امپراتوری اتریش-مجارستان
الذهاب إلى القناة على Telegram
بزرگترین فیلسوف آسیای غربی و مصرف کنندۀ چای پُررنگ
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
238
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
یه روز میرم چندتا برگه پرینت بگیرم و دیگه برنمیگردم. (از بلندترین ساختمون شهر پریدم)
داستان شما:
سلام پسرم ۱۶ سالمه
اقا ما یه رلی داشتیم این پفیوز میرفتیم بیرون دست میزد به باسن ما اقا بهش میگفدم نکن اقا این حرکت چیه تو دختری گف همه دخترا به باسن پسرا علاقه دارن دیگه گفدم اوکی ولی تو خیابون نع دیگه گذشت یه روز امد گف من ننع بابام رفتن مهمونی شب نمیان خونه بیا خونمون خالیه رفتم دیگه کار کشید بع جای باریک خلاصه ببخشید طولانی شد این یه دیلدو از کمد دراورد گف باید بزاری منم بکنمت اقا به هر بدبختی شد فرار کردم از اونجا هانیه هرجا هستی کی.روم بزنه بهت لاشیه تخمی
مراقب باشین دیگه به دخترام نمیشه اعتماد کرد
• @KKKIIIRRR
