ar
Feedback
لئون نیکولایویچ.

لئون نیکولایویچ.

الذهاب إلى القناة على Telegram

غالب اوقات مغموم و متفکر بود بدون اینکه بداند چرا. @Leoniiik_bot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
208
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
این آقاهه رو خیلی دوست

باورم نمی‌شه نشستم با بابام Queer Eye دیدم.

It's true I know that eyes of love Might dim the view for me But eyes of love can see so much That other eyes don't see

Engelbert - Through the eyes of love.mp35.90 MB

ولی الان واقعا وقت افسرده شدن نیست سما. کاش اینو بفهمی و پاشی بری درستو بخونی احمق.

تلاش داداشم برای اینکه بخندونتم موقعی که ناراحتم خیلی بامزه‌ست.

می‌گم از آدما خسته‌‌ام ها، ولی هنوز هم به طرز عجیب و غریبی دوستشون دارم.

خاطراتِ عزیزی دارم، کاش گذر زمان جزئیاتشون رو از یادم نبره.

خیلی اورولمد می‌شم جدیدا اصلا دوست ندارم این حس رو.

Am I being too subtle, or are you just too oblivious?

Repost from N/a
I always want to be alone, but when I really am, it feels like I'm sinking underwater and can't save myself.

چهارنفری می‌شینیم، از زندگی می‌گیم، بحث می‌کنیم و می‌خندیم و من خوشحال‌ترین آدم جهانم.

Engelbert Humperdinck - The Way It Used To Be.mp33.05 MB

خیلی اصرار داشتم برای خودم رو خوشحال نگه داشتن. انگار می‌خواستم به زور غم رو دور نگه دارم. ولی نمی‌شه غمی که تا عمق وجود آدم نفوذ کرده رو دور نگه داشت. نمی‌شه ازش فرار کرد.

Saba Strange - The Way We Were.mp36.03 MB

حالا که بالاخره این اشک‌ها اومدن، دیگه نمی‌خوام جلوشون رو بگیرم. گریه می‌کنم. برای همه‌چیز گریه می‌کنم. برای تمام چیزهایی که دارم و ندارم، تمام چیزهایی که می‌خواستم داشته باشم و تمام چیزهایی که از دست دادم، گریه می‌کنم. برای دوستی که بعد از پیش‌دبستانی گمش کردم، گریه می‌کنم. برای کسی که جز عشق چیزی بهش ندادم و جز غم چیزی بهم نداد، گریه می‌کنم. برای تنهاییِ سمایِ کلاس ششم گریه می‌کنم. برای تجربه‌ای که به هیچکس نشد بگم، گریه می‌کنم. برای سمایی که از ترس سکوت کرد و خودش رو به خواب زد، گریه می‌کنم. برای خنده‌ای که پشتش کلی غصه بود، گریه می‌کنم. برای احساس طرد شدن گریه می‌کنم. برای آقاجون گریه می‌کنم. برای کسی که بهترین بغل‌های دنیا رو بهم می‌داد، گریه می‌کنم. برای بوسه‌ی روی پیشونی گریه می‌کنم. برای کسی که ساعت‌ها از دور نگاهش می‌کردم، گریه می‌کنم. برای احساس پشیمونی گریه می‌کنم. برای کسی که یادآورِ تلخیِ شیرین‌ترین خاطره‌ی زندگیم بود، گریه می‌کنم. برای عمو گریه می‌کنم. برای شبی که صدای تیر تو آسمون پیچیده بود و کاری از دستم برنمیومد، گریه می‌کنم. برای اون همه زندگی‌ِ از دست رفته گریه می‌کنم. برای امیدی که یک دقیقه بعد از نیمه‌شب به سراغم اومد و عین یه رویای کوتاه تموم شد، گریه می‌کنم. برای چیزهایی که نمی‌شه گفت و نمی‌شه نوشت، گریه می‌کنم. برای این همه غم، گریه می‌کنم.

آخ بغضِ تو گلو، خسته‌ام کردی.

یادش به خیر یه زمانی شبا زود می‌خوابیدم چون ترس اینو داشتم که اگه نخوابم قدم بلند نمی‌شه.🧍

ابرها چقدر سریع دارن حرکت می‌کنن.