ar
Feedback
Bury me at makeout creek.

Bury me at makeout creek.

الذهاب إلى القناة على Telegram

Tell me everything by @SpillTheFuckingTeabot

إظهار المزيد
إيران134 624الفئة غير محددة
337
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+1130 أيام
أرشيف المشاركات
فلسفهٔ یونان خییلی زن ستیزانه‌ست موقع خوندنش آدم روانی می‌شه😭

برای این حرفش هم از خداهای یونان مثال می‌زنه و می‌گه دو اروس و دو آفرودیت وجود داره. یه آفرودیت زمینی وجود داره که دختر «زئوس» و «دیونه‌»ست و اروس زمینی عاشق اون می‌شه و برا همین می‌تونه فقط انسان‌های پست و زمینی رو عاشق کنه. آفرودیت دوم دختر اورانوسه و مادری هم نداره برای همین مقام آسمانی داره و اروسی که عاشق اون می‌شه -که تو به وجود اومدنش هم هیچ زنی شرکت نداشته- به پسرها توجه می‌کنه و مثل اون‌یکی اروس درگیر هوا و هوس نمی‌شه و کسایی که از اون الهام می‌گیرن عاشق پسرها می‌شن.

آره خیلی زن‌ستیزانه بود این موضوع😭 افلاطون دقیقا تو رساله‌ش می‌گه افرادی که زن‌ها رو دوست دارن پست و زمینی‌ان و اگر قانون انسان‌ها رو مجبور به ازدواج با زن‌ها بخاطر فرزندآوری نمی‌کرد، نباید به زن‌ها علاقه‌ای نشون می‌دادن چون پسرها عاقل‌تر و قوی‌تر‌ ان🙏🙏🙏

https://t.me/redandunafraid/2659 مرد سالاری و زن ستیزی در این حد آخه؟؟؟

هر سال این مسلمون‌ها هم وسط پراید مانث کسونه می‌کنن. همه‌چیز که راجع به شما نیست.

photo content

When måneskin said:
When måneskin said:

ولی الان که فکر می‌کنم حافظ و مولانا و امثال اینا عارف‌های تیپیکال نبودن و مکتب جدای خودشون رو داشتن که تلفیق دنیا و معنویت بود، برا همین به نظرم می‌شه گفت این بیشتر تو هنرمندها و محفل‌های دیگه دیده می‌شد نه صرفا بین عرفا. مثلا نقاشی‌های زیادی هم موجودن که روابطی که نشون می‌دن فراتر از عشق افلاطونیه.

آره این درسته که عشق افلاطونی بین عرفا معمولا جنبهٔ فیزیکی نداشت. تو ایران کلا عشق بین دو فرد مذکر از یونان و کشورهای ترک‌تبار الگو گرفته شده بود. تو یونان همین عشق افلاطونی بود که هدف این بود که از زیبایی معشوق به زیبایی کل دنیا و خالق برسن و هدف آسمانی و اینا داشت، اما اونی که از طرف اقوام ترک‌تبار رایج شده بود بیشتر جنبهٔ فیزیکی داشت. تو ادبیات فارسی هم از کلمه‌هایی مثل عارف تو موضوع‌های مختلف به معنی‌های متفاوت استفاده می‌شه. من بیشتر منظورم شاعرهایی بود که به عرفان معروفن، مثلا مولانا و حافظ، که بخش زیادی از این‌جور غزل‌هاشون جنبهٔ اروتیک داشت.

Repost from N/a
photo content

You know what? I'm too pretty for this shit (امتحان حسابان)

بابا خاک تو سرم با این انتخاب رشته‌م. دیوونه شدم.

اصلا قرار نبود راجع به این حرف بزنم ولی نرد درونم ساکت نمی‌شه.

ولی جدا از این‌ها، چندتا منظومه و داستان عاشقانهٔ معروف راجع به زوج‌های مرد هم وجود داره که عشقشون کاملا از این حالت عرفانی خارجه و دقیقاً همون عشقیه که ما الان می‌شناسیم. مثلا سلطان محمود غزنوی و معشوقش ایاز تو خیلی از داستان‌ها و شعرها راجع بهشون صحبت شده. روایت‌های خیلی جالبی دارن =)

سیروس شمیسا که شاید بشه گفت بزرگترین استاد ادبیات فارسی تو حال حاضره کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» رو نوشته که الان ممنوعه ولی خب نسخه‌های دیجیتال و گاهی چاپیش پیدا می‌شه. اگه این موضوع براتون جالبه این کتاب کامل توضیحش داده. البته نباید به روابط اون زمان به دید امروزی نگاه کنیم وگرنه طبق انتظار پیش نمی‌ره.

حالا خیلی‌ها راجع به این‌ها نظرهای مختلف دارن ولی تمام استادهای بزرگ ادبیات حتی اگه خودشون خوششون نیاد هم کاملا قبول دارن که تقریبا تمام شهرهای عاشقانه تو یه دورهٔ بزرگی(از حدود قرن ۸ هجری تا دوران مشروطه یعنی قرن ۱۳)، دربارهٔ عاشق و معشوق مرد بودن و حتی کتاب‌هایی دربارهٔ تحلیل این نوشته شده.

البته جنبهٔ منفیش هم این بود که این موضوع کلا مختص به مردها بود. یعنی بیشتر ریشه‌های زن‌ستیزی داشت و زن‌ها رو موجودات دنیوی می‌دونستن که عشق به اونا نمی‌تونه خالصانه باشه. اولین‌بار هم افلاطون این رو مطرح کرد، برا همین بهش می‌گن عشق افلاطونی.

برا همین وقتی شعرهایی از ادبیات قدیمی ایران می‌خونید و به نظرتون گی میاد کاملا حق با شماست؛ چون غزل‌های عاشقانهٔ شاعرها تا قبل از صد سال پیش ۹۹ درصد راجع به مردها بودن. مولانا، سعدی، حافظ، همه راجع به مردها می‌نوشتن. شعرهای تک و توکی وجود داره که معشوقی که داره توش توصیف می‌شه زن باشه.

بوعلی سینا یه «رسالهٔ عشق» داره که توش راجع به انواع عشق صحبت کرده و نشون می‌ده از نظرشون عشق به هم‌جنس تو چه حالت‌هایی و تا چه حدی پذیرفته‌ست. به نظرش اون عشق مرد به مرد خالصانه‌ترین حالت عشق بود و برا همین نباید خیلی جنبهٔ فیزیکی می‌داشت. نوشته بود که تا بغل کردن و اینا اشکالی نداره =) البته بوعلی سینا بیشتر حکیم بود تا عارف. عارف‌ها خیلی بیشتر از این پیش می‌رفتن و معمولاً جنبهٔ فیزیکی هم داشت عشقشون.

جالب اینه که تو ادبیات و هنر (که عموما هنرمندهای معروف مرد بودن)، تا قبل از مشروطه معشوقی که توصیف می‌کنن تقریبا همیشه مذکر بود. نه تنها کاملاً پذیرفته شده بود، بلکه این نوع از عشق رو خالص‌تر می‌دونستن. البته روابطشون بیشتر حالت سیر و سلوک عرفانی داشت و باید تو قالب‌ها و فرم‌های تیپیکال عرفان می‌بودن که قبول بشه.