ar
Feedback
L'inessentiel (hotd era)

L'inessentiel (hotd era)

الذهاب إلى القناة على Telegram

کاش دایناسور بودم. زیبا ، سبز ، منقرض شده anon: http://t.me/Silentglitchbot trakt:https://app.trakt.tv/profile/h00d11 Private:https://t.me/+Jzfhd8LIJTo3ZmI0

إظهار المزيد
إيران140 385الفئة غير محددة
315
المشتركون
-224 ساعات
-57 أيام
+6630 أيام
أرشيف المشاركات
Time went by, but One Direction has never been just a boy band to me. From the day I started listening to their songs because I thought they were cute to today, 16 years since their debut, they have always felt like home to me, even if I don't visit that home often. And I don't think I'll ever grow out of them or be able to skip one of their songs without feeling nostalgic. Happy 16th anniversary, my boys.

بابا دیگه اورموند براش سکه هم زده. چی میخواید دیگه؟؟

photo content

ینی حتی خاضر شدن به شخصیت کورلیس گند بزنن ولی باژم به این قضیه اشاره کنن.

فان فکت: توی کتاب شاید یک دهم مقداری که توی سریال به حروم زاده بودن پسرای رنیرا اشاره میشه، اشاره میکنه. بعد سریال کلا بیس شخصیت رنیرا رو گذاشته رو این قضیه

ینی حتی از the cats queen هم استفاده میکردن بهتر بود💀

ینی hbo اجازه نمیده سی ثانیه از دستش حرص نخوری.

Repost from N/a
photo content

تیک تاک رو باز کردم کلی ادیت ازشون خورد تو صورتم. بابا یه لحظه اجازه بدین من تازه چشام رو باز کردم😭

امروز همش خواب بودم، برکت سالگرد واندیه.

ترم چهارم تموم شد 4 more to go✅

وای تموم شد. تموم شد

Repost from N/a
سیدنی رز اشتباهی دفتر خاطرات من رو خوند و تصمیم گرفت We hug now رو بخونه

بیلی ایلیش اشتباهی دفتر خاطرات منو باز کرد و خوند و تصمیم گرفت no time to die رو درباره‌اش بنویسه.

جدی حتی یه دونه اهنگ گریسی هم نیست که نتونم باهاش ریلیت کنم. Not a single one

گریسی ابرامز زندگی و دفتر خاطرات منو دید و تصمیم گرفت خواننده شه که بتونه درباره‌ش آهنگ بخونه.

تیون اشتباهی دفتر خاطرات من رو باز کرد و خوند و تصمیم گرفت blue رو درباره اش بنویسه.

Repost from Homesick 🕸
هالزی اشتباهی دفتر خاطراتم رو برداشت و خوند و تصمیم گرفت bad at love رو بنویسه

کنن گری اشتباهی دفتر خاطرات منو باز کرد و خوند و تصمیم گرفت family line رو درباره‌اش بنویسه.

ابا دفتر خاطرات من رو باز کرد و تصمیم گرفت the winner takes it all رو بنویسه.