◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹
الذهاب إلى القناة على Telegram
385
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
فکر کنم کارمای شخصیتای داستانام داره یقهی زندگیمو میگیره.
من جدی میخوام این قسمتای زندگیم رو بزنم جلو. شخصیتیام که توی نقطه اوج پیرنگ گیر کردم. مثل فیلم و سریالها لذتی از هیجانیترین بخشش نمیبرم، میخوام بره تهتهش و نکنه پایانش مثل پایان داستانهایی باشه که خودم مینویسم.
نمیخوام داستایفسکی مآبانه زندگیم تموم شه...
هربار بعد از دیدن اینا شدیداً از خودم سپاسگزار میشم که برای کودک درونم کارتون میبینم و تروماهای کودکیم رو با همین روش برطرف میکنم.
- آخرش معلوم شد رویاهام میخواستن یه چیزی بهم بگن:
میخواستن بگن زندگی بینقص نیست، ما هم نیستیم. اما مهم نیست چقدر عوض بشه، ما همیشه همدیگه رو داریم و بهتر از این نمیشه.
انیمیشن in your dreams 2025
داستان درمورد خانوادهایه که پدر و مادر دارن از هم جدا میشن و آرزوی دختر بزرگ اینه که خانوادهشون دوباره مثل قبل خوشحال باشه. یه روز توی کتابفروشی یه کتاب سحرآمیز پیدا میکنن. یه جمله داخلش نوشته: مرد شنی صدای من رو بشنو و رویاهام رو واقعی کن.توی فیلم یه جملهای داشت، مرد شنی به بچهها میگه: اینکه پدر و مادرتون دیگه مثل سابق نیستن به خاطر یه چیزه، اونا دیگه توی رویاهاشون همدیگه رو نمیبینن :))
کاش امروز پیرمردی رو نمیدیدم که سوار موتور با یه دمپایی پلاستیکی و یه کاپشن نازک رنگ و رو رفتهی آبی کاربنی داره میرونه.
قوزک پاش رو از روی جوراب سفیدش میتونستم ببینم...
Repost from جایی منتظرم باش
کف آپارتمانی در میلان، یا روی صندلیهای ایستگاهی در متروی بروکسل. نمیدانم کجای دنیا نشستهای یا دراز کشیدهای و این نامه را میخوانی. اما مطمئنم همچنان روی حرفت ایستادهای و هرگز به ایران برنگشتهای. تو از خیلی قبل فعل نخواستن را صرف کرده بودی. و خیلی واضح به ما گفته بودی نمیخواهمتان. و رفته بودی. و با کسی که رفته، نمیشود که حرف زد. اما تو هم درد مشترکت اینکه فارسی هنوز میتوانی بخوانی. از بخت بدت، هرچه را که پشت سر بگذاری و بروی و انکار کنی، برای اینیکی کار چندانی از دستت برنمیآید. چون تو فارسی میتوانی بخوانی. و من فارسی گریه نوشتن را خوب بلدم. حالا که در سرزمین نارنیا داری یکییکی به آرزوهایت میرسی، به دلار پول درمیآوری و جهانِ مدرن احتمالا صدای تو را بهتر و رساتر میشنود، لطفا به آنها بگو خودشان را کنار بکشند. و به ایران حمله نکنند. همین. بیشتر از این نباید وقت تو را گرفت. چون وقت تو ارزشمند است و نباید به مسائل جهان سوم تلف شود.
@manonasrin
اینا فیلمایی که میخوام هر هفته ببینم، اگه خواستید میتونیم باهم ببینیم✨
البته هر کدوم رو که دیدم و جالب بود میام بهتون میگم🫶🏼
زندگی شگفت انگیز By the sea Close 2022 فرانکشتاین ۲۰۲۵ پل به ترابیتیا ۲۰۰۷ Coda Sleepy hollow 1999 Atonement Amour انیمیشن in your dreams 2025
راستش ماجراهای بعد این اتفاق خیلی جالبتر بود.
برگشتم خونه و به همه دوستام پیام دادم تصادف کردم😂
رفته بودن مدرسه یه جوری به معلما گفته بودن که معلم ریاضیم وقتی منو دید تعجب کرد. گفت فکر میکردم دو دست و دو پات از همه نواحی شکسته الان با گچ سرتا پا تهش بتونی بیای کلاس😭😂
و این درحالیه که من فقط دستم خراش برداشته بود🤣
حتی یادمه کیانا کمکم داشت فکر میکرد نکنه مُردم، بعد مدرسه سریع اومد دم خونه به اصطلاح عیادت🤣
شاید آنهایی را که دوست دارم دیگر نبینم. شاید فلانی و فلانی و فلانی در غیاب من بمیرند. انتهای این «شاید» به کلمهی «هرگز» کلمهی تلخ و تاریکی است که تازگیها، مثل ادراک گنگ مرگ وارد ذهنم شده و آن پس و پشتها منتظر خودنمایی نشسته است.
جای دیگر - داستان اناربانو و پسرهایش | گلی ترقی
آسمان میدود ز خویش برون
دیگر او در جهان نمیگنجد
آه، گویی که این همه «آبی»
در دل آسمان نمیگنجد.
فروغ فرخزاد
اولین رکن بزرگسالی اینه که بدونی هیچ حرفی در این دنیا قطعیت نداره و نمیتونی واضح بگی حتماً اینطور میشه.
