The shadow inside me
الذهاب إلى القناة على Telegram
روح او هنوز آبی بود، میان تمام این تیرگیها. talk to me: ‹ @Bluesafeplacebot 📬›
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
190
المشتركون
-124 ساعات
-47 أيام
-1430 أيام
أرشيف المشاركات
هر وقت خیال کردید خدایی نکرده هوای عشق و عاشقی زده به سرتون، دوش آب سرد بگیرید. آبِ یخ قطعا معجزه میکنه🧘🏻♀
وقتی عکاستون حسود نباشه عکس خوشگل و ناناز بلا میشه بچهها. همیشه بدید اونی که بخیل نیست ازتون عکس بگیره☝️🏻
«افسوس عزیزِ من... افسوس که دیگر مَجالی برای سخن با تو ندارم. افسوس که دیگر تو را نمیبینم؛ افسوس که زمان به عقب برنمیگردد تا باز تو را ببینم و سخت در آغوش بکشم، تا اینبار طور دیگری با تو وداع بگویم. افسوس که من به خود هم دروغ میگویم. عجب اَبلهای هستم که میگویم فراموشت کردهام اما هنوز با خیال تو غمگین میشوم. اما چه کنم که نشانهها مرا میآزارند، گویی که هنوز چیزی در این قفسِ تاریکِ دلم جا مانده که روزی، تکهای از عشق تو بود.»
«آری دروغ چرا روزی دوستش داشتم، شاید هنوز هم دارم. نمیدانم. اما میدانم که آن روزها خودم را نیز خیلی دوست میداشتم. حتی بیشتر از او.
برای همین از دوست داشتن او ترسیدم. از اینکه روزی او را بیشتر از خودم دوست بدارم ترسیدم. پس اگر اکنون تو را ندارم بخاطر همان دوست داشتن خودم است، نه دوست نداشتن تو.»
2:11When you hid under my black wings, They couldn't have protected you from anything, Once in flight they would have let go, You would have once again wound up below Only broken
«حال غریبی دارم که در تعبیر آن وا ماندم. گویی درونم وِلوِلهای بر پا شده که خود از آن بیخبرم. شبیه مرغ سر کندهای میمانم که بیسَر با حالی زار و تنی خونآلود به هر طرف خود را میکوبد و مدام از این سو به آن سو میدَوَد؛ بیخبر از سَری که دیگر بر تن ندارد.»
اسم این سندروم که هنوز خوندن کتاب اول رو تموم نکرده میرم سراغ کتاب دوم و دوباره همینم نیمه کاره رها میکنم چیه دقیقا؟
«وقتی کسی نباشه که تو رو بپرسته، پس تو با نوشتههات خودت رو میپرستی. طوری که دیگه مخاطب تمام عاشقانههات فقط خودت خواهی شد.»
«در تخت آرمیده و موسیقی چهار دیوار اتاق را به آواز درآورده؛ ولی او هنوز ساکت است. خیره به گوشهای میاَنديشد. از چه و از کِه؟ نمیدانیم.
شاید به حرفها، نگاهها، خندهها، آدمها، حتی به خودش. به آدمها و حرفهای ضد و نقیضی که میزنند. به خودش و تلاشهای پوچی که برای بهبودی حالش کرده. همین که خیال میکند اوضاع بهتر است، همه چیز در اطرافش را ویران شده میابد.»
یه احساسات و خاطراتی بالا اومده که فقط میخوام همراهش بالا بیارم تمام وجودمو.
فکر نمیکردم شیر نارگیل انقدر خوشمزه باشه تا اینکه دیشب نزدیکای ساعت دوازده چون حوصلم سر رفته بود با سس کارامل تستش کردم و فوق العاده بود😭🥥
