آسمان✨ فاطمه یاوری
الذهاب إلى القناة على Telegram
269
المشتركون
+124 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
.
سوگ بدنمند
تأثیرگذارترین عامل در انتقال باورها نسل به نسل را هنر میدانم. موسیقی، شعر، نمایش، که نمایش چیزی جدای از دست افشانی و ابراز احساس با بدنمان نیست.
لوریس چکناواریان را دوست دارم، لهجهی ارمنیاش، موهای برففام و شوریدهاش، شور و شیداییش و مشتاق تماشای ۱۳ اکتبر ۱۹۳۷ هستم که مدتی محدود در هاشور اکران شد و تمام. دیدن مصاحبهاش را پیشنهاد میکنم.
به تجربهی من در مراسمهای سوگواری آیینی، انسانها بیشتر برای غمهای خودشان میگریند. حالا که در این روزها فضای دیارمان، ما را دعوت به سوگ میکند. ما هم به یاد داغهای بسیار و هنوز تازهای سوگواری میکنیم برای یادآوری مظلومیتهای بسیار که با چشمان خود دیدیم. همین یک سال، همین ده سال نه صد سال و نه هزار و چهار صد سال.
از پرواز ps752 تا هجدهم و نوزدهم دی و کودکان میناب. همهی قربانیان و جاویدنامان خفته در خاک.
جمعه با موزیکهایی مثل مرثیهای برای پرواز ۷۵۲ و... غمهایمان را با حرکت تنهایمان ابراز میکنیم.
🔹 یادآوری: در آسمان با هشتگ #لعل_صبر از آذرماه سال گذشته پیرو دورهی کتابنقد و فهرستی که برگزیده بودم به موضوع رقص سوگ پرداختهام.
.
درود دوستان عزیزم
یکشنبه شب به خاطر اختلالی که در سیم کارت و اینترنتم به وجود آمد، از کلاس بهرهمند نشدم. تا لحظهای که من در اسکایروم بودم تعدادمان به بیست رسیده بود. برای منی که تجربهی تنهایی برگزار کردن (ایستگاه دوازدهم) هم در این ۳۸ ایستگاه دارم؛ حضور هر همراه بینهایت ارزشمند است. راهیل جان لینک گوگل میت درست کردند و کلاس در آنجا ادامه پیدا کرد که من هم در پایان چند دقیقهای وصل و باز قطع شدم. گویا در آنجا ده تن از دوستان حضور داشتند. بسیار مایلند نظر حاضرین در کلاسشان را بدانند.
درخواستم این است که زیر همین پست. نظرات خود را در مورد کلاس راهیل جان ثبت بفرمایید.
درخواست من را میپذیرید؟
روز گفتار بیستم
دوستتون دارم
روز گفتار، تمرین گفتگویی کاملاً بداهه است. بدون سلام و درود و آداب معمول، مانند آزادنویسی شاید نه به آن رهایی😉
۳
۲ ۱دوشنبهها با تننامهام همهی توجهم را به کف پاهایم میدهم، باد پنکه حس خوب خنکی به آنها میدهد... هلالی در کف پای راستم: اول دبیرستان بودی، ۱۵ ساله، پایت را کوباندی به در شیشهای آشپزخانه و شیشهاش شکست و چه خونی راه افتاد و چه ترسیدی، کار به بخیه نکشید و تنها چند روزی لنگ میزدی از درد و سوزش. من ماندم به یادگار که گامهای آرام ماه را به یادت بیاورم و بگویم آهسته بران. فاطمه: راست میگویی، من هنوز پس از سی سال گاهی زیادی تند میروم توی در و دیوار زندگی. مرسی از تابیدن بجایت هلال تابانم. ادامه دارد... #تن_نامه
نامهی ما به شاهین
اسفند و بهار جنگ و عشق،
«ای وای گویووووم» جنگ شد. ولی قرار شد جوری باشه هم شما لذت ببرید، هم ما. ما که بیشترمون زنیم و به قول دایی جان، همدیگرُ بلدیییم. حسابی لذت بردیم، از دنبلان تا دیدار دوستان.
خلاصه که «حبستُ بکشم قناری» حقا که شاهینی، برادر نسیمی و پسر بهاری.
✍ آسمان آغاز تابستان
#نامه #هم_نویس
روز گفتار نوزدهم
اصن یه وضعی
روز گفتار، تمرین گفتگویی کاملاً بداهه است. بدون سلام و درود و آداب معمول، مانند آزادنویسی شاید نه به آن رهایی😉
روز گفتار هجدهم
خمیازه گفتار
روز گفتار، تمرین گفتگویی کاملاً بداهه است. بدون سلام و درود و آداب معمول، مانند آزادنویسی شاید نه به آن رهایی😉
۳۸ایستگاه رقص سی و هشتم 💃 فردا شب، یکشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۳۱ ساعت ۱۹ با حضور راهله لحمی عزیز مربی بین المللی سلامت بدن و ذهن🌱 با حرکت آگاهانه (Somatic movement) آشنا خواهیم شد. راهله جان تاکید کردند، مکانی را انتخاب کنیم که راحت باشیم، حریم شخصی خودمان را داشته باشیم تا بتوانیم در رهایی، حرکات را انجام دهیم. همچنین مربی عزیزمان، همراه داشتن کاغذ و قلم که ما همیشه به همراه داریم را تأکید کردند.📝 در پایان زادروز اعظم جان را با موزیک انتخابی خودشان، شب شب شعر و شوره، شهره جشن میگیریم. 🎂 لطفاً در صورتی که تشریف میآورید عدد ۷ بگذارید 🤩 (ایستگاه رقص ۳۸ به دلیل حضور مربی و کلاس خودم بعد از ایستگاه، ساعت ۱۹ برگزار خواهد شد.) #زاد_شاد #ایستگاه_رقص #با_هم_رقصیدن_تمرین_برابریست
۲
۱جمعه و زیبایی زمین چند سال پیش به دالانی از بازار بزرگ تهران که ادویه و آجیل میفروختند وارد شدم. به به چه عطری در فضا بود. همان آن، یاد آقای سلطانی افتادم؛ پدر دوست قدیمی و نابم زهره که بسیار دوستشان داشتم و هنوز هم پس از گذشت نزدیک ده سال از کوچشان از زمین... با خودم گفتم، بیسبب نبود آن همه مهرشان، سالها با این شمیم دلنشین، همنشین بودند. پس پرسش و هراسم از همنشینی با شمیمی مشکوک، پر بی راه نبود اما، شکار شک نشدم و اشتیاق به کشف، نگرانیم از بوی نامطبوع را خیلی زود برطرف کرد. متوجه شدم ما نه تنها بوی تعفن زبالههای شهر را کم میکنیم بلکه به بوی خاک پاک و جنگل، جنگل، جنگل تبدیل میکنیم. روزی پخش زمینشان کرده بودم و مشغول هوادهی، (اوایل این کار را زیاد انجام میدادم. پس از پنج سال، روش هم دگرگون میشود.) خواهر بزرگترم زهرا برای نخستین بار از نزدیک دیدشان و گفت: « من فکر میکردم بوی بدی داشته باشه ولی بوی طبیعت میده.» به خصوص اگر خوب هوادهی کنیم، عطر طبیعت بیشتر خواهد شد. گاهی کپک هم میزنند که طبیعی است و مرحلهای از پوسیدن ولی نباید حجم کپک زیاد باشد، نشانهی این است که ترها کامل پوشیده نشده یا هوادهی مناسب نبوده یا رطوبت زیاد. کم کم دستمان میآید. مثل آشپزی. هوا گرم شد و خیلی زود، هندوانه این دردانهی کود رسید. شگفتانگیز بود برایم، پوستی ضخیم و پرحجم، زودتر از همهی پوستها ریز و پودر شد. به سبب آب بسیار در بافتش و خورشید تابستان که در آغوش میکشیدش. ادامه دارد ✍ آسمان زمین #من_از_زباله_تر_خاک_می_سازم
۲
۱جمعه و زیبایی زمین چند سال پیش به دالانی از بازار بزرگ تهران که ادویه و آجیل میفروختند وارد شدم. به به چه عطری در فضا بود. همان آن یاد آقای سلطانی افتادم، پدر دوست قدیمی و نابم زهره، که بسیار دوستشان داشتم و هنوز هم پس از گذشت نزدیک ده سال از کوچشان از زمین... با خودم گفتم، بیسبب نبود آن همه مهرشان، سالها با این شمیم دلنشین، همنشین بودند. پس پرسش و هراسم از همنشینی با شمیمی مشکوک، پر بی راه نبود اما، شکار شک نشدم و اشتیاق به کشف، نگرانیم از بوی نامطبوع را خیلی زود برطرف کرد. متوجه شدم ما نه تنها بوی تعفن زبالههای شهر را کم میکنیم بلکه به بوی خاک پاک و جنگل، جنگل، جنگل تبدیل میکنیم. روزی پخش زمینشان کرده بودم و مشغول هوادهی، (اوایل این کار را زیاد انجام میدادم، پس از پنج سال روش هم دگرگون میشود.) خواهر بزرگترم زهرا برای نخستین بار از نزدیک دیدشان و گفت: « من فکر میکردم بوی بدی داشته باشه ولی بوی طبیعت میده» به خصوص اگر خوب هوادهی کنیم، عطر طبیعت بیشتر خواهد شد. گاهی کپک هم میزنند که طبیعی است و مرحلهای از پوسیدن ولی نباید حجم کپک زیاد باشد، نشانهی این است که ترها کامل پوشیده نشده یا هوادهی مناسب نبوده یا رطوبت زیاد. کم کم دستمان میآید. مثل آشپزی. هوا گرم شد و خیلی زود، هندوانه این دردانهی کود رسید. شگفتانگیز بود برایم، پوستی ضخیم و پرحجم، زودتر از همهی پوستها کوچک و پودر شد. به سبب آب بسیار در بافتش و آغوش خورشید تابستانش. ادامه دارد ✍ آسمان زمین #من_از_زباله_تر_خاک_می_سازم
۳۷ایستگاه رقص سی و هفتم 💃 ساعت ۱۹:۳۰ امشب زادروز حمیرا جان را با موزیک انتخابی خودشون، لوند و دلبرانه بیژن مرتضوی جشن میگیریم.🎂 #زاد_شاد #ایستگاه_رقص #با_هم_رقصیدن_تمرین_برابریست
