•آسـیمه•
الذهاب إلى القناة على Telegram
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
196
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
196
ای جماعت نه اگر بیش کمی عار کنید
کی شما روزه گرفتید که افطار کنید ؟
چون خیلی قشنگ بود دوباره فرستادم
196
گاهی اوقـات صـلاح است که تنها بشوی
چون مقـدّر شده، تک خال ورق ها بشوی
گاهی اوقات قرار است که در پیلهی درد
نـم نمـک ! شـاپـرکـی، زنـده و زیبا بشوی
گاهی انگـار ضـروریست بِگَـندی در خود
ّتا مبـدّل به شـرابـی، خوش و گیرا بشوی
گاهی از حملهی یک گربه قفس میشکند
تـا تـو پـرواز کـنـی ، راهـی ِ صحرا بشوی
گاهی از خار گـل سرخ، بِرَنجی بد نیست
بـاعــث مــرگ ِ گـل ِ ســرخ ، مبادا بشوی
گاهی از چـاه ، قرار است به زندان بروی
آخــر ِ قـصـه ، هـم آغــوش زلیخا بشوی
196
دلخوشم با غزلی تازه، همینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم،کافیست
قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو؟
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
گلهای نیست؛من و فاصلهها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست
آسمانی تو؛در آن گستره،خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم، کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچهی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا،خوب ترینم کافیست
196
خیلی آشفتهم
شرایط جنگی هم بسیار ناراحتکنندهست
مدتهاست خانوادهمو ندیدم و تو شهر خودم نیستم
196
انقدرررر این ترم سنگین گذشت که حقیقتا فرسوده شدم
دوماهه دارم امتحان میدم و هنوز کلی مونده
196
چندروز پیش یه لحظه به هیئت علمی شدن فکر کردم،
بعد سریع یه دعوایی با خودم کردم الحمدلله قضیه جمع شد.
196
مقطعی که طرح میرفتم، میگفتم فضای بالین خیلی حس رکود داره، زوده برام که وارد روزمرگی بشم و از الان روتین یکنواخت سرکار خونه سرکار خونه و تجربه کنم،
باید دوباره به فضای پویای آکادمیک برگردم
🤡🤡🤡🤡
196
اصلا یکی از جذابیتهای بهشت برای من اونجاست که جعبهسیاههای دنیا رو باز میکنن از حقایق پنهان مطلع میشی.
