نه فقط توی درس. توی روابط. توی خانواده. توی خودت. توی اعتقاداتت. توی آیندت...
201
بیش از حد فکر کردن در مورد اینکه شاید میشه ولی من راهشو بلد نیستم و نمیدونم داره نابودم میکنه.
