410
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-87 أيام
-4730 أيام
أرشيف المشاركات
410
Repost from 𝑪𝒉𝒆𝒉𝒓𝒂𝒛𝒊
زندگی عجیبیست، بسیار عجیب...
نمیدانم از کدام دردم بگویم
با لبخندی تصنعی روزها را میگذرانم، دلم میخواهد کنجی خلوت پیدا کنم و اشک بریزم (البت که حالِ تکتکمان همین است) اما حالا حس میکنم شاید لحظات غمگینتری را میگذرانم، حتی نمیتوانم از همان لبخند تصنعی استفاده کنم.
بغض رهایم نمیکند، زندگی خوبیهایش را از ما دریغ کردهست و هر روز هم غیر قابل تحملتر میشود.
شاید خدا راستی راستی سر شوخی را باز کردهست(مخصوصاً با من)!
اندر احوالات
