•آسـیمه•
الذهاب إلى القناة على Telegram
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
196
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
196
من یادمه خواهرم اون موقع یکی دوتا دفترچه بزرگ سوال داشت،
یه بار باید برم ببینم چی نوشته بود داخلش🤣
196
نه منظورشون اینه که سوالات باید در همین حد باشه دیگه تخصصی نباشه.
دقیق نمیدونم ولی مامانه میگفت سوالای سخت پرسیده🤣
196
مگه سوالات فقهی هم میپرسند😐👀👀👀
آیا نماز میخونی و روزه میگیری؟
دیگه مگه امتحان سطح حوزهست که وارد جزئیات شن؟؟🙄🙄
196
من یک دوست اینجوری داشتم مامانش ما رو سرویس کرده بود،
طبیعتا بازی بچهها قهر هم داره دیگه، ما یه جر(در لهجه شیرازی یعنی جروبحث) ریزی میکردیم مامانش سریع ورود میکرد که ای واای بچهممم ناناعت شده😐
196
من یک دوست اینجوری داشتم مامانش ما رو سرویس کرده بود،
طبیعتا بازی بچهها قهر هم داره دیگه، ما یه جر(در لهجه شیرازی یعنی جروبحث) ریزی میکردیم مامانش سریع ورود میکرد که ای واای بچهممم ناناعت شده😐
196
بعضی آدما چقدر به رفتارای ناپختهٔ بچههاشون وقع مینهن😐
چندماه پیش، حاجخانم یه دختری رو معرفی کرد به یه پسری، دختره کمسن بود فکر کنم ۲۰ حدودا.
بعد اینا با هم صحبت کردن، پسره انگار خیلی سوالات سخت فقهی پرسیده بود از طرف(جوگیر😐😂)، بعد دختره زیاد سر در نیاورده بود، حالا کاری نداریم با اینکه جلسه اول سوالات فقهی نمیپرسن ولی بطور کل پسره ظاهراً از این اهل مطالعههای با اطلاعات و فعال و اینمدلی بوده بعد براش مهم بوده طرف هم این شکلی باشه بعد دیگه اون نظرش منفی بود.
حالا دختره ظاهراً خوشش اومده بود از طرف. بعد حالا مامان دختره مضطربببب که وای دختر من خوشش اومده حالا چکار کنیم اونا نظرشون منفیه😐 واای من به مادرم اینا گفته بودم قضیه رو حالا اگه اینا نخوان ادامه بدن برای من زشت میشه😐😐😐 وای دختر من خیلی ناراحت شده😐😐😐
بعد مامان پسره هم ناراحتتتتتت که اینا به من گفتن اگه شما ادامه ندید برای ما زشت میشه آخه من که خودم مخالفم چکار کنم این پسر نظرش منفیه، تقصیر پسر منه که خوشش نیومده، من کلی باهاش حرف زدم باهاش دعوا کردم که تو چرا داری اینجوری میکنی😐😐😐
و من اینجوری بودم که🗿🗿🗿🗿 چرا انقدر دارن بزرگ و جدی میکنن قضیهای رو😐 یهههه بار همو دیدن و نشده دیگه، چرا زشت بشه مگه با اولین نفر که حرف میزنی باید ازدواج کنی😐 بعد مگه فورا باید بری بگی برای فامیل که چی شده و چی نشده😐 بعد مگه هرچی بچهٔ ناپختهٔ شما میگه باید بگی چشم و انقدر با استرس و ناراحتی بیفتی دنبالش و خانواده پسر رو تحت فشار بذاری😐😐😐 مگه نباید بعنوان بزرگتر توجیهش کنی و مثل یک عاقل باتجربه برخورد کنی با قضیه نه اینکه به ساز یه ذره بچهت بسازی رفتار عجیب نشون بدی😐
خلاصه که ما یه معرفی کردیم مامان دختره خل و چل کرد مارو😐
196
چندروز پیش با نماینده کلاسمون راجع به قضایای این ترم صحبت میکردم، گفت بعد از بحث سیاسی کلاس(که «خودشون»، با «توهین»، شروع کرده بودن)، اومدن به من گفتن اینا رو از گروه ریموو کن.
منم گفتم اینها آدمهای نابالغی هستن که نه تنها گفتگو بلد نیستن، بلکه در بحثی که خودشون شروع میکنن هم طاقت پاسخ شنیدن و گفتگوی مودبانه رو ندارن.
دیکتاتورکوچولوهای بهقدرتنرسیده اگر میتونستن حتما از دانشگاه هم اخراجمون میکردن، ولی خب فقط یه گروه دانشگاه دستشونه و تو همون اندک اختیار هم میخوان روحیه فاشیستیشون رو اثبات کنن🙏🏻
196
Repost from N/a
اردشیر ساسانی خطاب به پسر و جانشینش شاپور اول:
بدان که ملک و دین با هم توأم هستند و هریک را باید نگهبان دیگری دانست.
196
من دوش دعا کردم و باد آمینا
تا به شود آن دو چشمِ بادامینا
از دیدهٔ بدخواه تو را چشم رسید
در دیدهٔ بدخواهِ تو بادا مینا
#ابوسعید_ابوالخیر
196
پسرهای ارزشی فکر میکنن در مسیر دفاع از آرمانهای امام دیگه هر ادبیاتی میتونن داشته باشن و هر نوع نمکی میتونن بریزن.
حالا همینو اگه یه دختر گفته بود یک هجمهٔ بزرگی در انتظارش بود(البته به حق).
