ar
Feedback
‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌𝒮𝗎𝗇𝗇𝗒 𝒟𝗂𝖺𝗋𝗒⛅️ ‌ ‌

‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌𝒮𝗎𝗇𝗇𝗒 𝒟𝗂𝖺𝗋𝗒⛅️ ‌ ‌

الذهاب إلى القناة على Telegram

‌ ‌ 🦢 ‌ // A quiet corner for blooming souls. ‌ ‌ ꫂ᭪݁ ݄  t.me/softwings_bot archive ݄  t.me/sunarchive ²⁷

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
256
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+124
في 25 قنوات
يونيو '260
في 40 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 7 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 18 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+29
في 14 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+4
في 12 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 4 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+38
في 4 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 9 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+24
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+9
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+12
في 4 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+38
في 0 قنوات
منشورات القناة
2
‌ ‌‌ ‌  ‌ ‌‌ ‌  . ‌ ‌ ‌‌ search : 003  luv ‌ ‌ ‌ ‌ 별빛 : seonho  🚬
3
3
sticker.webp
3
4
#myart #drawing
#myart #drawing
4
5
لا يوجد نص...
5
6
‌ ‌ ‌ ‌ 13 ’s rebel 🥛 ダリン naoi web ! ‌ ‌
5
7
sticker.webp
5
8
لا يوجد نص...
6
9
‌ ‌ ‌ ‌decode : general s. ‌ ‌ ‌evan ʼs ride ៸ лишь
6
10
sticker.webp
6
11
زن خودمه پس خودم نجاتش میدم🤭😂
زن خودمه پس خودم نجاتش میدم🤭😂
6
12
جه‌یوان نمیتونه چشمک بزنه🎀 مجری: دلیلی که تانگ جیوجو فکر میکنه جه‌یوان باید مجازات بشه اینه که نمیتونه با یه چشم چشمک بزنه _
جه‌یوان نمیتونه چشمک بزنه🎀 مجری: دلیلی که تانگ جیوجو فکر میکنه جه‌یوان باید مجازات بشه اینه که نمیتونه با یه چشم چشمک بزنه _ میخوام ببینمش جه‌یوان: بیا بهم نگاه کن(خودتو اذیت نکن ما همینطوری قبولت داریم)
6
13
sticker.webp
6
14
میشه اینجا هم چند نفر بیان نزدیک 200 بشیم؟
3
15
راضیم ازش کار خوبی کرد
9
16
این خیلی دارکه که واقعا اینطوره برام یعنیی چیییمس:)
9
17
فکر کن فرانسوی بودم و جونمرگ شدم اینقدر زود
9
18
چه قشننگگگ
10
19
داستان: تو دختر یکی از دوک‌های سرشناس فرانسه بودی و بیشتر از لباس‌های اشرافی و مهمونی‌های مجلل، عاشق کتاب خوندن، نقاشی و تئاتر بودی. تقریبا هر هفته، یواشکی یا با اجازه‌ی خانواده، به سالن تئاتر میرفتی و ساعت‌ها محو نمایش‌ها میشدی. توی یکی از همون شب‌ها، با مردی آشنا شدی که نویسنده‌ی یکی از نمایشنامه‌ها بود. چیزی که با یه گفت‌وگوی ساده شروع شد، کم‌کم به عمیق‌ترین عشق زندگیت تبدیل شد. خانواده‌ات با این رابطه مخالف بودن و اصرار داشتن با یکی از اشراف‌زاده‌ها ازدواج کنی، اما تو هیچ‌وقت از عشقت دست نکشیدی. چند سال بعد، قبل از اینکه فرصت کنین زندگی مشترکتون رو شروع کنین، به بیماری سختی مبتلا شدی و از دنیا رفتی. میگن مردی که دوستش داشتی، تا آخر عمر هر نمایشنامه‌ای که نوشت، یه گل کاملیا رو جایی از داستانش پنهان میکرد؛ چون اون، گل مورد علاقه‌ی تو بود و تنها راهش برای زنده نگه داشتن یادت.
10
20
نام: Céleste Beaumont دوره‌ی زندگی: قرن نوزدهم محل زندگی: فرانسه گونه: انسان شغل: نویسنده ویژگی‌های شخصیتی: باهوش، کنجکاو، خوش‌برخورد و هنردوست نقطه قوت: نگاه متفاوتی به دنیا داشت و همیشه زیبایی رو توی چیزهای ساده پیدا میکرد. نقطه ضعف: زیادی با قلبش تصمیم میگرفت. بزرگ‌ترین ترس: اینکه مجبور بشه تمام عمرش رو طبق خواسته‌ی خانواده زندگی کنه. بزرگ‌ترین حسرت: اینکه هیچ‌وقت نتونست تمام کتاب‌هایی رو که دوست داشت بخونه. مرگ: در ۲۹ سالگی بر اثر بیماری از دنیا رفت. زخمِ روحی: هنوز هم کتاب‌فروشی‌ها، بوی کاغذ و سالن‌های تئاتر برات حس آشنایی عجیبی دارن.
9